بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

بسم الله الرحمن الحیم
شرکتهای بازاریابی شبکه ای، دارای ابعاد مختلفی میباشند که باید با رویکردی سیستمی مورد بررسی قرار گیرند. از جمله این ابعاد میتوان به مواردی چون ابعاد فقهی، قانونی، روانشناختی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اعتقادی و... اشاره کرد.
بی شک، بررسی بازاریابی شبکه ای بدون لحاظ ابعاد مختلف آن، عقیم و ناکارآمد خواهد بود.
این پایگاه در صدد بررسی ابعاد این مسئله با رویکرد انتقادی میباشد.

۵۶ مطلب با موضوع «نقد آموزشهای روانی شرکتهای بازاریابی شبکه ای» ثبت شده است

این مستند درباره شرکتهای هرمی میباشد و در ظاهر ارتباطی با شرکتهای بازاریابی شبکه ای ندارد.

اما هدف از قرار دادن این مستند آن است که مخاطبان محترم، روشهای روانی و آموزشهای این شرکتها را با شرکتهای بازاریابی شبکه ای مقایسه نمایند.

به نظر میرسد که این مقایسه نیازی به توضیح ندارد!!




دریافت
مدت زمان: 22 دقیقه 41 ثانیه 

حجم: 64.3 مگابایت

  • محمد

یک موسسه مردمی در امریکا واقعیاتی از این شرکتها را در قالب یک کلیپ در اختیار مردم قرار داده است. این کلیپ با زبان اصلی و بطور کامل قبلا در این وبلاگ قرار گرفته است. شما میتوانید اصل کلیپ را با زبان انگلیسی اینجا مشاهده نمائید.

شبکه یک صدا و سیما بخشی از این کلیپ را دوبله کرده و در برنامه پایش پخش نموده است:

 

 


دریافت
مدت زمان: 4 دقیقه 54 ثانیه 

  • محمد
* این مطلب که به سبک یک طنز تلخ نگاشته شده است، در صدد بیان سیاست کثیفی است که این شرکتها دارند. این مطلب توسط یکی از مخاطبین وبلاگ به نام یاس نگاشته شده و با اندکی تصرف و تلخیص نقل میگردد:

  • الو سلام چطوری؟
  • سلام خوبم ممنون تو چطوری؟
  • من عالیم!
  • الحمدالله خبریه؟!
  • آره حالا بهت میگم چه خبره فردا ساعت ۳ یا ۵ چی کاره ای؟
  • کلاس دارم چطور مگه؟!
  • کلاس چیه بابا بزن تو دیوار یه کار خیلی مهم باهات دارم!
  • چه کاری؟چه قدر بلند حرف می زنی!
  • تو هم اگه جای من بودی الان فریاد میزدی!ببین من یه کار فوق العاده پیدا کردم شرایط کاری عالی در آمد عالی اووف!یعنی یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی الانم دنبال یه همکار میگشتم گفتم کی بهتر از بهترین دوستم!
  • ولی…
  • تازه مگه دنبال کار نمی گشتی دیگه چی از خدا می خوای!شانس در خونتو زده فرصتو از دست نده آدرسو برات اس ام اس می کنم
  • آخه چه کاری هست مگه؟!چرا اینطوری…
  • ببین فردا میای متوجه میشیی ببخشید ولی من الان یکم سرم شلوغه قرار رو واسه ساعت ۳ تنظیم کنم یا ۵؟
  • تنظیم…؟!
  • آره باید وقت بگیرم برات اگه حتما میای بگو ۳ یا ۵؟
  • خوببب…!!
  • فکر می کنم ۵ بهتر باشه درسته؟
  • خیلی خوب ساعت ۵ ولی…
  • اوکی!پس شد فردا ساعت ۵٫حتما سر وقت بیا و سعی کن شیک و رسمی بپوشی می بینمت فعلا
  • خدافظ!!!

 حتما جمله هایی از این دست به گوش خیلی از شما آشناست و تنها دلیلش اینه که ما کارمون رو خوب بلدیم!کسانی که به این شیوه با شما صحبت می کنند و شما رو دعوت به کار می کنند در واقع مو به مو آموزش هایی رو که بهشون دادیم اجرا می کنند، آموزش هایی که حاصل سال ها تجربیات کاریه منه(!) شاید بخواید بدونید ما کی ایم؟! یا من کی ام؟! درواقع اگه بخوام دقیق تر بگم مایی وجود نداره، اسم من هم زیاد مهم نیست، این وسط فقط یه چیزه که اهمیت داره و اون عشق منه! عشقی که به من بهترین خونه، آخرین مدل ماشین، کشتی و… رو با سخاوتمندی تمام اعطا می کنه! و اون چیزی نیست جز یه تیکه کاغذ که بهش میگن پول! می دونید در واقع پول فقط به شما خونه و ماشین و امکانات بهتر نمیده بلکه کمک می کنه آدم بهتری باشید و سخاوتمندانه به مردم کمک کنید!!ً من آدم پول داریم و خیلی هم از زندگیم راضیم اما سؤالی که این وسط پیش میاد اینه که چطوری تونستم انقدر پول دار بشم؟! خب فقط کافیه یه ذهن خلاق عوضی داشته باشید که تشنه پوله اون وقته که میتونید راه پول در آوردن واقعی رو کشف کنید! راهی که من انتخاب کردم بازاریابی شبکه ای بود. میشه این طوری گفت که من نه مؤسس یه شرکت بازاریابیم نه یه بازاریاب من فقط یه عوضی ام! و هرکاری که بخوام تو این سیستم انجام می دم! در واقع کل این سیستم روی انگشتای من می چرخه! شرکت های بازاریابی زیادی توی ایران وجود دارن اما شرکت من بهترینه چون همون طور که گفتم روی انگشتای من می چرخه و فقط منم که خوب می دونم چطور راه پول در آوردن رو کشف کنم!

