بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

بسم الله الرحمن الرحیم
شرکتهای بازاریابی شبکه ای، دارای ابعاد مختلفی میباشند که باید با رویکردی سیستمی مورد بررسی قرار گیرند. از جمله این ابعاد میتوان به مواردی چون ابعاد فقهی، قانونی، روانشناختی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اعتقادی و... اشاره کرد.
بی شک، بررسی بازاریابی شبکه ای بدون لحاظ ابعاد مختلف آن، عقیم و ناکارآمد خواهد بود.
این پایگاه در صدد بررسی ابعاد این مسئله با رویکرد انتقادی میباشد.

لینک کانال تلگرام:
t.me/onnetworkers

onnetworkers@

۱۰۹ مطلب با موضوع «مقالات درباره بازاریابی شبکه ای» ثبت شده است

* ارسالی توسط یکی از مخاطبین سایت.

چند چراغ‌قرمز که من در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای دیدم:

 1. شما مشتری شرکت هستید نه بازاریاب
شرکت‌های معمولی حتی اگر یک کارمند اضافه استخدام کنند به ‌اندازه حقوق آن کارمند متضرر خواهند شد ولی اگر یک شرکت بازاریابی شبکه‌ای نتواند "بازاریاب" جدید بیابد ورشکسته خواهد شد. این به این دلیل است که شما مشتری و منبع درآمد شرکت هستید نه کارمند شرکت و شرکت از ضرری که درنتیجه خرید کالاهای آن خواهید کرد، سود می‌برد.

2. فضای شرکت‌های شبکه‌ای مشابه فضای یک فرقه است
در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای به بازاریابان (بخوانید مشتریان) گفته می‌شود درآمد شبکه منطقی نیست و به شیوه‌های گوناگون منطق و اندیشه انتقادی مشتریان تضعیف می‌شود. در این شرکت‌ها افراد رأس هرم به‌نوعی پرستیده می‌شوند و صفات فرا انسانی به آن‌ها نسبت داده می‌شود.

 3. تعداد بسیار کمی از بازاریابان (بخوانید مشتریان) شرکت درآمد ثابت دارند
همه شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای متشکل از لشکری بازنده و تعداد معدود افراد با درآمد کافی هستند. آموزش‌دهندگان شرکت درآمد این افراد را به نحوی اغراق‌آمیز برجسته می‌کنند ولی چیزی از اکثریت متضرر نمی‌گویند.

 4. شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای طرح اقتصادی خود را «کامل» و در صورت شکست، فرد را متهم می‌کنند
در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای طرح اقتصادی کامل جلوه داده می‌شود و به بازاریابان گفته می‌شود تنها دلیل شکست در شبکه تلاش نکردن است. این ترفندی است که برای فرافکنی، رفع مسئولیت و القای عذاب وجدان به فرد در صورت شکست استفاده می‌شود. با این حال، مسئله این شرکت‌ها در طرح اقتصادی آن‌ها است که طراحی‌شده است تا عده‌ای معدود از زیان عده‌ای کثیر سود ببرند.

5. سو استفاده از روابط عاطفی
شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای از روابط عاطفی افراد برای منفعت خود سوءاستفاده می‌کنند. از بازاریابان جدید خواسته می‌شود تا به نزدیک‌ترین افراد زندگی خود بیاندیشند و مشتریان و شاخه‌های خود را از میان آن‌ها انتخاب کنند. این منجر به انتقال حس نارضایتی از کالا به رابطه عاطفی و فاصله گرفتن خانواده و دوستان از بازاریاب می‌شود (که به عنوان یک فروشنده نگریسته می‌شود) که خود منجر به فرورفتن بیشتر بازاریاب در دام بازاریابی شبکه‌ای می‌گردد.

 6. فروش تلقینی
معمولاً فرد زمانی اقدام به خرید کالا می‌کند که شخصاً به آن احساس نیاز کند. در این هنگام او به ارائه‌دهنده کالا مراجعه کرده و کالا را خریداری می‌کند. اما در بازاریابی شبکه‌ای کالا از راه تلقین نیاز و یا حتی تحقیر مشتری با برجسته کردن کاستی‌های او فروخته می‌شود. این مسئله ریشه در ماهیت فروش مستقیم  و انبار شدن کالا نزد بازاریاب دارد.

7. درآمد خالص منفی
برخی از بازاریابان شرکت‌های شبکه‌ای می‌اندیشند از این راه درآمدی داشته‌اند چون درآمد ناخالص خود را می‌بینند و فراموش می‌کنند درآمد خالص آن‌ها پس از کسر همه هزینه‌ها از درآمد ناخالص محاسبه می‌شود. شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای کالا را با تخفیفی اندک به بازاریابان جدید می‌فروشند و برخی بازاریابان هم فراموش می‌کنند برای محاسبه درآمد خالص خود باید هزینه زمان، کرایه، حمل، انبارداری و... را از سود ناخالص خود کسر کنند. اگر منظور از درآمد درآمد خالص باشد، درآمد خالص بسیاری از بازاریابان منفی است که به معنی متضرر شدن اکثر بازاریابان است.

8. کالا پوششی برای ساختار هرمی شرکت است
بسیاری از بازاریابان شرکت‌های شبکه‌ای اقرار می‌کنند که علاقه‌ای به فروش ندارند و امیدوارند روزی بتوانند از شاخه‌ها (افرادی که جذب می‌کنند) درآمد کسب کنند. ازآنجاکه افراد جدید نیز به این امید به بازاریابی شبکه‌ای کشیده می‌شوند (یعنی به امید سود از زیان دیگران) کالا تنها یک پوشش برای پنهان کردن ساختار هرمی شرکت است.

