بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

بسم الله الرحمن الحیم
شرکتهای بازاریابی شبکه ای، دارای ابعاد مختلفی میباشند که باید با رویکردی سیستمی مورد بررسی قرار گیرند. از جمله این ابعاد میتوان به مواردی چون ابعاد فقهی، قانونی، روانشناختی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اعتقادی و... اشاره کرد.
بی شک، بررسی بازاریابی شبکه ای بدون لحاظ ابعاد مختلف آن، عقیم و ناکارآمد خواهد بود.
این پایگاه در صدد بررسی ابعاد این مسئله با رویکرد انتقادی میباشد.

تجربه یک بازاریاب از زبان خودش

سه شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۴، ۰۱:۲۶ ق.ظ

مطلب زیر تجربه یکی از مخاطبان این وبلاگ است که در بخش تجربیات دیگران وبلاگ درج شده است.

بنظر میرسد نقل آن در یک مطلب مستقل برای اطلاع کسانی که قصد ورود به چنین شرکتهایی را دارند، خالی از لطف نباشد:


سلام

من 7 ماه در یکی از این کمپانی ها فعالیت گردم.

یک روز یکی از دوستان خانوادگی تماس گرفت و راجع به کاری صحبت میکرد که از طریق اینترنت انجام میشود و از طریق این کار میتوان به درآمد چند ملیونی رسید و کاری پاره وقت است که به درس هم لطمه نمیزند. چند روز بعد به خانه شان رفتم و تمام مراحل کار توسط یکی از لیدر ها برایم شرح داده شد. آن ها میگفتند کاری است که 1.میتوان انرا به صورت پاره وقت انجام داد 2.قانونی و مورد تایید شورای نگهبان است 3.وقتی شورای نگهبان تایید کرده پس حلال و شرعی است 4.هم به اقتصاد کشور و دولت و تولید ملی کمک میکند هم به نفع مردم است 5.محیطی اخلاقی است 6.از قانون تخطی نمیشود و کاملا طبق قانون عمل میشود هرچند تمام این شعار ها دروغ و بزرگمنایی بود که در ادامه راجع به تک تک آن ها صحبت میکنم

خلاصه قبول کردم و وارد شدم.خیلی زود آموزش ها شروع شد...جلسه پشت جلسه.گروه ما چند نفر جوان بودیم و خیلی جو باحالی بینمون بود.اولش خیلی عالی بود.همش انرژی همش انگیزه.همه بهمون احترام میذاشتن و تا میتونستن باهامون خوش رفتاری میکردن.از این که چنین محیطی پیدا کرده بودم که هم احترام داشتم هم پول دار میشدم و روابط اجتماعی و اعتماد به نفسم بالا رفته بود خیلی راضی بودم یه جورایی تعصب پیدا کرده بودم و حرف هیچکس رو گوش نمیدادم...روز به روز قوی تر و مسلط تر میشدم به کار و اعتماد به نفسم بالا تر میرفت...تا یه روز که تو اینترنت دنبال مطلب جدید بودم به این سایت رسیدم و یه سری چیز ها برام روشن شد...

میخوام اون 6 تا دروغی که اول کار و بعدش تو آموزش ها بهم گفتن رو براتون روشن کنم...

1.یه کار پاره وقته و درکنارش به تحصیلت میرسی!! لیدر بالا سر ما میگفت هم درسش رو میخونه هم کار میکنه...اما چند وقت که گذشت و رفت و آمد هام باهاش زیاد تر شد فهمیدم اینقدر سرش شلوغه که اصلا وقت برای هیچ کاری جز نتورک نداره و برای رشد و درآمد بالا باید فول تایم کار کنی و پاره وقت اصلا فایده نداره...حتی فهمیدم از این دانشگاه الکی ها میره و اول ترم با استاد ها هماهنگ میکنه که کلا کلاس هارو نیاد و فقط امتحان آخر ترم بده...چند نفر از لیدر های دیگه هم ترک تحصیل کردن با این که هم رشته هم دانشگاه خوبی بودن...از بس سرت بعد یکی دوسال شلوغ میشه مجبوری 24 ساعته کار کنی تا تیمت ریزش نکنه 

2.مجلس و شورای نگهبان این کارو اصلا تایید نکردن و فقط از صنعت و معدن مجوز داره.خودتون برین سایت مجلس و جستجو کنید 