توضیح کار من یه مقدار مشکله و اگه می خواید خوب از کار من سر در بیارید بهتره بیاید تا یه جلسه پرزنتتون کنم! اما خلاصه چیزی که ما به کسانی که میخوان بهمون بپیوندند می گیم اینه:

  • محمد

یکی از اساسی ترین ترفندهای بازاریابی شبکه ای برای عضو گیری و حفظ مجموعه ها، بازی با احساسات جوانان است.

لیدرهای این شرکتها در واقع برای بازی با احساسات جوانان دوره دیده اند!

قدم اول استفاده از اعتمادی است که به کسی که شما را به ای کار دعوت مینماید دارید. معمولا کسی از شما دعوت به کار میکند که مورد اعتماد شماست و شما او را حقیقتا قبول دارید. اما از آن طرف، هر فرد موظف است از کسانی دعوت به کار نماید که بیشترین حرف شنوی را از وی دارند. در این شرکتها لیستهای مخصوصی تهیه شده است تا فرد بتواند از بین تمام کسانی که میشناسد، بهترین طعمه ها را جدا کرده و از آنها برای ورود به این بازی تلخ دعوت نماید. این اولین قدم پشت پرده این شرکتها برای کور کردن چشم انسان بر روی حقایق است. همین سیاست باعث میشود که شما در اثناء کار به شدت از طریق همین فرد و بالادستیها تحت فشار روانی قرار بگیرید و مجبور شوید که به اکراه بسیاری از خواسته های آنها را برآورده نمائید.

قدم دوم

  • محمد

* این مطلب توسط یکی از مخاطبین وبلاگ به نام «amin» نگاتشه شده و با اندکی تصرف و تلخیص در اختیار شما قرار گرفته است.

سلام 
صحبتم شاید خیلی طولانی باشه ولی مطمئنم به درد خیلی از دوستانی که تازه با کار آشنا شدن و دارن دربارش تحقیق میکنن میخوره... 
اواخر شهریور بود که دوستم تماس گرفت ( دوستی که دو سه سالی بود ازش خبری نبود و چندباریم که من قبلا بهش زنگ زده بودم ، جوابمو نمیداد...) و گفت کجایی چیکار میکنی منم گفتم بیکارم چطور ؟ گفت یه کاری برات سراغ دارم با درامد عالی خودمم تازه شروعش کردم پرسیدم ازش که کار چیه گفت نمیتونم توضیح بدم اگر میخوام درباره کار بدونم باید برام وقت بگیره و برم شرکت، گفتم من که بیکارم باشه وقت بگیر بریم خلاصه رفتم رسیدم به آدرسی که داده بود و دیدم اسم شرکت بازاریابان ....... گفتم من از بازاریابی خوشم نمیاد گفت این کار با بازاریابی فرق داره حالا بیا برات توضیح میدن خلاصه رفتیم نشستیم تا آقایان یکی یکی اومدن و توضیحاتشونو دادن. یکیشون که خیلی بچه های شرکت روش حساب میکردن ( بعدا فهمیدم) اومد برا فالو خیلی خوب حرف میزد خیلی اما خوب حرف زدن با حرف خوب زدن خیلی فرق داره... اگه ادم ساده و زود باوری باشی زود حرفاشو باور میکردی اما شکر خدا من اطلاعاتم خیلی خوب بود و درست و غلط حرفاشو خوب تشخیص میدادم 
برگشتم خونه دربارش با پدرم صحبت کردم و از قانونی بودن کار براش گفتم و گفتم که این شرکت با شرکت های هرمی فرق داره شکر خدا پدرم ادم منطقی هست و گفت که من چیز زیادی درباره این شرکت ها نمیدونم اما حس خوبی نسبت به این جور فعالیت ها ندارم گفتم حالا بیشتر تحقیق میکنم تا ببینم چی میشه
 اصلا دلم نبود همچین شرکتی کار کنم ، حس بدی نسبت به این کار داشتم...
  • محمد

* مهم؛ لطفاً تا آخر مطالعه فرمائید!

لیدرهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای همواره به دنبال توجیه مشکلات این شرکتها هستند. این توجیه گری انواع مختلفی دارد: گاهی ظاهر منطقی به خود میگیرد و گاهی یک سوال گمراه کننده است که فرد را نسبت به حقیقت به تردید می اندازد. یکی از شبهاتی که توسط افراد این شرکتها مطرح میشود این است که:

اگر درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای حرام است، پس مالیاتی که دولت میگیرد نیز حرام خواهد بود. و چون مالیاتی که دولت میگیرد بین همه مردم ایران پخش میشود، زندگی تمام مردم ایران به مال حرام آلوده خواهد بود!!


در این نوشتار به تحلیل این ادعا (در دو بخش) خواهم پرداخت:


تحلیل این ادعا:

درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای از یکی از این سه حالت خارج نیست: 1) حلال است 2) حرام است 3) بخشی حلال و بخشی حرام است.