9. فروش اجباری
در شرکت های بازاریابی شبکه ای افراد به شیوه های مختلف مجبور به خرید کالا از شرکت می شوند. با این که خود شرکت معمولا وانمود می کند مخالف فروش اجباری است، ولی این طرح اقتصادی شرکت است که افراد را وادار به فشار به زیرشاخه ها برای خرید می کند چون هزینه پرداختی توسط فرد برای کالا میان اعضای بالاتر از او در هرم تقسیم می شود و تا خریدی انجام نشود این اتفاق نخواهد افتاد.
  • محمد

مطابق قانون سادهٔ عرضه و تقاضا در اقتصاد، زمانی که عرضهٔ یک کالا از تقاضایش پیشی بگیرد تقاضا کاهش می‌یابد. در این نوع بازاریابی نیز پس از اشباع بازار بخاطر افزایش تعداد بازاریاب‌ها و عرضه محصول تقاضا کاهش می‌یابد و با کاهش کشش بازار زمینه برای فروپاشی هرم فراهم می‌شود. البته وقوع این مسئله عموماً آسیبی به لایه‌های اولیهٔ هرم شبکه نمی‌رساند اما افرادی که تازه‌وارد این عرصه شدند را ناکام خواهد گذاشت چراکه سود زیادی به آنها نمی‌رسد. نمونه‌هایی از عدم کسب موفقیت و درآمد معقول در بازاریابی شبکه‌ای:

  • تنها ۱۰ درصد فروشندگان شرکت Amway’s که یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین شرکتهای مبتنی بر بازاریابی در آمریکا و جهان است توانستند درآمدی داشته باشند.
  • از ۳۳۰۰۰ فروشنده مورد بررسی از شرکت Amway’s تنها ۹۰ نفر موفق به کسب درآمد در حد متوسط جامعه شده بودند و ۹۹/۷ درصد توفیقی نداشتند
  • در سال ۲۰۰۷ تنها ۱ درصد از فروشندگان شرکت Mona Vie’s موفق به دریافت سود شده بودند.
  • در سال ۹۸ درآمد سالانه ۹۰ درصد از بازاریاب‌ها در آمریکا از ۵۰۰۰ دلار در سال کمتر بود که با درآمد حداقلی برای زندگی تفاوت فاحشی دارد.
  • در سال ۲۰۱۰ درآمد ۸۴ درصد از فروشندگان شبکه Fortune در آمریکا از ۶۰۰۰ دلار در سال کمتر بود و ۳۰ * درصد کل فروشندگان هیچ درآمدی نداشتند.
  • تنها ۰٫۱۴ درصد از میان ۲٫۷ میلیون فروشنده شرکت Herbalife (از شرکت‌های بزرگ مبتنی بر بازاریابی شبکه‌ای آمریکایی) توانسته‌اند درآمد بالای ۲۰ هزار دلار در سال داشته باشند (این درآمد در آمریکا به مراتب از خط فقر کمتر است!) و ۹۳ درصد از فروشندگان هیچ سودی از محل فروش دریافت نکرده‌اند.

همچنین این شغل همواره با مراجع قانونی و اقتصادی در کشمکش بوده و در برخی کشورها نیز به کلی غیرقانونی است. مطابق اظهارات سازمان تجارت فدرال آمریکا این شرکت‌ها خطرناکند چراکه درصورت فروپاشی هرم به جز افراد اولیهٔ هرم که تعداد قلیلی هستند بقیه دست خالی می‌مانند. این سازمان ضمن اذعان به مشکوک بودن بعضی از این شرکت‌ها توصیه نموده «بهتر است در برنامه‌ای که حقوق شما به جای فروش خودتان به تعداد زیرمجموعه‌های شما بستگی دارد وارد نشوید» بازاریابی شبکه‌ای به حدی از نیل به ثبات و آرامش در دنیای اقتصاد به دور مانده که شرکت Amway’s که از قدیمیهای این عرصه است بعد دهه‌ها فعالیت فراتر از صدمین خرده فروش بزرگ دنیا نرفته.


*منبع

  • محمد

شاید شنیده باشید که این روش یک روش نوین بازاریابی است اما این جمله اصلا صحت ندارد. اولین روش های بازاریابی شبکه ای در سال ۱۹۳۹ توسط Amway’s  امتحان شدند. گرچه بازاریاب های شبکه ای مدام از ناکارآمدی روش بازاریابی کلاسیک و سقوط قریب الوقوع آن حرف می زنند و ادعا می کنند روش بازاریابی شبکه ای به زودی به روش بازاریابی غالب جهان تبدیل خواهد شد اما زورق به گل نشسته بازاریابی شبکه ای در سالهای طولانی راهی به دریای آرامش نیافته است. با گذشت سالها هنوز بزرگترین شرکت های این عرصه از جمله شرکت کذایی Amway’s نتوانسته جایگاهی بزرگتر از صدمین خرده فروش جهان را به دست آورد.

ذات بازاریابی شبکه ای باعث می شود این ماشین زیر وزن خودش له شود. اما چگونه؟

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است. لطفا تا انتها مطالعه فرمایید.

یکی از مدلهای بازاریابی و تجارت که از سال ۱۳۹۰ وارد ایران نیز شد و حتی جنبه قانونی پیدا کرد، بازاریابی چند سطحی یا شبکه ای بود. مدل فروش بازاریابی شبکه ای که شباهت هایی به مدل های شرکت های هرمی داشت مورد بحث و مناقشات فراوانی بود و عده ای نیز با هدف کسب درآمد فراوان به این کسب و کار وارد شدند اما بازاریابی شبکه ای چیست؟ چگونه کسب درآمد می کند و مسائل قانونی و شرعی پیرامون آن به چه صورت است؟ برای یافتن پاسخ سوالات بالا در ادامه با ما همراه باشید.

  • محمد

* این نوشتار از اینجا اخذ شده است

«۶ ماهه بارم را بستم. از صفر شروع کردم، الآن دستم به جیب خودم هست.» این‌ها را یک بازاریاب شبکه‌ای می‌گوید. لیلا ۲۸ سال سن دارد که به‌ تازگی ازدواج‌کرده، می‌گوید حقوق شوهرش کفاف خرج و مخارجشان را نمی‌داد، پس ناگزیر به دنبال کار می‌گشت که با شهناز آشنا شد و به قول خودش پرزنتش کرد. در کار خرید و فروش لوازم‌ آرایشی و بهداشتی است. در پاسخ به اینکه چرا نمایندگیِ شرکت مربوط را نمی‌گیرد و کار مستقلی راه نمی‌اندازد، می‌گوید: شرکت و مسئولان آن شدیداً با این موضوع مخالف هستند، و در دوره‌ها و کلاس‌های توجیهی به ما گفته‌شده به‌هیچ‌عنوان برای اقلام شرکت نمایندگی و مغازه نزنیم، چون تمام خریدها باید اینترنتی باشد.

این فروشنده می‌افزاید: عضویت در این شرکت به‌گونه‌ای است که مسئولی ما را توجیه می‌کند، من به‌عنوان زیرمجموعه او باید ۵ عضو به گروه اضافه کنم و این روند همین‌طور ادامه دارد، به ازای هر عضوی که وارد زنجیره شود شرکت هزینه‌ای به‌صورت ماهانه به حسابم واریز می‌کند. هرچقدر این عضوگیری بیشتر باشد هزینه هم بیشتر است؛ جدای از این بابت فروش اقلام شرکت هم هرماه هزینه‌ای دریافت می‌کنم.

