بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

بسم الله الرحمن الرحیم
شرکتهای بازاریابی شبکه ای، دارای ابعاد مختلفی میباشند که باید با رویکردی سیستمی مورد بررسی قرار گیرند. از جمله این ابعاد میتوان به مواردی چون ابعاد فقهی، قانونی، روانشناختی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اعتقادی و... اشاره کرد.
بی شک، بررسی بازاریابی شبکه ای بدون لحاظ ابعاد مختلف آن، عقیم و ناکارآمد خواهد بود.
این پایگاه در صدد بررسی ابعاد این مسئله با رویکرد انتقادی میباشد.

لینک کانال تلگرام:
t.me/onnetworkers

onnetworkers@

۱۴۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اشکالات بازاریابی شبکه ای» ثبت شده است

سلام، من خودم هم تو یه شرکت نتورکینگ رفتم ماجراش از اینجا شروع شد که یکی از همکلاسی های دانشگام پای صحبتای من نشست و متوجه شد که من دنبال کارم، برای همین یه روز میخواس منو دعوت کنه جلسه هفتگی و یه جلسه تفریحی که به اصطلاح بهش میگن پاتلاک که من نتونستم برم بعدش بهم زنگ زد گفت یه روز بیا شرکت راجب کاره و  حضوری بیا و این حرفا، وقتی هم رفتم اونجا محیطش شبیه دانشگاه بود تا یه شرکت کلی هم منت سر من که اره سر ساعت بیا مشاورش وقت نداره و اینا، خلاصه مشاور اومد با تعریف از ظاهرم 