در این گزاره ادعا شده است که اگر درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای حلال باشد، هیچ سوال و اشکالی وجود نخواهد داشت. و اگر درآمد بازاریابی شبکه ای حرام باشد، مالیاتی که گرفته میشود نیز حرام خواهد بود.

این افراد به احتمال سوم که «بخشی از درآمدها حلال باشد و بخشی حرام» هیچ اشاره ای نکرده اند. یعنی هیچ اشاره ای نکرده اند که اگر بخشی از درآمدهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای حرام باشد، مالیات آن حلال خواهد بود یا حرام؟! این خود سرنخی است که مغالطه آنان را برملا خواهد کرد.

اگر ما نیز بخواهیم مانند لیدرها فکر کنیم (یعنی معتقد شویم که درآمد حرام، مالیات را نیز حرام خواهد کرد)، باید گفت که اگر حتی تنها یک نفر هم در بازاریابی شبکه ای کلاهبردار باشد و مثلا با دروغ گفتن درآمدش حرام باشد، باز هم مالیاتی که دولت از او میگیرد، حرام خواهد بود و چون این مالیات بین همه مردم ایران تقسیم میشود، زندگی تمام ایرانیان به مال حرام آلوده خواهد شد!! ادعایی که آنقدر مضحک و مسخره است که تلاش کرده اند اصلا درباره آن هیچ صحبتی نشود!! برای همین است که احتمال سوم(یعنی: بخشی حرام و بخشی حلال) اصلا مطرح نشده است؛ چون دستشان را رو خواهد کرد.

اصلاً چرا این توهم کودکانه را در مورد سایر کسب و کارها بررسی نکنیم؟

ما میدانیم که تاجران و بازاریان بسیاری درآمد حرام دارند. کارمندان زیادی هستند که به دلیل کم کاری و تقلب، حداقل بخشی از درآمدشان حرام است. با توجه به ادعای لیدرها، باید مالیاتی که دولت از آنها میگیرد نیز حرام باشد و زندگی همه ایرانیان به مال حرام آلوده شده باشد!! اصلاً با این ادعا، حتی اگر یک نفر هم در ایران درآمد حرام داشته باشد و مالیات دهد، زندگی همه ایرانیان غرق در حرام خواهد شد!!

  • محمد

* این مطلب از آری فقط نتورک نه با اندکی تصرف و تلخیص اخذ شده است.



باسلام خدمت شما دوستان عزیز میدونم که حال همگی خوب است انشاءالله

دوستان عزیزی که این وبلاگ را تماشا میکنند ویا الان دارند این متن را مطالعه میکنند میخواهم یک سری حقایق از جزییات نتورک بهتون بگم(دردودل)

خوب حالا شروع میکنیم:

1. آیا این شرکت ها مجوز دارند؟

جواب:

بله مجوز دارند خیلی هم خوب دارند ولی مجوزی که تایید شده ی وزارت صنعت ومعدن است وفقط یک مجوز در این وزارت خانه تصویب شده است که این شرکت ها به مدت 5 سال میتوانند کار کنند وبعد از گذشت 5 سال اگر این شرکت ها تاثیر منفی بر جامعه نگذاشته باشند وتوانسته باشند که اقتصاد ایران را رونق ببخشند تازه وزارت صنعت ومعدن این روش  کار را به مجلس برده واگر مجلس این کار را مورد پسند خود دید واین کار باشاخصه های جامعه ی اسلامی هماهنگ بود تصویب خواهد کرد

(اگر این کار باشاخصه های جامعه اسلامی یکسان بود بعد از 5 سال تازه مجوز خواهند گرفت)

(البته که مجلس با تصویب این قانون یعنی گلدکوئیست (که دوباره در پوشش بازایابی شبکه ای ظاهر شده اند)ضرر دیده پس از یک لانه ی مار ,دوبار گزیده نمیشود)

2. آیا از لحاظ شرعی مشکل ندارد؟

جواب:

بنده که نمیتوانم نظربدهم ولی وقتی به سایت مراجع مراجعه میکنی ویادفاترشان میبینی که همه گفته اند حرام است وجایز نیست

اما حالا خیلی ها میگویند که مجوز دارد وتایید مجلس وشورای نگهبان است پس حلال است ومورد تایید آیت الله خامنه ای است چون ایشان میگویند که هرقانونی در مجلس تصویب شود پس از لحاظ شرعی مشکلی ندارد ابتدای امر بگویم که اصلا قانونی نشده و در مجلس رای گیری نشده است پس مورد تایید شورای نگهبان هرگز قرار نگرفته است وخود آیت الله خامنه ای هم این کار را جایز ندانسته اند

3. هر موقع کم می آوری میگویند که احمقانه مثبت باش!

  • محمد

* ابن مطلب از پایگاه اطلاع رسانی بازاریابی شبکه ای اخذ شده است.


امروز در حال مطالعه برخی مقالات قدیمی در مورد شرکت های هرمی بودم که به یک مقاله به نام ”راز جذابیت های کوئست” رسیدم. با خواندن آن متوجه شدم که چقدر حرفای آن به اوضاع حال حاضر بازاریابی شبکه ای شبیه هست. وقتی کامل دقت میکنیم متوجه میشیم فقط اسم و پلن درآمدی عوض شده ولی تفکرات همان تفکرات هرمی می باشد.