لیلا درباره نحوه فروش اقلام آرایشی و بهداشتی تصریح می‌کند: برای فروش اقلام ابتدا بین آشناها و دوستان تبلیغات اولیه می‌کنم، بعد از آن هر هفته در روز مشخصی در منزل خودم یا آرایشگاه‌هایی که از قبل هماهنگ می‌کنیم “شوی تبلیغاتی” برگزار می‌کنیم؛ مشتریان همه اقلام را می‌بینند و مسئول گروه خواص و ویژگی‌های اقلام را توضیح می‌دهد در صورت درخواست مشتری‌ها بیعانه‌ای دریافت می‌شود و پس از دو هفته درازای دریافت وجه کامل کالاها  تحویل می‌شود. به گفته وی مشتری در صورت انصراف نمی‌تواند بیعانه خود را پس بگیرد.

این فروشنده بابیان اینکه در هر شوی تبلیغاتی مبلغی بین یک و نیم تا دو میلیون تومان فروش می‌کند، می‌گوید: از این میزان فروش در صورتی‌که به فروش واقعی برسد ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار تومان به‌ عنوان پورسانت از شرکت برای من منظور می‌شود، که در پایان هرماه به حسابم واریز می‌شود.

بازاریابی شبکه‌ ای

بازاریابی شبکه‌ ای

بازاریابی شبکه‌ای یا هرمی؟

بازاریابی شبکه‌ای یا Network Marketing که این روزها با عنوان بازاریابی چند سطحی هم معرفی می‌شود، نوعی شیوهٔ فروش است  که شرکت‌ها محصولات خود را بدون  تبلیغات و واسطه به فروش می‌رسانند و مشتری‌ها در ادامه می‌توانند با بازاریابی برای این شرکت‌ها درصدی به‌عنوان سود از شرکت دریافت کنند. در این نوع بازاریابی؛ بازاریاب‌ها به‌صورت «تبلیغات کلامی» یا «تبلیغات چهره به چهره» و برگزاری مراسم‌هایی کالاها را به مشتریان خود معرفی می‌کنند و اغلب خریدها اینترنتی انجام می‌شود.

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

* نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


پیش نوشت یک: این مطلب را می‌شد و می‌شود به عنوان بخشی از سلسله بحث‌های مربوط به شبکه های هرمی در نظر گرفت (قسمت اول، دوم، سوم، چهارم). اما ترجیح دادم در عنوان آن از شبکه های هرمی استفاده نکنم تا به خاطر داشته باشیم که این بحث و چنین بحث‌هایی را در زمینه‌های بسیار متفاوت و متنوعی از زندگی می‌توان مطرح کرد (یا لااقل به آن فکر کرد).

علت اینکه از بهروز اسم بردم این است که اصل این بحث، با خواندن حرف‌های بهروز در زیر قسمت چهارم بحث در مورد شبکه های هرمی به ذهنم رسید. وگرنه، بهروز در آنجا سوالی مطرح نکرده بود و ضمناً من کاملاً با  حرف‌ها و دیدگاهی که در آنجا مطرح کرد موافقم. بنابراین شاید بتوان بحث کالیبراسیون اشتباه را ادامه‌ی بحث‌های بهروز دانست.

بهروز در آنجا چنین جمله‌ای داشت: می‌تونم بگم مطمئنم که یک نتورکر شکست خورده و مال باخته، به مراتب مدل ذهنی بدردنخور تری از کسی داره که وارد اینجور بازیها نشده.

من می‌خوام سمت دیگر ماجرا رو بگم: به نظرم یک نتورکر موفق شده و مال به دست آورده، در مقایسه با کسی که شکست خورده و مال‌باخته، به مراتب مدل ذهنی و ذهنیت ضعیف‌تر و ناکارآمدتری خواهد داشت.

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

* نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


منطقی است وقتی با یک مجموعه از افراد همراه می‌شویم، از خودمان بپرسیم که رابطه‌ی من با این افراد از چه جنسی است؟

خصوصاً اگر آن مجموعه به عنوان یک مجموعه اقتصادی در حال فعالیت باشد، سوال در مورد نوع رابطه جدی‌تر می‌شود. چون در نهایت پاسخ به این سوال قرار است سرنوشت اقتصادی من (و البته آن شبکه) را هم رقم بزند.

قاعدتاً با یک شبکه‌ی اقتصادی می‌توان رابطه‌های متفاوت و متعددی داشت که من بعضی از آنها را می‌نویسم:

  • عضو شبکه (Member)
  • مشتری شبکه (Consumer)
  • فروشنده در شبکه (Seller)
  • سهامدار شبکه ( Shareholder/Stockholder)
  • سرمایه گذار شبکه (Investor)
  • مدیر و رهبر شبکه (Leader)
  • خط مشی‌گذار شبکه (Policy Maker)
  • ذی نفع شبکه (Stakeholder)

البته این رابطه‌ها می‌توانند با هم هم‌پوشانی هم داشته باشند.

به عنوان مثال، کسی که نماینده‌ی فروش محصولات سایپا هست و خودروی سایپا را هم خریده، به عنوان عضو شبکه،  هم فروشنده‌ی شبکه است و هم مشتری شبکه.

البته طبیعتاً وزن این نقش‌ها یکسان نیست. مثلاً این حالت را در نظر بگیرید:

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

* نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


پیش نوشت: این مطلب قسمت سوم از نوشته‌های من در مورد شبکه های هرمی است.  قسمتهای دیگر از طریق لینک‌های زیر در دسترس هستند:

شبکه های هرمی به عنوان یک شبکه

وقتی از شبکه های هرمی حرف می‌زنیم، همان‌طور که از نام آن پیداست در مورد یک شبکه یا Network صحبت  می‌کنیم.

ساختار شبکه های هرمی

طبیعی است که اگر می‌خواهیم یک شبکه و به طور خاص یک شبکه اجتماعی را بشناسیم، منطقی است که باید دانش تحلیل شبکه های اجتماعی مجهز باشیم.