3.خیلی از مراجع راجع بهش تحقیق کردن و این کارو حرام میدونن

4.این کار به اقتصاد ما لطمه میزنه...وقتی پول از کشور خارج میشه حتما باید چیزی وارد بشه که به سازندگی و خودکفایی کمک کنه...وقتی چیز هایی مثل آرایشی بهداشتی گوشی و ماشین وارد بشه دیگه اون پول اصلا برنمیگرده راجع به کمپانی ما 95 % محصولات یا مستقیم یا مواد اولیش از اون ور آب میومد...این معنیش هرچی باشه تولید ملی نیست

5.محیط اصلا اخلاقی نیست...وقتی شما توی یه مکان با یه نامحرم که هردوی شما جوونید میشینی و رخ به رخ حرف میزنی تمرین میکینی و بگو بخند داری این اسمش اخلاقه؟اگر نیت بدی نداشته باشی و کاری نکنی بلاخره ناخواسته تو ذهنت یه چیزایی میگذره دیگه...

6.صنعت و معدن یه آیینامه راجع به نتورک داده بود که شرکت ها برخلاف ادعاشون ازش تخطی میکردن...مثلا کمپانی ما برخلاف قانون مکان ثابت برای آموزش نداشت و توی خونه ها برگذار میشد جلساتمون...و مختلط بودیم که بازم بر خلاف قانون بود

با وجود این صنعت و معدن هیچ اقدامی نمیکنه و رسما داره چشم پوشی میکنه.انگار نه انگار

خلاصه گول شعار های قشنگ رو نخورین و وارد این سیستم مرموز و عجیب نشین دوستان

نظرات  (۵)