نا خودآگاه یاد جمله ای در قرآن افتادم که خداوند عزوجل مکررا می فرمایند ” اینها نشانه هایی است برای قومی که می اندیشند ” . حال شاید ما با این رفتار و تقلید های کورکورانه تفاوتی با افراد دوران جاهلیت نداشته باشیم چون آنها از ترس اینکه به عذاب خدایان مصنوعی خود گرفتار شوند به خود اجازه نمی دادند فکر کنند چگونه میتوان از خدایی که ساخته دست خود آنهاست توقع حمایت و محافظت داشته باشند . حال ما هم از ترس اینکه منفی شویم و مبادا با تفکرات منفی آرزوهای خود را بر باد دهیم به خود اجازه فکر کردن و مطالعه درباره چگونگی کار خود را نمیدهیم و هرچیزی را جز نتورک، حاشیه و مانع رسیدن به آرزوها و آمال خود میدانیم ، غافل از اینکه آرزوها و کاستی های زندگی ما ابزاری شده است برای کسانی که بدلیل رسیدن به سودهای خود ما را به بردگی ذهنی بگیرند.

ای کاش می توانستیم بجای آرزوها به راه درست رسیدن به آنها فکر کنیم.

متن مقاله مذکور را در زیر برای شما عزیزان قرار میدهم:

  • محمد

اینجا یکی دیگر از تجربیات و تحلیلهای کاربران را در قالب مطلبی مستقل نقل خواهم کرد:


سلام خدمت همه ی دوستان خوب.
من خودم توسط یکی از دوستام داشتم جذب میشدم به این صورت که یک روز بی خبر من منو برد خونه ی یکی از همین لیدرهاش و قبلش گفت میخوام برم سری به یکی از دوستام بزنم.خلاصه ما رفتیم توی خونه ی این آقا و شروع کرد برای ما از کتاب موج سوم آدلین تافلر و از قانون تصاعد واهرم صحبت کردن.منم با دقت به حرفاش گوش میکردم. تا این که تموم شد و رفتیم خونه.فردای اون روز دوباره رفتیم تو همون خونه شروع کردن از قوانین و خرده فروشی گفتن.شب همون روز رفتیم توی یه پارک که جمعیت زیادی از همین نتورکرا دور هم جمع شده بودن.دوستان شاید بگید که من از احترام و اینا خوشم نمیاد اما دوستانی که قبلا اینجا بودن میفهمن که توی جمعشون به طور زجرآوری قربون صدقه ی هم میرن و یه جور زبون بازی و چاپلوسی برای جذب و نگه داشتن افراد تو این سیستم بکار میبرن. یکی از همین دوستان اومد شروع کرد با من صحبت کردن و میگفت که اگه میخوای موفق باشی همه کارات باید با اجازه ی بالاسریت باشه یعنی اگه بالاسریت گفت امشب این کارو بکنی حتما باید بکنی.بله منم قبول دارم که باید از تجربه ی دیگران استفاده کرد و آزمون و خطا انجام نداد.اما طبعا روی فرد مدیریتی میشه که به تبعیت بی چون وچرا میکشه.دوستانی که مدیریت رسانه میدونن میفهمن چی میگم.همون شب گفتن اگه میخوای بقیه اموزشاتو ببینی باید سیصد هزار تومان خرید بزنی وقتی دلیلشو پرسیدم بهم گفتن چون قراره افرادی رو جذب کنی باید خودت خرید زده باشی تا اونا بهونه ای برای خرید نداشته باشن.همون شب که تقریبا تا نیمه های شب اونجا بودم اومدم خونه جوری ذهن منو پر کرده بودن که وقتی پدرم ازم خواست که دور اینکارو خط بکشم بدترین برخوردی که تاحالا باهاش داشتم رو کردم(خدا منو ببخشه).خلاصه همین جور دودل بودم که وقتی تو اینترنت سرچ میکردم به سایت شما رسیدم و دیدم مرجعم و رهبری اینجور فعالیتها رو غیرشرعی دونستن.بنابراین به بالاسریم جریانو گفتم اونم گفت که این نظرات قدیمی هستن و نظر جدیدشون فرق کرده. ثانیا میگفت که مراجع چیزی از اقتصاد نمیدونن.گفتم مگه میشه کسی که شصت سال مطالعه داشته روی ابعاد مختلف دینی که بالطبع اقتصادم جزئشونه.شاید باور نکنید جوری شده بودم که حاضر بودم بگردم دنبال مرجعی که حکم به حلال بودن داده بود و مرجعمو عوض کنم.
خلاصه به دوستم گفتم من دیگه نمیخوام تو این کار باشم.دوستان تورو یه خورده فکر کنید تو این کلاسا جوری به انسان آموزش میدن که از لیدرها و بالاسری هاشون بت میسازن.و بلا استثناء میگن که بالا سریمون بهترین الگومونه.دوست مسلمون من عزیزم مگر نداریم تو قرآن که رسول الله و حضرت ابراهیم صلوات الله علیهما اسوه ی حسنه هستن؟به خدا قسم اگه هرکدوم از این دوستان وقتی که برای جزوه هاشون میزارن برای قرآن و یا حتی درسشون میگذاشتن الان هرکدوم یا عالم دینی بودن یا نخبه ی بهترین دانشگاه های دنیا.یه لحظه فکر کنید جوری که توسط لیدرها مدیریت میشید و به تبعیت کشیده میشید همون جوری که به من گفتن مرجع تقلیدم چیزی از اقتصاد نمیدونه دو روز دیگه اگه بگن امام زمانی نیست همش ساخته ی ذهن علمای دینیه آیا اون موقع قدرت تصمیم گیری دارید؟ یا نه اگه بگن به فلان فرد رای بده که باب میل دشمنه آیا قدرت انتخاب دارید؟
قانون تصاعدی دوستان ازش صحبت میکنن اگه هرکسی پنج تا محور داشته باشه بزار ببینیم تو سطح دهم چه اتفاقی براش میفته
1-اولین نفر مساوی با پنج به توان صفر که میشه 1
2-پنج نفر بعدی برابر پنج به توان یک
3-بعدیها برابر پنج به توان دو برابر بیست وپنج نفر
4-نفرات بعدی برابر پنج به توان سه مساوی با 125 نفر
5-بعدیها پنج به توان چهار برابر 625 نفر
6-بعدیها پنج به توان پنج برابر 3125
7-بعدیها پنج به توان شیش برابر 15625 نفر
8-بعدیها پنج به توان هفت برابر 78125 نفر
9-بعدیها پنج به توان هشت برابر 390625 نفر
10-بعدیها پنج به توان نه برابر 1953125 نفر
11-و بالاخره در سطح دهم فرد اول برابرپنج به توان ده مساوی با 9765625 نفر
خوب علاوه بر تصاعد هندسی که که مثل عملکرد مولکولی هست تصاعد حسابی هم اینجا نقش داره که برابره با مجموع تمام جملات یعنی:
1+5+25+125+625+3125+15625+78125+390625+1953125+9765625
برابر با دوازده میلیون و دویست و هفت هزارو سی و یک نفر 
میتونید جمع و تفریق کنید
حالا اگه سطح دهم بخواد زیر مجموعه بیاره عددی بالغ بر شصت میلیون نفر میشه
یعنی اگه این افراد رو بخواهیم بیاریم باید شیرخواره هارو هم بیاریم اگه دوازده میلیون نفر مشغول بازاریابی باشن پس چه جوری دکتر پرورش بدیم چه جوری صنعت رو رشد بدیم چه جوری شهر تمیزی داشته باشیم؟ چه جوری کشاورزی کنیم؟
دوستان تو رو به خدا یه خورده روش فکر کنید هیچ سود و زیانی از پیوستن شما به این کار نصیب من نمیشه ولی خواهش میکنم گرفتار آرزوهای دور و دراز نشید.
.در پناه حق
  • محمد