وقتی یک شبکه از فروشندگان یا بازاریابان تحت عنوان بازاریابی شبکه‌ای یا نتورک یا MLM یا هر اصطلاح دیگر شکل می‌گیرد، تمام محاسبات و تحلیل‌های مربوط به شبکه ها در آن مصداق دارند و می‌توان در مورد  پارامترهای شبکه صحبت کرد. برخی از ساده‌ترین این پارامترها به شرح زیر هستند:

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


نوع مطلب: گفتگو با دوستان

برای: تعداد زیادی از دوستانم که تا به حال در این زمینه کامنت گذاشته‌اند یا ایمیل زده‌اند.

پیش نوشت یک: من قبلاً موضع یک خطی خودم را در مورد شبکه های هرمی و همه‌ی نام‌های زیباتری که بر روی آن می‌گذارند (مثلاً بازاریابی شبکه و نتورک) نوشته‌ام و مشخصاً گفته‌ام که به نظرم این حرکت‌ها (که حتی برخی از آنها مجوز از مراکز مختلف هم دارند) برای اقتصاد کشور و زندگی فردی بازاریابان شبکه ای مخرب و فساد آفرین هستند.

اما در عین حال، قرار شد که به صورت دقیق‌تر در مورد آنها بنویسم.

این متن قسمت دوم بحث است. اگر قبلاً قسمت اول را مطالعه نکرده‌اید ممنون می‌شوم ابتدا آن را بخوانید:

چهار معیار سنجش درست بودن یک فعالیت (شرع، قانون، اخلاق، مدل کسب و کار)

پیش نوشت دو: آنچه در اینجا می‌نویسم هم، هنوز ورود به اصل بحث نیست. بلکه صرفاً قسمت دوم مقدمه است. فقط چون سوء برداشت‌ها و فریب‌ها و اشتباهات‌ زیادی در این بازی هست، چاره‌ای ندارم که ابتدا در مورد معنای دقیق برخی مفاهیم، توضیح دهم.

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

نویستنده: محمدرضا شعبانعلی.


نوع مطلب: گفتگو با دوستان

برای: تعداد زیادی از دوستانم که تا به حال در این زمینه کامنت گذاشته‌اند یا ایمیل زده‌اند

پیش نوشت: برای من اینکه شبکه های هرمی کاری غیراخلاقی و غیراستراتژیک و نادرست و برپایه‌ی حرص و طمع انسان‌ها هستند، آن‌قدر واضح و بدیهی است که شاید در مورد اینکه نام خودم «محمدرضا» است، تردید کنم، اما در مورد آنچه گفتم تردید نخواهم کرد.

همچنین برایم واضح است که آنچه امروز به نام بازاریابی چند لایه‌ای یا بازاریابی شبکه‌ای می‌شنویم عموماً هیچ تفاوتی با شبکه های هرمی ندارد و فقط لباس تازه‌ای است که بر تن یک ایده‌ی کهنه پوشانده شده است.

این بازیهایِ معروفِ «ما فرق داریم» و «نه! نه! ما یک جور دیگر هستیم» و «حالا بیا یه بار به حرف‌های ما گوش بده» و «اصلاً فرق شبکه هرمی با بازاریابی شبکه‌ای این است که…» و «ما نتوورک هستیم و هرم نیستیم» و «سال دیگر که بنز سوار شدم می‌آیم و حال تو را می‌گیرم» و «فلانی الان یک خانه در زعفرانیه دارد و دو سال است کار می‌کند» را هم خوب می‌شناسم و بلدم. بنابراین با فضای این کارها بیگانه نیستم.

  • محمد

یکی از مشکلاتی که بازاریابی شبکه ای را تهدید میکند، اشباع است. اشباع در لغت به معنی «پُر شدن» و «سیر شدن» است و در اصطلاح بازاریابی شبکه ای معانی و انواع مختلفی دارد که متأسفانه در اغلب موارد برخی از آنها مورد توجه قرار نمیگیرد. در ادامه به تبیین انواع اشباع در بازاریابی شبکه ای پرداخته خواهد شد:

1. اشباع بازاریاب ها: شرکتهای بازاریابی شبکه ای برای رشد خود نیاز به جذب بازاریاب و ساختن یک شبکه انسانی به شکل هرم میباشند. ساختن چنین هرم انسانی نیاز به افراد زیادی دارد که به عنوان بازاریاب به عضویت شرکت درآیند. و افرادی که باید به عضویت در شرکت درآیند با ایجاد هر سطح، افزایش خواهد یافت. تصاعد افراد در بازاریابی شبکه ای، یک تصاعد ریاضی نیست؛ بلکه یک تصاعد هندسی است که با فرمول X^3 (ایکس به توان 3) افزایش می یابد. بنابراین با توجه به آن که تعداد افراد یک جامعه محدود است، تعداد افراد کافی برای عضویت در شرکت وجود نخواهد داشت. و این به معنای آن است که سطحی از افراد وجود خواهد داشت که قادر به مجموعه سازی نخواهند بود و کسی وجود نخواهد داشت که زیرمجموعه آنها شود. این معضل وقتی جدی تر و پیچیده تر میشود که بدانیم که داشتن درآمد بالا و وعده هایی که از طرف شرکت داده میشود، تنها منوط به داشتن مجموعه و فروش آنها میباشد و بدون آن مجموعه، فرد برای رسیدن به مثلا 10میلیون تومان درآمد ماهیانه، باید هر ماه حدود 60 میلیون تومان خرده فروشی داشته باشد و بدیهی است که این امر محال میباشد.

با یک مثال این نوع از اشباع را روشنتر خواهم کرد: فرض کنیم جامعه ما 100 میلیون نفر عضو داشته باشد و همه آنها اعم از پر و جوان، زن و مرد و حتی کودکان 6 ماهه نیز بتوانند عضو این شرکت شوند و این شرکت تنها شرکت بازاریابی شبکه ای باشد و هیچ رقیبی نیز نفداشته باشد. اگر هر بازاریاب نیاز به عضو کردن 3 نفر داشته باشد، سطح سوم این شرکت، به 27 نفر نیاز دارد. تعداد این افراد در سطح 17 به 129,140,163 (صد و بیست و نه میلیون و صد و چهل هزار و صد و شصت و سه نفر) نفر خواهد رسید. یعنی 29 میلیون و 140 هزار و 163 نفر بیشتر از تعداد افراد حاضر در جامعه!!