شکست بیش از موفقیت آموزنده است;کسی که هیچ گاه اشتباه نمی کند،هرگز به جایی نمی رسد.
پاسخ:
سپاس از همدردی شما
به قول حافظ شیرازی:
مَن جَرَّبَ المُجَرَّب، حَلَّت بِهِ النَدَامَة
یعنی: آزموده را آزمودن خطاست
ممنون از مطالب خوبتون
  • حسین مداحی
  • سلام علیکم.
    دقیقا همین مشکلاتی که برای ایشون به وجود اومده برای من هم به وجود اومد تنها فرق من و ایشون اینه که من همین اول کاری تمام تحقیقاتم رو کردم و بر خلاف خواسته ی اون ها با افراد آگاه در این رابطه مشورت کردم و نظر مراجع برام از همه چی مهم تر بود.بالاخره مراجع تقلید ما کم کم پنجاه شصت سال مطالعه ی مداوم دارن.
    من دو سه روز بیشتر توی این کار نبودم.
    البته اصلا ثبت نام نکردم و فقط کلاس هاش رو رفتم.
    و خوشبختانه ثبت نام هم نکردم از آخر
    پاسخ:
    سلام
    به شما تریک عرض میکنم.
    از این که تجربه خود را در اختیار دیگران قرار داده اید متشکرم.
    من این تجربه شما را در بخش تجربیات دیگران وبلاگ نیز درج خواهم کرد.
    موفق باشید
    سلام
    دوستان موضوعی که براتون میگم امیدوارم مسیله رو براتون بهتر باز کنه.
    من دوستی داشتم با سابقه ی دوستی نزدیک به ده سال که با وجود مخالفت من در شرکتی مشبه و در حال حاضر در بیز مشغول به کار است.
    یک هفته بعد از این که وارد شرکت شده بود با تماس مکرر بصورت مستمر منو دعوت به اومدن به این شرکت میکرد و حداقل شرکت در کلاس ها برای اثبات درست بودن این کار میکرد. در هر دفعه تماس طوری که انگار با نوکرش صحبت کنه میگفت ما برات وقت گداشتیم و ما بیکار نیستیم و تو یه فرصت داری که نباید از دست بدیش. در نهایت یک جلسه من رو به این شرکت برد. متاسفانه در بدو ورود متوجه شدم شرکت نگهبان ندارد و جنس مونث و مذکر در هم میلولند. برام جالب بود که خانمی در همونجا بچه شیرخوار اش رو به زور ساکت میکرد تا به این فرصت استثنایی(کدایی) با دقت گوش بدهد حتی افرادی هم سن پدر من بودند! سپس سه نفری که جدید اومده بودیم سر یک میز بردند و فردی رو اوردن که با عناوین موفق و نتیجه گرفته از کار به ما معرفی شد با کلی توضیح در مورد کار اما به هیچ سوال پاسخ داده نمیشد و بعد از ان ما را تک به تک به سرمیز جداگانه بردند و و به سوال ها پاسخ دهند. بطور خلاصه ارزیابی من از سوال و جواب اینگونه بود :
    1-نفس این کار که توضیح گروهی و پاسخ تک به تک باشد این بود که چند نفر با دید منفی به اجماع نرسند و نتوانند کار را محکوم کنند
    2-فرد پاسخ دهنده از مطالبی مانند قانون اهرم قانون1990 و ... بصورت ناشیانه و ناقص و به نفع خودش استفاده میکرد
    3-زمانی که به بحث شرع رسید از من پرسید اعتقاد داری من هم برای امتحان طرف گفتم خیر و در پاسخ شنیدم <تو هم مث خودمی مهم نیست پول از کجا بیاد فقط بیاد>
    4-فرد اظهار میداشت اکانتش یک میلیونی میباشد در حالی که ظاهر چنین نبود (جالب است همگی بر اکانت تکیه میکنند و وقتی میگویی پول نشان دهید همگی جاخالی میکنند)
    5-وقتی وعده پنجاه میلیون میداد میگفت این عدد بزرگ نیست بلکه عدد فروش تو برای شرکت بزرگ است و این حق توست و کلی توهمات دیگر
    حتی جالب این بود که دوستانی که من رو به این شرکت برده بودند چنان جزوه مینوشتند که اگر در درسشان چنین بودند الان دکتر بودند! مطالبی که در چزوه بود شاید جالبترینش این باشه که بصورت سوال جواب نوشته بودند 
    کی بفروشم؟ همیشه
    کجا بفروشم؟ همه جا
    به کی بفروشم؟ همه پس من باید بتونم
    من هم با گفتن اینکه باید با پدر و مادرم مشورت کنم و اینکه از نظر مرجع تقلید من مقام معظم رهبری اینکار را حرام میدانند مکان را ترک کردم  
    دو روز گذشت و وقتی از سر کلاس بیرون امدم یکی از دوستان فعال در شرکت اومد گفت بیا یکی میخاد تو رو ببینه. دیدم که همان فرد پاسخگو امده و طلبکارانه میگوید چرا مخالفی و اگر من به عنوان دوست تو رو راهنمایی نکنم و الان نیای بعدا از من دلخور خواهی بود! در همونجا بلوف زدم گفتم میخاهم مثل فلان اقوامم شوم که ماهی شصت میلیون در امد دارد و ده سال بیشتر کار نکرده و کارخانه دار است! با وقاحت در جواب گفت تو دو ساله به درامد اون میرسی و همونجا به ایشان متذکر شدم که انقدر فریب خورده و متوهم است که دروغ من برایش هدف بوده و مگر این کنه ول میکرد و در نهایت از شرش راحت شدم.
    به پدرم مسیله را گفتم که پدر در لحنی شدید صلاحدید پدرانه ی خودش رو برام گفت و با دل و جان پدیرفتم. اخر چه کسی دلسوز تر از پدر و مادر
    بعد از گدشت یک هفته که در ان یک هفته سای دوستانم که به شرکت بیز دعوت شده بودند دلیل مخالفت من رو میپرسیدند که من هم توضیح میدادم.