 این مطلب حاوی ادعاهایی است که در این شرکتها به خورد افراد داده میشود تا آنها را نسبت به حقیقت و واقعیت کور کند. این ادعاها را میتوان به چند دسته تقسیم کرد: 1) القای تقدس نسبت به این کار و آن را بهشت زمینی معرفی کردن. 2) منتقدین این شرکتها را نادان و مغرض نشان دادن. 3) کسانی که از این کار انصراف داده اند را نالایق و پست دانستن. 4) مراجع تقلید را عقب مانده و کور تلقی نمودن. 5) سوال را با سوال جواب دادن و فرافکنی کردن. 6) بازارایابی شبکه ای را منجی کشور و ملت به شمار آوردن. و...

این مطالب را بازاریابان مخاطب این وبلاگ در لابلای نظرات خود نگاشته اند و من آنها را نقل خواهم کرد.

از شما دعوت میکنم با دیده عبرت به این عبارات دقت کرده تا تاثیر عملیات روانی این شرکتها بر دوستانمان را دریابید(این مطلب به مرور کامل خواهد شد):

  • محمد

شرکتهای بازارایابی شبکه ای برای توجیه فعالیتهای خود همواره تمامی انتقادات وارد بر خود را به نحو شیطنت آمیزی توجیه میکنند و یا در مقابل آن شبهه پراکنی می نمایند.

اخیراً و پس از صدور فتوای مراجع مبنی بر حرمت چنین فعالیت هایی، این شرکتها با این ادعا که فعالیتشان به زودی حلال خواهد شد به مثالهایی از قبیل حرمت شطرنج و ویدئو استمساک مینمایند. به نظر میرسد چنین حربه هایی برنامه ریزی شده باشد؛ زیرا ناگهان در فضای فکری این شرکتها شیوع غلیظی یافته است!!

در پاسخ به چند نکته اشاره خواهد شد:

1. احکام الهی تا ابد ثابت است و تغییری نمی کند. برخی از تغییر فتاوی به دلیل تغییر موضوع است، نه تغییر حکم شرعی(در اینباره ببیشتر توضیح داده خواهد شد).

2. حال اصلاً فرض میکنیم که فتوای مراجع در باره برخی از مسائل عوض شده است(هرچند این فرض کاملاً غلط است)، از کجا معلوم که بازاریابی شبکه ای از قبیل آن مورادی باشد که در آینده حلال خواهد شد؟ احکام بسیاز زیادی وجود دارد که  از ابتدای ظهور اسلام تا به امروز هیچ تغییری نداشته اند. چه تضمینی وجود دارد که حکم بازاریابی شبکه ای تغییر کند؟ اگر تغییر نکرد چه؟

3. این که بر فرض محال که فتوای مراجع روزی تغییر کند، باعث نمی شود که امروز ما به وظیفه شرعی خود عمل نکنیم. ما از نظر شرعی مامور به اطاعت از فتوای مرجع تقلید خود میباشیم. یعنی در حق کسانی که خود مرجع تقلید نیستند، وظیفه همان است که از جانب مرجع تقلید بیان میشود.