واینا شروع کرد از دلار شروع کرد که قیمتش چنده و اینا من ساده هم فکر کردم کار فروشه اما وسطای پرزنت فهمیدم نتورکینگه برای همین حرف مشاور رو قطع کردم گفتم نتورکیه؟ گف حالا وایسا و اینا بعد گف اره محصولات ما چون تو بازار نیس بهتر میخرنو محصولات با کیفیته (البته واقعا هم خوب بود) و خود شرکت تولیدش میکنه و اقای ******* تبلیغ کرده(بعدها خودم فهمیدم) و ما حامی هستیم(توجه کنید اسم لیدر شد حامی) یادمه مشاور پرسید چه قدر در روز میتونم وقت بذارم؟ و گفت همون مقدار وقت بذارم درست میشه و کارفرما ندارم که بهم غر بزنه ساعت کاریش دست خودمه و، وتازه از کار کارمندی قبلیش شاکی بود گفت الان یکساله تو شرکته ماشین خریده(بله واقعا ماشین داشتن ولی خب صفر نبود و اینکه قیمت صفر مدل ماشینشون ۲۶ میلیون به بالاس بعد در اوردم تو دو سه ماه اول کاریش سه چهار میلیون در میاورده با در نظر گرفتن هزینه های جانبی ماشین و مخارج زندگی ممکنه مگه؟) بعد اره من خانوادم راضی نبودو شوهرم راضی نبود و گفتم یه ماه فرصت بدید(زبون بازی) خلاصه منم چون تجربه ای نداشتم صرفا به خاطر تجربه اجتماعی داشتن با افراد جامعه و (بیشتر پول) قبول کردم ولی از همون اول حس خوبی نداشتم و احساس کردم حامی و سرحامیم (یه مقام بالاتر از لیدر)برای اینکه شک و شبهه هام بریزه منو سوار ماشین سرلیدر کردن که باورم بشه همیشه هم ماشینش پر از کارتون محصولات شرکت بود، بعد به این موضوع افتخار میکردن، کم کم متوجه شدم هرروز باید پاشم بیام کلاس  صرف از نظر از دانشگاه مگه یه ادم چه قد توان داره هرروز یه راه طولانی بره؟( وقتی خود کار چندان رسمیتی نداره شما رغبت میکنید که هرروز یه مسیر طولانی برید و کرایه رفت و امد بدید؟) نه قراردادی نه مدیر عاملی هیچی! و تازه باید جمعه هارم میذاشتم برم پاتلاک و جلسه هفتگی! نه میتونستم به درسام برسم نه به کارم! دغدغه این کارم به بدبختی های دیگه مم اضافه شد همش استرس استرس! اول گفتن مشتری برات جور میکنیم! کودوم مشتری؟ سلف دانشگاه رو حواله من دادن که اصلا خرید نکرد(خود حامی یکی دوبار فروخته بو د به سلف دانشگاه و خواهر مسول دانشگاه)بعد گفتن به اسم دفتر کاری تو میزنیم! فشار پشت فشار کی بیا کلاس بیا فلان! منی که پول انچنانی نداشتم صد و چهل تومن پول محصول دادم! (چهل تومن بدهکارم به حامیم)! حالا مشکل بازار سرد تو اینستا پیج بزن مزدمو فالوو کن روزی ۴۰۰نفر! بعد گروه بزن تلگرام!(گروه نه کانال! چون که اعضا میتونن چت کنن و انتقال حس مثبت کنن) کتاب هایی مثل پنیر مرا چه کسی جا به جا کرده؟ و حکایت دولت و فرزانگی و سی دی راز! چی بگم که خام شدم و فکر کردم میتونم اوضاع مالیمو درست کنم! اوج قصه وقتی شد که من بدبخت سرما خوردم و باید استراحت میکردم ولی ول کن نبودن هی زنگ میزدن که پاشو بیا حالت بهتر میشه! منطقو ببینید خودتون دیه! و اوج دروغ اینجا بود که من با یه میلیون فروش ماهی صد هزار تومن در میارم!(درحالی که لیدرم گف من ماه اول بدون دایرکت یا همون زیر مجموعه با یک میلیون فروش سیصد تومن در اوردم !)صد هزار تومن! حالا هی وسطش سر حامیم میگف بیا کلاس تصاعد درصدی! متد اموزشی مزخرف و دروغ گوویی به مردم! میگفتن لباس فرم بپوشید رسمی برید! هرجا رفتیم با یه بغل کارتن محصول! خودتونو مشاور جا بزنید یه گروه تشکیل دادن هی حرف میزنن هی عدد میدن مثلا واسه ایجاد انگیزش! شعارشونم اینه که هرکی موند و برد! یه کارکر ظرف شویی رستوران رو هم بکنه بیشتر از صد هزار تومن بهش میدن! وقتی هم میگفتم امنیت شغلی نداریم هی میگفتن نه حالا فلانو نه حالا اینجور نیستو! گیریمم من سازمان تشکیل بدم مگه تا کی جون دارم کار کنم؟ خدایی نکرده نتونم دیگه کار کنم از کجا پول گیر بیارم؟ اومدیم و شرکت ورشکسته شد از کجا پولمو بگیرم؟ سابقه کاری چی؟ پس قانون چی میشه؟ مگه بقیه دلشون ثروت نمیخواد؟ مگه فقط ما بلدیم بلند پرواز باشیم؟! میگن همه یه زندگی کارمندی میخوان از کارشون راضی نیستن همش میخوان برن تعطیلات!  ولی یه دولتمند به ندرت میره مرخصی! من از یه پزشک سوال کردم ایشون گفتن وقتی از بدن زیاد کار بکشی سیستم دفاعیش ضعیف میشه حالا هر چه قدم عاشق کارت باشی! بیخود میگن ساعتاش دست خودت نیست به زور هی بیا اینور اونور! همکلاسی که تا دیروز جز یه سلام و علیک و حرفای مختصر حرفی نداشتم چطور شد یهو دلسوزم شد؟! همش هم مثبت اندیشی! به جز  من خیلیا دیگه هم بودن چرا به اونا نگفت؟  همینم ازش پرسیدم گفت هرکسی رو تو این کار نمیارن تو پتانسیل پیشرفت داری! نگو نقشه داشتن کسای ساده مثل منو شناسایی کنن بعد ببرن! اگه خوبه چرا به همه نمیگن؟ خلاصه کلام اینکار  کلاه برداری محضه فقط ازت کار میکشن اخرشم یه چندرغاز میندازن جلوت! اگه خیلی عاشق بازاریابی هستید حداقل یه جا استخدام شید که هم بیمه براتون رد شه هم یه حقوق ثابتی داشته باشید! زمانش مشخص شده باشه نه اینکه در حالت مرگ هم بکشوننت اینور اونور! من به جای سود فقط ضرر ماالی کردم و خودمم شرایط مالی درستی ندارم که هی هردفعه چندرغاز حقوقمو بدم محصول بخرم دوباره بفروشم؟ حالا این شرکت گف نه اینترنتی شما سفارش میزنی بعد پول از مشتری میگیری بعد براش میفرستی( این درست این بخش از بازار سرد بود ولس بازار سردی که توش باید حضوری میرفتی باید محصول همراهت میموند)
یادتون باشه هرکی از هرچی زیاد تعریف کرد یا یهو دلسوزتون شد بهش شک کنید هیچکس دلش به حال شما نمیسوزه!
  • محمد

* این مطلب تجربه یکی از مخاطبین سایت با نام مستعار «لیدر ناشناس» میباشد که توسط خود ایشان برای ما ارسال گردیده است:


حتما بخون... ضرر نمیکنی .... 

یه لیدر با تجربه داره حرف میزنه

سلام به هم میهنان عزیز

بنده لگ 7 شرکت بودم ... خیلی خیلی نزدیک به لیدر های والا مقام و خیلی نزدیک به کمپانی و ریاست شرکت 

این متن رو بعد از دو سال سابقه تمام وقت  در نتورک با حدود 200 نفر مجموعه 3 کت ام ال ام که حداقل 7 تا لیدر تو دستم داشتم  از ته دلم با افتخار تقدیم به هموطنانم میکنم... اینو بدونید ک با گفتن حقایق دارم از خودم و غرور و همه چیم میگذرم تا یه خدمتی برای جوون های کشورم کرده باشم. منفی نیست . حقیقته محضه... پس سر تا پا گوش باش...