برخی در پاسخ به این سخن تدعا میکنند که از آنجا که سن قانونی برای عضویت در بازاریابی شبکه ای، 18 سال میباشد و هر سال تعدادی از افراد به سن 18سالگی میرسند، چنین اشباعی هرگز رخ نخواهد داد. این ادعا بسیار سخیف و کوته فکرانه است و گوینده احتمالاً توجه نکرده است که تصاعد هندسی تعداد بسیار زیادی را طلب میکند که عدد آنها بسیار بیشتر از تعدادی است که هر ساله به 18 سال میرسند. من پاسخ مفصل به این ادعا را قبلاً در این صفحه مطرح نموده ام و از تفصیل سخن در این مطلب خودداری میکنم. اما تذکر این نکته ضروری است که سایر ادعاها از قبیل مثال کارخانه یخچال سازی و... نیز با توجه به تصاعد هندسی داشتن بازاریابها در بازاریابی شبکه ای، پاسخ داده خواهد شد.

2. اشباع بازار خرید: این نوع از اشباع است که بیشتر در علم اقتصاد مورد توجه قرار میگیرد. زمانی که تعداد بازاریابها به اندازه قابل توجهی افزایش می یابد، تعداد خریداران بین آنها تقسیم میشود و به تبع هر بازاریاب سهم کمتری از خریداران را به خود اختصاص خواهد داد. مثلاً اگر یک محله دارای 2000 نفر از اهالی باشد و تمام افراد نیز ماهانه 10هزار تومان از بازاریابها خرید کنند(حالت ایدئال) و در این محله 10 بازاریاب وجود داشته باشد، هر بازاریاب بطور متوسط 200 مشتری خواهد داشت و 2میلیون تومان جنس خواهد فروخت. اما تنها چیزی حدود 17% از این پول به عنوان پورسانت به بازاریاب خواهد رسید؛ یعنی حدود 340هزار تومان. حال اگر تعداد بازاریابهای این محله به دو برابر افزایش یابد، درآمد هر بازاریاب به 170هزار تومان کاهش خواهد یافت. و اگر تنها 50 نفر در این محله 2000 نفری در شرکتهای بازاریابی شبکه ای عضو باشند، درآمد هر کدام در هر ماه تنها چیزی معادل 60هزار تومان خواهد بود.

وقتی این نکته را نیز اضافه کنیم که شرکتهای بازاریابی شبکه ای برای رساندن افراد به وعده هایی که میدهند، نیاز به جذب افراد بیشتر و بیشتری دارند، این نتیجه حاصل میشود که در صورتی که شرکتها بازاریابی شبکه ای دچار شکست یا خلف وعده نشوند، تقریباً کسی برای خرید محصول وجود نخواهد نخواهد داشت یا کمیاب خواهد بود.

3. اشباع طعمه ها: این نوع از اشباع در واقع به آگاهی مردم از ماهیت این شرکتها باز می گردد. تعداد زیادی از افراد در هر سال وارد این شرکتها میشوند و ماهیت حقیقی آنها میشناسند و با نحوه کلاهبرداری آنها آشنا میشوند. این افراد که هم وقت و زحمات خود را از دست داده اند، هم فرصتهای خود را بخاطر این کار باخته اند، هم دچار اختلاف و تنش با خانواده و دوستان شده اند(به خاطر آموزشهای خاص این شرکتها) و هم دچار نوعی از بحرانهای احساسی شده اند، هرگز حاضر نخواهند بود که دوباره وارد چنین کاری شوند. این افراد خانواده و دوستان خود را نیز نسبت به ماهیت این شرکتها هشیار و آگاه خواهند کرد. بنابراین باز هم شرکتهای بازاریابی شبکه ای با مانعی بزرگ برای رشد و گسترش خود مواجه خواهند شد و نخواهند توانست به وعده هایی که در بدو ورود فرد به او میدهند، جامه عمل بپوشانند.

جهت آشنایی با سخنان افرادی که این شرکتها را تجربه نموده اند، اینجا را ملاحظه فرمائید.

جهت مشاهده مقاله مربط با اشباع، اینجا کلیک کنید.

  • محمد

یکی از اساسی ترین ترفندهای بازاریابی شبکه ای برای عضو گیری و حفظ مجموعه ها، بازی با احساسات جوانان است.

لیدرهای این شرکتها در واقع برای بازی با احساسات جوانان دوره دیده اند!

قدم اول استفاده از اعتمادی است که به کسی که شما را به ای کار دعوت مینماید دارید. معمولا کسی از شما دعوت به کار میکند که مورد اعتماد شماست و شما او را حقیقتا قبول دارید. اما از آن طرف، هر فرد موظف است از کسانی دعوت به کار نماید که بیشترین حرف شنوی را از وی دارند. در این شرکتها لیستهای مخصوصی تهیه شده است تا فرد بتواند از بین تمام کسانی که میشناسد، بهترین طعمه ها را جدا کرده و از آنها برای ورود به این بازی تلخ دعوت نماید. این اولین قدم پشت پرده این شرکتها برای کور کردن چشم انسان بر روی حقایق است. همین سیاست باعث میشود که شما در اثناء کار به شدت از طریق همین فرد و بالادستیها تحت فشار روانی قرار بگیرید و مجبور شوید که به اکراه بسیاری از خواسته های آنها را برآورده نمائید.

قدم دوم

  • محمد

* این مطلب توسط یکی از مخاطبین وبلاگ به نام «amin» نگاتشه شده و با اندکی تصرف و تلخیص در اختیار شما قرار گرفته است.

سلام 
صحبتم شاید خیلی طولانی باشه ولی مطمئنم به درد خیلی از دوستانی که تازه با کار آشنا شدن و دارن دربارش تحقیق میکنن میخوره... 
اواخر شهریور بود که دوستم تماس گرفت ( دوستی که دو سه سالی بود ازش خبری نبود و چندباریم که من قبلا بهش زنگ زده بودم ، جوابمو نمیداد...) و گفت کجایی چیکار میکنی منم گفتم بیکارم چطور ؟ گفت یه کاری برات سراغ دارم با درامد عالی خودمم تازه شروعش کردم پرسیدم ازش که کار چیه گفت نمیتونم توضیح بدم اگر میخوام درباره کار بدونم باید برام وقت بگیره و برم شرکت، گفتم من که بیکارم باشه وقت بگیر بریم خلاصه رفتم رسیدم به آدرسی که داده بود و دیدم اسم شرکت بازاریابان ....... گفتم من از بازاریابی خوشم نمیاد گفت این کار با بازاریابی فرق داره حالا بیا برات توضیح میدن خلاصه رفتیم نشستیم تا آقایان یکی یکی اومدن و توضیحاتشونو دادن. یکیشون که خیلی بچه های شرکت روش حساب میکردن ( بعدا فهمیدم) اومد برا فالو خیلی خوب حرف میزد خیلی اما خوب حرف زدن با حرف خوب زدن خیلی فرق داره... اگه ادم ساده و زود باوری باشی زود حرفاشو باور میکردی اما شکر خدا من اطلاعاتم خیلی خوب بود و درست و غلط حرفاشو خوب تشخیص میدادم 
برگشتم خونه دربارش با پدرم صحبت کردم و از قانونی بودن کار براش گفتم و گفتم که این شرکت با شرکت های هرمی فرق داره شکر خدا پدرم ادم منطقی هست و گفت که من چیز زیادی درباره این شرکت ها نمیدونم اما حس خوبی نسبت به این جور فعالیت ها ندارم گفتم حالا بیشتر تحقیق میکنم تا ببینم چی میشه
 اصلا دلم نبود همچین شرکتی کار کنم ، حس بدی نسبت به این کار داشتم...
  • محمد

