بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

بسم الله الرحمن الحیم
شرکتهای بازاریابی شبکه ای، دارای ابعاد مختلفی میباشند که باید با رویکردی سیستمی مورد بررسی قرار گیرند. از جمله این ابعاد میتوان به مواردی چون ابعاد فقهی، قانونی، روانشناختی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اعتقادی و... اشاره کرد.
بی شک، بررسی بازاریابی شبکه ای بدون لحاظ ابعاد مختلف آن، عقیم و ناکارآمد خواهد بود.
این پایگاه در صدد بررسی ابعاد این مسئله با رویکرد انتقادی میباشد.

جاذبه های بازداشتگاهی-1

پنجشنبه, ۴ دی ۱۳۹۳، ۱۰:۱۸ ق.ظ


  یکی از سئوالاتی که ذهن بسیاری از افراد را در خصوص فعالیت شرکت های هرمی جلب می کند، این است که چرا با وجود این همه تبلیغات و تلاش های رسانه ای و معرفی افراد متضرّر و مالباخته و گرفتار شده به انواع جرائم و مشکلات، باز هم بازار این شرکت ها داغ است و افراد زیادی جذب این شرکت ها می شوند؟! در حقیقت این سؤال جدی همواره وجود داشته و دارد که آیا تنها و تنها شوق به پولی باد آورده و دیدن موفقیت های یک شبه برخی افراد خاص، جوانان و میانسالان و حتی سالخوردگان دنیا دیده را گرفتار این شرکت ها می کند که بدون هیچ ضمانت و تعهدی تمام دار و ندار خود و خانواده خود حتی پول دوستان و بستگان خود را به شکم سیری ناپذیر این شرکت ها می ریزند و آن گاه که کار از کار گذشت، در حسرت و ندامت این خطای بزرگ می نشینند؟ اندکی تأمل و دقت نشان می دهد که شیوه های این شرکت ها برای جذب افراد چیزی نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت و راز موفقیت این شرکت ها در جذب افراد را نباید نادیده گرفت. در واقع این شرکت ها با برنامه ریزی دقیق و بسیار حساب شده، حتی مصمّم ترین و با اراده ترین افراد را جذب سیستم خود کرده و بر اراده قبلی فرد مبنی بر دوری از کارهای ریسک پذیر و پر خطر غلبه می کنند.

 

چه اتفاق می افتد؟!

 یک تحقیق میدانی نشان می دهد؛ که افرادی که به هر نوعی طعمه این شرکت ها می شوند، ابتدا تحت آموزش های ویژه قرار گرفته تا به اصطلاح اعتماد به نفس شان تقویت شود! در این مرحله اعضای شبکه، موظفند کتاب هایی که سر شاخه ها معرفی می کنند بخوانند و آموزش های اجباری را طی کنند و مورد آزمون سر شاخه ها قرار بگیرند

در خلال این مراحل جذب و تداوم همکاری، فرد در جلساتی خاص شرکت می کند که نکاتی مهم با شکل و فرمی متفاوت به او گفته می شود و به تماشای فیلم صحبت های افراد دیگر می نشیند. در واقع در این جلسات که به شکل مختلف و با حضور افراد گوناگون با چهره و سن و موقعیت های متفاوت برگزار می شود، تنها و تنها حرف و وعده و امید و صحبت های جذاب به خورد شرکت کنندگان داده می شود

ویژگی این جلسات بیرون بودن از ادبیات متعارف جامعه و مواجه شدن مخاطب با برخوردی به شدت متفاوت است. گوینده با لحنی تند و تا حدودی خشن افراد را «تو» خطاب می کند و به هیچ وجه ظاهر خود را احساس و عاطفی نشان نمی دهد. اما در عین حال به شدت احساسات و عواطف افراد را تحریک می کند. «حق توست که یک خونه شیک و یک ماشین بالا داشته باشی»، «فرق تو با اون جوون بالا شهری چیه که داره از زندگی اش لذت می بره و با پولش حال می کنه؟»...«تا کی بدبختی و بیچارگی و چشم داشتن به دست پدر و همسر و امید کشیدن برای رسیدن اول برج و حقوق بخور و نمیر؟»...«پس کی باید از زندگی ات لذت ببری؟... بسه دیگه این زندگی سگی»... «حق خودت رو از این زندگی بگیر»... 

جملات این گویندگان خشن و تا حدودی عصبی که گویا از تأخیر مخاطبان در پیوستن به شبکه گلایه مندند(!) و آن را ضرری بزرگ می بینند، هر چند دقیقه با کف زدن خشک و بی روح مخاطبان قطع و تأیید می شود و در پایان این جلسات اکثر مخاطبان به شدت از این که دیر جنبیده اند و از خیلی های دیگر عقب افتاده اند ناراحت اند و در عین حال خود را در برابر یک فرصت بزرگ و بی نظیر می بینند و همه تلاش خود را برای جبران مافات با ریسک های دیوانه وارتر به کار می بندند. نکته دقیق عملکرد این شبکه ها و مبلغین شان این است که شبکه فریب خوردگان را در خوش بینی مفرط نگه می دارند و آن ها را با بیان مطالبی به این سمت و سو می برند که تنها و تنها به خوشبختی و موفقیت خود بیندیشید و فقط و فقط خودت را در بهترین ویلاها و با کلاس ترین ماشین ها و در کنار زیباترین عشق ممکن تصور کنید! «حتماً بهش می رسی»... «کافیه که به آرزوهات فکر کنی و همیشه اون ها رو جلوی چشمت داشته باشی ... یقیناً به اون ها می رسی، این قانون موفقیته»... «آدم های موفق آرزوهای بزرگ شونو از همین راه به دست آوردن، این راز کائناته»...