4. همه این ها را باید در کنار این موضوع گذاشت که اساساً این شبهه از فهمی غلط از تغییر موضوعی برخی از احکام و قیاسی غلط نشئت گرفته است. به عبارت دیگر نه حکمی عوض شده است و نه بازاریابی شبکه ای تناسبی با مثالهای یاد شده دارد تا بتوان از یکی، دیگری را نتیجه گرفت.

 

اکنون و در ادامه به شبهه تغییر حکم شطرنج پاسخ داده خواهد شد.

  • محمد

بازاریابی شبکه ای!!! صنعتی با سابقه قریب به نیم قرن در دنیا و پدیده ای نو ظهور در ایران. پس از فعالیت شرکتهای هرمی غیرقانونی در دهه گذشته و عاقبت تلخ بسیاری از افراد و برچیده شدن طومار آن از کشور مدتی است شرکنهایی تحت عنوان بازاریابی شبکه ای با مجوز قانونی از وزارت صنعت و معدن در فضای اقتصادی کشور تنفس می کنند و توانسته اند افراد زیادی را بعنوان بازاریابان شرکت، جذب و سازماندهی کنند.

آنچه در این مقال می آید نگاهی به هر دو روی سکه تازه ضرب بازاریابی شبکه ای درایران است و قضاوت درباره هر نوع فعالیت اینچنینی را بر عهده خواننده می گذارد.

بدون شک بازاریابی شبکه ای انقلابی در نحوه توزیع کالا در دنیا ایجاد کرده و هزینه های ناشی از سیستم سنتی توزیع را فروکاسته است. واسطه ها را حذف و با اتخاذ سیاستهای تشویقی جایگاه مناسبی را در تجارت دنیا کسب کرده است. اما باید به خاطر داشت که تمامی این موفقیتها، مرهون قوانین اصولی و در بستر زیرساختهای مناسب اقتصادی اتفاق افتاده است. بازاریابی شبکه ای در ایران در دوران طفولیت خود قرار دارد و باید مسیر رشد و تکامل آن را با اتخاذ سیاستها و قوانین جامع، فراهم کرد.

اما همگان می دانیم زیرساختهای اقتصادی ایران دچار مشکلات اساسی است. فقدان نظام مالیاتی قدرتمند، نبود بانک اطلاعات فعالان اقتصادی و میزان درآمد واقعی مردم در هر کسب و کار، عدم وجود قوانین شفاف اقتصادی، وجود مراکز مختلف تصمیم گیری درامور اقتصادی و ... ، همگی باعث می شود فعالیت در امر بازاریابی شبکه ای بعنوان پدیده ای نوظهور با ریسک مواجه شود.

فعالان این صنعت در ایران کوشیده اند نقاط ضعف شرکتهای هرمی را در ساختار خود اصلاح کنند. موارد ذیل از موارد تفاوت شرکتهای هرمی و شرکتهای بازاریابی شبکه ای است:

  • محمد

در این مقاله، حجت الاسلام مظاهری سیف، به نقد و بررسی تئوری راز(قانون جذب) پرداخته است.

تهیه شده توسط موسسه بهداشت معنوی/1389


دریافت فایل PDF
حجم: 2.52 مگابایت

  • محمد

در اینجا مستندی بسیار جالب و دیدنی درباره شرکتهای بازاریابی چند سطحی (MLM) در اختیار دوستان قرار میدهم.

توصیه اکید میکنم در صورت علاقه به دانستن پشت پرده های فکری، فرهنگی، اجتماعی، آموزشی و... این شرکتها، حتما این مستند را دریافت و با دقت تماشا نمائید.

با مشاهده این مستند، متوجه خواهید شد که شرکتهای بازاریابی چند سطحی(MLM) تا چه اندازه ماهیتی یکسان دارند!!

 

 

 

دریافت با لینک مستقیم از همین وبلاگ
حجم: 383 مگابایت

  • محمد
پارادایم شیفت (تغییر نگرش یا تغییر الگو)، یکی از خطرناکترین معضلاتی است که شرکتهای بازاریابی شبکه ای مینوانند برای فرهنگ یک جامعه به بار آورند. پارادایم شیفت، یکی از آموزشهای اساسی برخی از این شرکتها میباشد، به نحوی که بدون آن این شرکتها محکوم به شکست و فروپاشی زودهنگام خواهند شد.
برای توضیح این مقوله و ابعاد آن باید ابتدا انسان را به درختی تشبیه کنیم. انسان مانند درختی است که دارای سه بخش عمده میباشد: 1.ریشه، 2.ساقه یا تنه و 3.شاخه و میوه.
ریشه انسان را اعتقادات و جهانبینی او تشکیل میدهد. تنه و ساقه، عبارت است از فرهنگ، آداب و سننِ انسان. و اعمال او، شاخه های این درخت هستند و نتیجه اعمال انسان، میوه ها و ثمرات این درخت مثالی میباشند.
این به معنای آن است که اگر تغییری در ساقه و تنه این درخت رخ دهد، شاخه ها و میوه ها متاثر خواهند شد و تغییر خواهند کرد. و اگر ریشه این درخت، دچار تغییر و تحول شود، به تبع آن ساقه و تنه، شاخه ها و میوه های این درخت دگرگون میگردد. یعنی کوچکترین تغییرات در نظام اعتقادی انسان(که در این مثال عبارت است از ریشه درخت)، بزرگترین دگرگونی ها را در رفتار و نتایج اعمال انسان رقم خواهد زد.
حال باید گفت که پارادایم شیفت، این آموزه اساسی برخی از این شرکتها، دقیقاً جهانبینی انسان و ریشه این درخت را هدف قرار میدهد.
  • محمد