* یکی از مخاطبان وبلاگ به نام علی، تجربه بازاریابی خود را به زبان عامیانه در اختیار ما قرار داده است:


سلام به دوستان.

 من حدود هشت ماه از وقت عزیزم رو تو یکی از این شرکتهای بی در و پیکر بودم و قسم میخورم که حداقل بیش از 80 درصد مطالب گفته شده در بالا درسته. اکثر افرادی که توی بازاریابی شبکه ای کار میکنند به دنبال درآمد سریع هستند؛ درآمدی که قراره از فروش محصولات گران و گاهاً بی کیفیت و با استفاده از دروغ و فریبکاری که اصطلاحاً به اون «اطلاعات محصولی» میگن به دوست و آشنا فروخته شه و از اعتماد آشنایان و دوستان سوء استفاده شه. در صورتی که این «اطلاعات محصولی» اکثراً دروغه و اگر هم راست باشه قیمت از کیفیت خیلی بالاتره. به همه شدیداً توصیه میکنم که فریب این شرکت های بازاریابی رو نخورید. اجازه بدین چند نمونه از فریبکاری ها رو بگم و تصمیم گیری نهایی با خودتون:

1. متاسفانه در جلسات ترینینگ یا آموزش به دلیل نداشتن سی دی ها و مطالب و آموزش های جدید از مطالب و سی دی هایی بسیار تکراری استفاده میشه و اگر کارآموز اعتراض کنه با گفتن مضخرفاتی همچون «فنجونت پر شده» یا اینکه «هر مطلبی با تکرار زیاد تو ضمیر نا خودآگاهت فرو میره» اونو  راضی میکنند. در صورتی که مسیر یادگیری باید همیشه با مطالب جدید همراه باشه.

2. این بالاسریا (لیدرها)تبدیل به بت شدن  که باید بی چون و چرا راه اونا رو چه درست و چه غلط باشه رفت.

3. حداقل نصف این شرکت ها قادر نیستند محصولو به موقع به دست خریدار برسونن که این خودش باعث از بین رفتن قدرت فروش و بی اعتمادی خریداران میشه.

4. بارها و بارها و بارها من دیدم که خیلی از مشاغل جامعه رو به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در نظر کار آموزان بدرد نخور جلوه میدن که میتونه یواش یواش باعث بی هویت و بی ارزش شدن مشاغل و حتی افراد دیگه شه و انگیزه و تمایل افراد رو برای مشاغل سالم از بین می برد که عواقب خطرناکی در پی داره.

5. دروغ های بزرگی مثل اصل تکثیر و همانند سازی. مثلاً میگن هر چی الان خرید کنین فردی رو که در آینده به عنوان زیر مجموعه در گروهت قرار میگیره همون مقدار خرید میکنه چون بازاریابی شبکه ای روح داره. یا اینکه هر فکر یا کاری حتی تو خلوت خودت هم انجام بدی زیر مجموعت هم انجام میده و به این وسیلست که متاسفانه مغز خیلی از افراد رو شستشو دادن. که حتی به معایب این در اصطلاح شغل هم  فکر نکنند.

6. لیدرها میگن برای فروش بعضی محصولات باید حس نیاز رو تو مشتری به وجو بیاوریم.(ترویج اسراف و تجمل گرایی)

7. ازبین بردن واقعیات و واقع بینی افراد و آمیختن مطالب درست و غلط با هم و گرفتن یک نتیجه غلط از دو مقدمه صحیح یا نیمه صحیح که در منطق بهش مغلطه و فریبکاری میگن. مثلاً با گفتن یه سخن از امامان یا بزرگان تاریخ و تعمیم ماهرانه و غلط  این سخن به اهداف خودشون ذهن افراد که اکثرا هم مثل من جوون هستند منحرف میکنند. کالای گران قیمت و سوء استفاه و چندین عیب دیگه  که وقت گفتنش نیست.  در کل انحرافات و ضعف هایی که دراین شرکت ها وجود داره زیاده که همشون در زیر یک ظاهر شیک و منصف پوشانده شده.

حیف از عمر و وقت گرانبها. حیف...

جوونا به خودتون بیاین و با عقل و حس واقعی خودتون تحقیق کامل انجام بدین و تصمیم بگیرین و عمرتونو تلف نکنین.

قضاوت وتحقیق با خودتون.

  • محمد

* این مطلب از پایگاه معایب و مشکلات بازاریابی شبکه ای اخذ شده است.

این مطلب رو واسه این نوشتم چون بعد از چندین سال طی یک ماه گذشته به چهار جلسه پرزنت بازاریابی شبکه ای با ظاهری قانونی دعوت شدم و بوی نامطبوع کلاهبرداری به مشامم خورد طی بررسی هایی که انجام دادم، دیدم که حدود 14 شرکت فعال با نامهای آویژه سگال، ابرتجارت کهکشان (لغو مجوز شده)، شبکه بادران گستر، کارآفرینان پیشرو باورس، تلاشکاران سرمایه وزین (تکسو)، بازاریابان ایرانیان زمین (Biz)، مروارید پنبه ریز، زندگی سبز دماوند (Green Life)، سیمرغ عصر تجارت، میراث نفیس دستها، پارس نیوشا نیک، شبکه تلاش آفرینان تجارت، جانسون تجارت، بازاریابی شبکه ای راه سوم پارسیان، نیک پوشان رادین هستند.

 این شرکتها برخلاف اهداف مقدسی (که برای فریب اذهان عمومی ایجاد شده) که در سایتشون نوشته شده و بازاریابها شون به شدت روی این موارد تکیه می کنند:

مثل:

  • حذف واسطه ها
  • حمایت از تولید ملی
  • اشتغال زایی برای جوانان
  • . . .