    یک روز به خودم اومدم دیدم اقایون دوستان قدیمی من با بالا سری هاشون منو دوره کردن و میگن اگر کسی ار بیز ازت پرسیدند بگو هیچی نمیدونم وگرنه تو رو میزنیم و تجاوز میکنیم و میکشیمت!
    با وجود چند شاهد بارها خواستم به سازمان اطلاعات شکایت کنم حتی مراحل اولیه ان را طی کردم اما اینکه سال ها پیش دوستی بینمان بوده جلوی خودم را گرفته ام و اینکار را نکرده ام و اما در دست مقابل انها به تخریب من میپردازند و در پرزنت هایشان میگویند فلانی بدبخت هست! تو میخاهی مثل ما پولدار شوی یا مثل او بدبخت!
    بعد از اینکه دیدند اوضاع وخیمه دوست قدیمی سابقم را فرستادند و معلوم بود به او یاد دادند که به من بگوید
    (تو که بگی بقیه نیان چه سودی داره واست بزار بیان واسه ما یه سودی داشته باشه
    بعدشم من دایره زندگی و کار و رفاقت دارم. خواستم تو دایره کارم باشی هم تو دایره رفاقت که خودت نخواستی پس پاتو از دایره های دیگه بکش بیرون که فلانت میکنم و فقط در رفاقت باش!) در جواب بهش گفتم مگر میشه بطور مثال با کسی که قاچاقچی است رفاقت کرد و در عالم رفاقت بخواهد اجناسی در خانه بگزاری و تو چون به دایره کاری اش کاری نداری در عالم رفاقت اینکار را برایش بکنی و پلیس تو را بگیرد به دایره های تو کاری ندارد و تو شریک جرمی)
    ناراحت شد و مکان را ترک کرد و از ان روز قید این دوست را زده و شرش از سرم کم کردم و اگر برایم مشکل ساز چه از لحاظ حیثیتی چه جانی شود حتما خودش و بالا سری هایش را به بازداشتگاه خواهم کشاند!
    دوستان حتما به این نکات که برگرفته از مشاهدات شخصی من هست توجه کنید
    با این جملات احساسات شما  و عقل شما رو ندزدند :
    1-تا کی میخای از پدر و مادرت پول بگیری : بدانید از لذت های پدر و مادر هزینه برای فرزندشان است و اینکه ببینند فرزنداشان در راه درست قدم میگذارد
    2-مگه بده که کنار درست پول در بیاری : اصلا چنین نیست و شما غرق در این کار بیهوده میشوید تا جایی که از روابط اجتماعی تان میزنید
    3-همه شما را فردی محترم میدانند : بدانید اکثرا شما را فردی کنه میبینند و گول خورده میبینند و در اینده به شما اعتماد نخواهند کرد
    4-مشریش همه جا هست : پس از اینکه مشتری پیدا نکردید بالاجبار با توهمات ذهنی اجناس رو به زور به اقوام خو قالب میکنید که خود امتیاز منفی بزرگی برای شخصیت شماست
    5-اجناس ما همش با کیفیته : در واقع اجناسی که توان رقابت در بازار ندارند با حربه ی این شرکت ها بفروش میروند. شما ان را نقدی میخرید با فروش ان به افراد شما ضمانت ان جنس هستید و از حقوق بیمه و ... یک بازاریاب هم بهره مند نیستید و شرکت با فروشنقدی به شما دیگه به شما کاری نداری پس خودت یه جوری باید جمعش کنی
    6-تو توی پرزنت یه شانس به بقیه میدی که اگه خواست بیاد وگرنه خاک بر سر خودش ریخته : در عین حال انقدر کلاس های روانشناسی و سیرکل سازی برگزار میشه که از شما یک کنه و مخل اسایش اطرافیان میسازند
    7-مگه شما خونت چای و روغن و اینا نمیخورن همینا رو از بیز بخر پولدار : حقیقت اینه که این حجم خرید کم فایده ای نداره در عین حال که میدونیم کل کار نتیجه نداره و ایضا من روغن لادن میخام و شما روغن لینا اما فقط شما باید روغن بیز بگیری! این بازار رقابتی نیست و محکوم به فساد است.
    در کل من نپیوستن به این شرکت ها رو وامدا نصیحت پدر و تربیت اون هستم که من رو فردی موشکاف در مسایل باراورده .
    و اشتباهم اینه که با این جماعت متوهم وارد ستیزه شدم!
    حداقل انتظار من از مقام معظم رهبری و سایر علمای عظام و مجلس شورا و خبرگان اینه که جلوی این غده سرطانی رو قبل از اینکه گسترش پیدا بکنه بر علیه اش اقدامی بکنند.

    من برام سوالی پیش اومده 

    من توسط پسر عمم دعوت شدم تنها دو بار من را برد و دیگر هیچ اصراری نکرد

    در ابتدا درآمدش بسیار ناچیز بود ولی الآن میدانم که مهی 900 تومان درآمد دارد

    اینکه میگوید مال از کشور خارج میشود که کاملا اشتباه است زیرا تمامی محصولات این شرکت داخلی است و اصلا قانون وزارت صنعت و معدن است که از محصولات ایرانی استفاده شود

    در مورد نظر مراجع محیترم تقلید که در بسیاری از سایت ها جستجو کردم

    دلایل مراجع تماما به شرکت های هرمی بر میگشت و رد میشد!

    من هر چه قدر تحقیق می کنم هیچ مشکلی در کار پیدا نمی کنم !!!

    پاسخ:
    اتفاقاً فتاوای مراجع به خود بازاریابی شبکه ای باز می گردد و ارتباطی به شرکتهای هرمی ندارد. اینجا، اینجا و خصوصاً اینجا را مشاهده فرمائید.
    هرچند از نظر ما ماهیت این دو فعالیت یکسان است.

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">