رسول حسن زاده

واژگان کلیدی: راز ، قانون جذب ، آرزو ، فیزیک کوانتوم ، اومانیسم

مقدمه

امروزه کمتر کسی است که نام تئوری راز [1] که از آن به نام قانون جذب[2] یاد می شود را نشنیده باشد. فرضیه ای که با یک هیاهوی بسیار به عنوان یک منجی ، آمده است تا انسان له شده درچرخ مدرنیسم را نجات دهد و به او ارمغان شادی ، آرامش ، شادی و غایت سعادت انسان اومانیستی یعنی ثروت بدهد.

قانونی که با مسلم گرفتن آن ، تأثیر به سزایی در فضای معنوی وعلمی ، فرهنگی جهان داشته تا جایی که در سال 2007 مجله نیویورک تایمز نویسنده کتاب راز را در لیست صد نفری که دنیا را تغییر داده اند، قرار داد.

کشور ما نیز از این جریان بی تأثیر نبوده و در مجامع فرهنگی و حتی مجامع علمی کشور سخنان زیادی پیرامون آن گفته می شود. و مروجین این تئوری، درصدد بومی­سازی این فرضیه هستند و در موارد متعددی آیات و احادیث را مستمسک قرار داده و اصرار بر تطبیق صد درصدی این فرضیه با متون قرانی و روایی دارند.

راندا برن[3] استرالیایی نویسنده کتاب راز و کاگردان این فیلم در مقدمه کتاب انگیزه خویش برای خلق این اثر را منجی گری این کتاب در برابر بحران های روحی و نا امیدی در زندگی اش بیان می کند.

نویسنده کتاب پیشینه این قانون را چندین قرن بیان کرده و ادعا دارد که اکثر مردان بزرگ تاریخ مثل افلاطون ، انشتین ، سقراط ، فیثاغورث ، نیوتن ، ویکتورهوگو و ... از این قانون آگاه بوده و آن را به کار بسته اند و درحال حاظر نیز تعدادی از افراد موفق هستند که از این قانون استفاده کرده اند واز این جهت وی محتوای کتاب را گفتگو با بیست و چهار تن از این افراد که از آن ها تعبیر به افشاگران راز می کند و اغلب آنها در ایالت متحده زندگی می کنند قرار داده است .[4]

  • محمد

[* در این نوشتار، به نحوه تغییر نگرش در فرد دقت فرمائید. این حاصل بخشی از آموزشهای شرکتهای هرمی و بازاریابی شبکه ای میباشد.]


حمزه شریفی دوست


تعریف تئوری جذب

تئوری راز که از آن به عنوان قانون جذب هم یاد می‌شود، موضوعی است که امروزه در جای جای دنیا از آن سخن گفته میشود. سخنرانان، روانشناسان، فیلم سازان، نویسندگان همه و همه این موضوع را به بحث گذاشته وآن را تبلیغ می‌کنند و به عنوان یک قانون مسلم ازآن دفاع می‌کنند. این تئوری به طور خلاصه چنین است:

«این قانون همان قانون جاذبه عمومی است اما در حیطه افکار. قانون جاذبه نیوتن می‌گوید: کره زمین همه اجسام را به سمت خود می‌کشد، اما قانون جذب می‌گوید: تمام چیزهایی را که ما تصور می‌کنیم به سوی ما جذب می‌شوند

»تو همه چیز را به طرف خودت جذب می‌کنی. مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی، ثروت، قرض، شادی، ماشینی که سوار می‌شوی و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنی. مثل آهن‌ربا همه اینها را به طرف خودت جذب می‌کنی. به هر چه فکر کنی همان اتفاق می‌افتد. کل زندگی تو تجلی افکاری است که در ذهنت جریان دارند

»با تصور شما و افکار شما تمام دنیا یک کاتالوگ می‌شود در دست شماانگار شما دارید به جهان سفارش می‌دهید. هر انتخابی که بکنید درست استقدرت تماماً در اختیار شماست
شما در سه گام به آرزوهای خود دست می‌یابید: نخست خواستن: «به دنیا فرمان بده.» دوم باور: «باور داشته باش که به خواسته‌ات رسیده‌ای. ». سوم: تجسم: «احساس کن که به خواسته‌ات رسیده‌ای»

«افکار ما تبدیل می‌شوند به اجسام. هر چیزی در فکرت بگذرد به زودی آن را در مشت خواهی گرفت. حکمرانان و بزرگان این راز را می‌دانستند و تلاش کردند مردم آن را نفهمند. چون در آن صورت همه می‌خواستند از آن استفاده کنندبزرگان این راز را مخفی داشتند


پیشینه تئوری راز

به گفته مدافعین فرضیه جذب، این فرضیه نه فقط مورد قبول بزرگان تاریخ بوده است که مورد استفاده ایشان بوده است و اساساً راه موفقیت علماء و دانشمندان و حکمرانان کشف همین راز بوده است و البته پا را فراتر گذاشته ادعا می‌کنند که بزرگان بشریت «این راز» را کتمان می‌کردند. در فیلم راز جملاتی به دانشمندان و مخترعین در مورد این فرضیه نسبت داده می‌شود.
در کشور ما مروجین این تئوری، درصدد بومی‌سازی این فرضیه هستند و در موارد متعددی آیات و احادیث را مستمسک قرار داده و اصرار بر تطبیق صد درصدی این فرضیه با متون قرآنی و روایی دارند.