که در ذیل به بررسی این اهداف می پردازیم.

  • محمد

* مهم؛ لطفاً تا آخر مطالعه فرمائید!

لیدرهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای همواره به دنبال توجیه مشکلات این شرکتها هستند. این توجیه گری انواع مختلفی دارد: گاهی ظاهر منطقی به خود میگیرد و گاهی یک سوال گمراه کننده است که فرد را نسبت به حقیقت به تردید می اندازد. یکی از شبهاتی که توسط افراد این شرکتها مطرح میشود این است که:

اگر درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای حرام است، پس مالیاتی که دولت میگیرد نیز حرام خواهد بود. و چون مالیاتی که دولت میگیرد بین همه مردم ایران پخش میشود، زندگی تمام مردم ایران به مال حرام آلوده خواهد بود!!


در این نوشتار به تحلیل این ادعا (در دو بخش) خواهم پرداخت:


تحلیل این ادعا:

درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای از یکی از این سه حالت خارج نیست: 1) حلال است 2) حرام است 3) بخشی حلال و بخشی حرام است.

در این گزاره ادعا شده است که اگر درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای حلال باشد، هیچ سوال و اشکالی وجود نخواهد داشت. و اگر درآمد بازاریابی شبکه ای حرام باشد، مالیاتی که گرفته میشود نیز حرام خواهد بود.

این افراد به احتمال سوم که «بخشی از درآمدها حلال باشد و بخشی حرام» هیچ اشاره ای نکرده اند. یعنی هیچ اشاره ای نکرده اند که اگر بخشی از درآمدهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای حرام باشد، مالیات آن حلال خواهد بود یا حرام؟! این خود سرنخی است که مغالطه آنان را برملا خواهد کرد.

اگر ما نیز بخواهیم مانند لیدرها فکر کنیم (یعنی معتقد شویم که درآمد حرام، مالیات را نیز حرام خواهد کرد)، باید گفت که اگر حتی تنها یک نفر هم در بازاریابی شبکه ای کلاهبردار باشد و مثلا با دروغ گفتن درآمدش حرام باشد، باز هم مالیاتی که دولت از او میگیرد، حرام خواهد بود و چون این مالیات بین همه مردم ایران تقسیم میشود، زندگی تمام ایرانیان به مال حرام آلوده خواهد شد!! ادعایی که آنقدر مضحک و مسخره است که تلاش کرده اند اصلا درباره آن هیچ صحبتی نشود!! برای همین است که احتمال سوم(یعنی: بخشی حرام و بخشی حلال) اصلا مطرح نشده است؛ چون دستشان را رو خواهد کرد.

اصلاً چرا این توهم کودکانه را در مورد سایر کسب و کارها بررسی نکنیم؟

ما میدانیم که تاجران و بازاریان بسیاری درآمد حرام دارند. کارمندان زیادی هستند که به دلیل کم کاری و تقلب، حداقل بخشی از درآمدشان حرام است. با توجه به ادعای لیدرها، باید مالیاتی که دولت از آنها میگیرد نیز حرام باشد و زندگی همه ایرانیان به مال حرام آلوده شده باشد!! اصلاً با این ادعا، حتی اگر یک نفر هم در ایران درآمد حرام داشته باشد و مالیات دهد، زندگی همه ایرانیان غرق در حرام خواهد شد!!

  • محمد

* این مطلب از آری فقط نتورک نه با اندکی تصرف و تلخیص اخذ شده است.



باسلام خدمت شما دوستان عزیز میدونم که حال همگی خوب است انشاءالله

دوستان عزیزی که این وبلاگ را تماشا میکنند ویا الان دارند این متن را مطالعه میکنند میخواهم یک سری حقایق از جزییات نتورک بهتون بگم(دردودل)

خوب حالا شروع میکنیم:

1. آیا این شرکت ها مجوز دارند؟

جواب:

بله مجوز دارند خیلی هم خوب دارند ولی مجوزی که تایید شده ی وزارت صنعت ومعدن است وفقط یک مجوز در این وزارت خانه تصویب شده است که این شرکت ها به مدت 5 سال میتوانند کار کنند وبعد از گذشت 5 سال اگر این شرکت ها تاثیر منفی بر جامعه نگذاشته باشند وتوانسته باشند که اقتصاد ایران را رونق ببخشند تازه وزارت صنعت ومعدن این روش  کار را به مجلس برده واگر مجلس این کار را مورد پسند خود دید واین کار باشاخصه های جامعه ی اسلامی هماهنگ بود تصویب خواهد کرد

(اگر این کار باشاخصه های جامعه اسلامی یکسان بود بعد از 5 سال تازه مجوز خواهند گرفت)

(البته که مجلس با تصویب این قانون یعنی گلدکوئیست (که دوباره در پوشش بازایابی شبکه ای ظاهر شده اند)ضرر دیده پس از یک لانه ی مار ,دوبار گزیده نمیشود)

2. آیا از لحاظ شرعی مشکل ندارد؟

جواب:

بنده که نمیتوانم نظربدهم ولی وقتی به سایت مراجع مراجعه میکنی ویادفاترشان میبینی که همه گفته اند حرام است وجایز نیست

اما حالا خیلی ها میگویند که مجوز دارد وتایید مجلس وشورای نگهبان است پس حلال است ومورد تایید آیت الله خامنه ای است چون ایشان میگویند که هرقانونی در مجلس تصویب شود پس از لحاظ شرعی مشکلی ندارد ابتدای امر بگویم که اصلا قانونی نشده و در مجلس رای گیری نشده است پس مورد تایید شورای نگهبان هرگز قرار نگرفته است وخود آیت الله خامنه ای هم این کار را جایز ندانسته اند

3. هر موقع کم می آوری میگویند که احمقانه مثبت باش!

  • محمد

* این یادداشت حاوی نکات مهمی است. توصیه میکنم تا آخر مطالعه فرمائید.