در مجموع این کلاس ها و فیلم ها و سخنرانی های آموزشی و کتاب هایی که در این جلسات مطالعه می شود، فرد بیچاره به این نتیجه می رسد که تنها و تنها به موفقیت و خوشبختی فکر کند و تا می تواند پول جذب کند و در حلقوم سرشاخه ها بریزد و ذره ای به احتمال شکست و از دست دادن پول ها و برگشت خوردن چک ها و شکایت طلبکاران و ... نیندیشد؛ والاّ همای خوشبختی پر می زند و بر دوش فردی دیگر می نشیند

اساس و شاه کلید موفقیت این شرکت ها دست گذاشتن بر همان به اصطلاح «راز بزرگ کائنات» یعنی همان قانون عجیب و غریب «جذب» است که چند سالی است در عرصه های گوناگون رسانه ای تبلیغ و ترویج می شود و بسیاری را اسیر خود کرده است.

 

قانون جذب چیست؟

 

قانون جذب یا همان راز بزرگ (secret)، مدت ها است که در برنامه ها و کلاس های موفقیت و توسط افراد سرشناس و کسب موفقیت تبلیغ و ترویج می شود که البته اوج این تبلیغات و فعالیت ها، مستند زیبای «راز» محصول سال 2006 کمپانی «پرایم تایم» استرالیا است. (مراجعه کنید به شماره های اسفند 88 و فروردین 89 مجله دیدار آشنا ) این قانون همه چیز را منحصر در یک حقیقت رازگونه می داند و آن این که همه عالم و حوادث گوناگون آن پاسخی است به افکار ما و آن چه در درون ذهن ما می گذرد. در واقع کائنات با تصمیم و اراده خود کاری انجام نمی دهند، بلکه آن ها منتظرند ببینند که ما به چه می اندیشیم و در ذهن ما می گذرد تا همان گونه و بر اساس آن وقایع و حوادث را رقم بزنند(!) در نتیجه اگر به خوبی ها و آرزوهای مان ها خواهیم رسید و اگر به شکست ها و خطرات و پیامدهای منفی، باید منتظر همان ها باشیم

در یک بررسی اجمالی باید گفت؛ بخش های از مطالب و راهکارهای مورد توجه دراین باور، مانند رسیدن به مقام طلب، تمرکز بر مثبت اندیشی و لزوم هدایت تفکرات خود بر موضوعات صحیح، شکرگذاری در برابر داشته ها و ... همخوان با آموزه ها و تعالیم دین اسلام و عقل و منطق است. اما در اساس این تفکر و به خصوص قانون جذب، ابهامت و تردیدهای بسیاری وجود دارد که پذیرش آن را بسیار سخت و غیر منطقی می سازد. به عنوان مثال در جای این تفکر به این اشاره شده که افکار ما تأثیرات شگرفی در واقعیت های خارجی خواهند گذشت. آن چه ما می اندیشیم، در عالم خارج صورت عینی و حقیقی پیدا کرده و به سوی ما جذب می شوند. در تعالیم دینی ما به حقیقت تفکر و تأثیرگذاری مثبت و منفی آن بسیار تأکید و توجه شده است. اما تفاوت آن چه در قانون جذب گفته می شود با تعالیم دینی ما در این است که قانون جاذبه به نوعی از دید ایده آلیستی به قضیه نگاه می کند و چگونگی تأثیرات را تا حدی در هاله ای از ابهام باقی می گذارد. در حالی که روایات ما بسیار منطقی تر و باورپذیرتر به این نکته می پردازد. مثلاً امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «تفکر (در نیکی ها) انسان را به سوی نیکی و عمل به آن می کشاند». (1)

یا روایت دیگری آمده است که «زیاد فکر کردن معاصی و بدی ها، انسان را به سوی گناه و بدی می کشاند». (2)

نکته معقول در این فرمایش این است که تصوّر هر عمل، مقدمه انجام آن محسوب می شود. تکرار این تفکر و تصور ممکن است با تصدیق به فایده آن همراه شده، در انسان شوق عمل به آن را به وجود آورد. اما این که تمام نظامات عالم یا نظامات مرتبط با زندگی انسان، بتواند با اندیشه و تفکر انسان ماهیت یابند، یعنی نیک و بد و لذت و درد و مطلوب و مراد انسان ها، با نوع تفکر انسان ها در مورد آن ها تغییر ماهیت یابند و ماهیت آن ها نیز طبق فکر و اندیشه ما شکل گیرد، جای تأمل بسیار دارد و چیزی نیست که بتوان به آسانی آن را اثبات کرد.

نویسنده: محمد یحیی روحانی

 

پی نوشت ها :

 1.وسائل الشیعه، ج15، ص196.

2.غررالحکم، ص321، ح5.

3.بحارالانوار، ج3، ص42.

4. صحیفه سجادیه، دعای سیزدهم. منبع: نشریه دیدار آشنا، شماره129.

 منبع:نشریه دیدار آشنا، شماره 129

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">