در سال 2006 یک کارگردان استرالیایی در پی رسانه ای نمودن و بازاری نمودن این ایده برامد وبا تولید فیلم راز این هدف را پی گرفت که در سال های گذشته چند بار از سیمای جمهوری اسلامی پخش شده است.

  • محمد

این مقاله بسیار مفید و دقیق، به زبان انگلیسی میباشد. من اکنون فرصت ترجمه این مقاله به فارسی را ندارم. لذا از دوستانی که با زبان انگلیسی آشنائی دارند دعوت به مطالعه این مقاله میکنم. همچنین اگر کسی از دوستان زحمت ترجمه این مقاله را تقبل کند، فرصت خوبی را در اختیار فارسی زبانانی که مشتاق به دانستن درباره مشکلات شرکتهای بازاریابی چند سطحی هستند، قرار داده است.

این مقاله از این سایت اخذ شده است و من تنها چند خط از ابتدا و انتهای آن را ترجمه میکنم:


 مشکل بازاریابی شبکه ای چیست؟

این مقاله در چهار حوزه مشکلات MLM را تجزیه و تحلیل، و به طور خاص، بر مشکلاتی چون: Iاشباع بازار، II) ساختار هرمی، III) اخلاق و اخلاقیات، و IV) مسائل مربوط به ارتباطات در MLM، تمرکز می کند. بنابراین، شما می توانید به درستی "غرایز." خود را ارزیابی کنید.


[خلاصه مشکلات بازاریابی شبکه ای که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است]:

1. شرکتهای بازاریابی چندسطحی بنابر نوع طراحی که دارند، باید تعداد زیادی بازاریاب استخدام کند. در نتیجه (چون هریک از آنان نیز باید هرم انسان تشکیل دهند) باز هم بازاریاب های بیشتری باید استخدام شوند. و این روند تا بینهایت ادامه پیدا میکند (در حالی که تعداد بینهایتی از افراد در یک جامعه وجود ندارد. بعلاوه پدیده اشباع پیش می آید).

2. برای بسیاری از افراد، مهمترین جاذبه برای عضویت در بازاریابی چندسطحی، هرم انسانی است که با ظرافت پنهان شده و به بهانه ارائه خدمات یا فروش جنس، قانونی گردیده است.

3. کنار آمدن با بایسته های اخلاقی(آموزشهای این شرکتها مانند غرور، «حریص» بودن، شایعه پراکنی کردن، افترا زدن و توهین نمودن) که برای موفقیت در بسیاری از شرکتهای بازاریابی چندسطحی، لازم است، برای بسیاری از مردم سخت و دشوار است.

4. با خانواده و دوستان باید به عنوان خانواده و دوست برخورد شود، نه به عنوان کالایی برای استثمار!


متن مقاله:



What's Wrong With Multi-Level Marketing?


a.k.a. "Networking" Companies

Bad Image or Bad Reality?

"Let me tell you about an incredible ground-level business opportunity," and you are invited to a house or to lunch for "a discussion." Funny enough, you feel sick in your gut that there is some hidden agenda or deception. "Probably a multi-level marketing (MLM) organization," you think. Suppose it is? Should you trust your instincts? Is there anything wrong with MLM?

This article will analyze four problem areas with MLM. Specifically, it will focus on problems of I) Market SaturationII) Pyramid StructureIII) Morality and Ethics, and IV) Relationship Issues associated with MLMs. Thus, you can properly assess your "instincts.

  • محمد

1. یکی از مهمترین ارکان آموزشی در شرکتهای بازاریابی شبکه ای، قانون جذب است.

2. قانون جذب، برگرفته از برخی عرفانهای نوظهور و خرافات مدرن میباشد.

نتیجه: یکی از مهمترین ارکان آموزشی در شرکتهای بازاریابی شبکه ای، برگرفته از برخی عرفانهای نوظهور و خرافات مدرن میباشد!


و اینگونه است، که به بهانه آموزش بازاریابی، عقائد شما به خرافه استحاله میگردد!

  • محمد

* این مطلب از تفسیرگر اخذ شده است


چند روزی است که بخاطر حضور (از سر غفلت) دو تن از نزدیکان در شرکت های هرمی درگیر این موضوع بودم. که بسیار هم وقت مرا گرفت و هم دغدغه ذهنی برای من ایجاد کرد. اگر بخواهم از مضرات این شرکت ها بگویم (از خروج سرمایه از کشور، از اتلاف وقت چندین ماهه، از ناراحتی و بدبینی خانواده ها، از عدم پرداخت بدهی ها در موعد مقرر، از امیدهای واهی برتی یک شبه پولدار شدن، از سراب خوشبختی بعد از شش ماه الی یک سال، از...)، مثنوی هفتاد من خواهد شد. لذا بسیار کوتاه و مختصر به دو نکته اشاره حواهم کرد. گرچه که دوستان خود بهتر از بنده از کارکزد این شرکت ها آشنا هستند اما شاید این نکته ها از دید بسیاری افراد پنهان بماند:

  • محمد