ساختار افراد در بازاریابی شبکه ای کاملا به شکل یک هرم میباشد. عده ای در راس این هرم قرار دارند و تازه واردها در پایین ترین سطح این هرم قرار میگرند. اساساً قید «شبکه ای» در «بازاریابی شبکه ای» حاکی از این شبکه انسانی که به شکل هرم است، میباشد. بازاریابی شبکه ای ارتباط خاصی با تجارت الکترونیک ندارد؛ یعنی «بازاریابی شبکه ای» به معنای فعالیت تجاری در فضای مجازی و تجارت الکترونیک نیست؛ بلکه به معنای نوعی از تجارت است که در آن یک شبکه هرمی از افراد به خرده فروشی میپردازند و درصدی از فروش آنها به افراد بالا دست میرسد. اما امروزه شرکتهای بازاریابی شبکه ای تصمیم گرفته اند که این داد و ستد را تنها از طریق اینترنت ارائه دهند. بنابراین بازاریابی شبکه ای ماهیتاً یک تجارت الکترونیک نیست، بلکه تجارت به شیوه الکترونیک، چیزی است که امروزه چاشنی این کار شده است و ممکن است این شیوه در آینده تغییر کند؛ یعنی شرکتهایی به وجود آیند که علیرغم آن که فعالیت شبکه ای دارند جهت انجام معاملات خود استفاده از اینترنت نکنند.

اما موضوع این یادداشت درباره قربانیان بازاریابی شبکه ای است. این یک اصل مجرب و مسلم است که در بازاریابی شبکه ای، بیش از 90% از افراد به سودهای آنچنانی و وعده در آمدهای چندین میلیون تومانی نمیرسند. این مطلب تا جایی روشن است که خود بازاریاب های این شرکتها در پاسخ چنین میگویند که «نتورک برای همه است، اما همه برای نتورک نیستند» یا «هر کسی لیاقت نتورک را ندارد». البته این جملات بعضاً وقتی به شما گفته میشود که خود را آلوده این کار کرده و عمر و سرمایه خود را در راه آن صرف نموده باشید. به هر حال 90% از افراد در این شرکتها ریزش خواهند کرد و پس از مدتی بازاریابی شبکه ای را کنار خواهند گذاشت.

لیدرهای این شرکتها در پاسخ به این ایراد خواهند گفت که حتی اگر کسی به سود آنچانی نرسد، باز هم ضرر نخواهد کرد. زیرا اجناس مرغوب و مورد نیاز خود را خریده است و پورسانت خرید خود را نیز دریافت کرده است. بنابراین از نگاه لیدرهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای، هیچ کس در نتورک ضرر نخواهد کرد. اما این ادعا تا چه اندازه میتواند صحیح باشد؟؟

  • محمد

یکی از مشکلات کشور ما در زمینه بازاریابی شبکه ای آن است که تنها آثاری که به نفع این شرکتها هستند به فارسی ترجمه شده است. این در حالی است که اثرات مخرب و زیانبار این شرکتها در کشورهای خارجی (مثل امریکا) محققان و نویسندگان را بر آن داشته است که آثار مفصلی علیه این تجارت به رشته تحریر درآورند.

نویسنده این وبلاگ از علاقه مندان و دغدغه مندان در این زمینه دعوت مینماید تا در ترجمه چنین آثاری بسیج شوند و به گشودن دریچه ای جدید در نگاه به بازاریابی شبکه ای مبادرت فرمایند. ایشان میتوانند آثار خود را بطور مستقل چاپ نمایند و در صورت تمایل، این وبلاگ نیز در زمینه نشر آثار آنان در فضای مجازی آمادگی خواهد داشت.

در ادامه لینک برخی از مقالات و کتابهایی که در این زمینه نگاشته شده است را در اختیار شما قرار میدهم:


1. Ten Big Lies Of Multilevel Marketing (By: Robert L. Fitzpatrick)

ده دروغ بزرگ بازاریابی چند سطحی (این مقاله ترجمه شده است)


2. Unethical Selling By a Doctor: An MLM Victim Speaks Out (By: James Cummiskey)

فروش غیر اخلاقی توسط یک دکتر: یک قربانی بازاریابی شبکه ای بی پرده سخن میگوید


3. The FTC's Consumer Alert on Multilevel Marketing Is Not Strong Enough (By: Stephen Barret)

هشدار کمسیون تجارت فدرال به مشتریان درباره بازاریابی چند سطحی، به اندازه کافی قوی نیست.


4. The Mirage of Multilevel Marketing (By: Stephen Barret)

سراب بازاریابی چند سطحی


5. Typical MLM Misrepresentations (By: John Taylor, MBA, PhD)

تقلب های رایج در معرفی بازاریابی چند سطحی

  • محمد

* این مطلب از ایران هشدار اخذ شده است.

چندی پیش در حال مطالعه ایمیل های دریافتی سایت ایران هشدار بودم که با مطالب و موضوعاتی مواجه شدم که بسیار تأسف بار بود. یکی از خوانندگان سایت ایمیلی با این مضمون را ارسال کرده بود: " بنده بازاریاب یکی از شرکت ها هستم که برای عضویت در شرکت ... و به توصیه لیدر شرکت تمام سرمایه، طلا و جواهرات خود را فروختم و به جای آن لوازم آرایشی بهداشتی و ماتیک و رژلب خریدم ولی هنوز این اقلام به فروش نرفته است." یا اینکه یکی از بازاریابان عنوان داشته بود: " در شرکت ... به شدت لیدر پرستی رواج داشته و لیدر شرکت را با القاب سلطان... و شهریار... خطاب قرار می دهند و از این موضوع ابراز نارحتی می نمود." این تنها گوشه ای از اتفاقاتی است که در برخی از شرکت ها در حال اتفاق است. همان طور که مشاهده می کنید هنوز رد پای شیوه های هرمی در شرکت ها دیده می شود که باعث به وجود آمدن خیل عظیمی از شاکیان شده است. این معضلات و مشکلات در شهرستان ها به علت عدم نظارت کافی به مراتب بیشتر است. 
موضوع وقتی پیچیده تر می شود که با وجود این آسیب ها متاسفأنه برخی از این شرکت ها به شدت در حال گسترش کمّی هستند درحالیکه از لحاظ کیفی روند نزولی را پیش رو دارند. اگر از مدیران شرکت ها راجع به مشکلات موجود توضیحی خواسته شود، مسئله این گونه توجیه می شود که به علت زیاد بودن تعداد زیاد بازاریابان و زیر مجموعه آن ها امکان نظارت کافی وجود ندارد.
ولی این موضوع یعنی گسترش بدون هدف و برنامه ریزی از لحاظ کیفی رافع مسئولیت شرکت ها در قبال تخلفات بازاریابان خود نیست. برای گسترش هدفمند و متناسب باید تمام ابعاد بررسی شده سپس به این امر اقدام نمود. لازم است موارد ذیل مد نظر شرکت ها قرار گیرد.

  • محمد