بازاریابی شبکه ای همون هرمی با این تفاوت ک کلاه شرعی روش گذاشتن. قانونی هستش و کلی هم به نفع دولت و اقتصاده ولی خودت فقط نقش یه مهره و یه خادم رو ایفا میکنی... تو در این بازی پول و حق و حقوق و  میراث سهیم نیستی.

نتورک مثه بازی 21 پاسور میمونه . ***** ** * ** ** ** * ** ** ** *** **** ** *** *** ** ****** این یه طلسمه... یه حقه تو ورقه... تو بازی نتورک هم هیچوقت نمیتونی طبق پلن دستتو بچینی چون 70 ساله داره تست میشه. شرکت میدونه ک پلن رو چجوری در بیاره ک نتونی ازش حقتو بگیری . به جز یه عده ک با جایگاه سازی و دوز و کلک و تغییر رتبه مدیریتیشون و گول زدن اعضای مجموعه ، میان یه چند ماهی یه پول نا چیزی از شرکت اونم با هزار پدرسوخته گری میگیرن ولی اونم همیشگی نیست... 

طبیعی هستش ک هر آدمی یه مدت تو هر شغلی ک باشه زیر و بم و قلق اون کارو دست میگیره و راه های زیرابی رفتن واسش باز میشه. مخصوصا ملت ایرانی ک هر کاری ازش بر میاد بله درسته.  همه ی لیدر ها همین کارو میکنن  با کلک و جایگاه سازی کاذب و نفرین دوست و دشمن هر چند ماه یه بار هم یه پورسانتی رو به زور از شرکت در میاوردن و سند دریافتیشونو نگه میدارن باهاش مردمو گول میزنن .سالی یه بار هم به بهونه ورود لیدرهای والا مقام برای ورود به سمینار ها  شرط خرید های 4 میلیونی به بالا میذارن یه نفعه یه پورسانت تپلی میاد به حساب ها با همون سند 100 نفرو جذب میکنن. البته تو این راه هم باید کلی جایگاه سازی کرد چون تبصره ها اجازه نمیدن کسی به حقش برسه. همش دیوار و سد جلوی پورسانت گرفتن رو میگیره.

خلاصه زدو همه راه پورسانت گرفتن از شرکت رو یاد گرفتن یه مدت همه راضی بودن خروجی مالی از شرکت زیاد شده بود تا یه روز شرکت اومد پلن رو عوض کرد . باز ما اومدیم کلی راه در رو گیر بیاریم یه پورسانتی بگیریم باز پلن بعدی اومد. خلاصه این راهه بن بسته.

حالا سوال اینجاست ک اگه این شغل خوبی نیست چرا خیلیا بعد از 3 سال نرفتن؟؟؟

جواب: از ترس آبرو، اعتبار، حیثیت...

کجا برن؟ منی ک یه عمر جلوی دوست و آشنا و خانواده و فامیل در  اومدم دیگه کجا برم؟ با این ذهنیت دیگه کجا برم کار کنم؟

همینجا میمونم و ماهی 500 تومنمو میگیرم و به همه میگم ماهی 30 میلیون میگیرم ک مجموعم نریزه... خدا بزرگه.

سوال بعدی اینه که اگه این سیستم پول نمیده چرا فلانی شاسی بلند خریده؟؟؟

جواب... کسی ک میگه ماهی 200 میلیون درآمدشه باید تاوان دروغگوییش هم بده باید ظهرشو با حرفش یکسان کنهو میاد 20 میلیون میده بقیشم دم قسط تا 10 سال ... ماشین میخره 300 میلیون 3 میلیارد پس میده. چاره ای نداره.... هر ماه میره لباس شیک میخره... چکار کنه؟ گیر کرده. تو بودی چکار میکردی؟ بعد 5 سال میرفتی کارگری؟؟؟ اون پولی ک میخواد از کارگری در بیاره رو داره از شرکت میگیره کلی هم واسش احترام قائلن... دیگه کجا بره؟ جاشو بده به کی؟ با کدوم رو بره تو اجتماع؟ 

سوال بعدی اینه که مگه میشه همه دروغ بگن...

جواب... نه نمیشه. اونی ک فریب میده خودش فریب خورده... جالب اینجاس تا چند سال تو نتورک نباشی نمیفهمی ک کجا اومدی.... بعدش هم ک میفهمی دیگه مثه اره ای که وسط کنده ی  درخت گیر کرده ، نه میتونی ببری نه میتونی اره رو بیرون بکشی... درکش خیلی مشکله؟

در کل تو نتورک:

فالو یعنی خر کردن

منفی یعنی واقعیت

ویژن یعنی رویا در خواب

پرستیژ یعنی شخصیت کاذب

پورسانت هم یعنی گدایی

دوستان اگه مشتاق هستن حاضرم بیشتر راهنماییشون کنم. من به این سایت با هویت  (لیدر ناشناس) مجددا سر میزنم اگه طالب بودین ایمیلمو میدم به مدیر سایت... البته باید یه ایمیل جدید بسازم که هویتم پنهان بمونه ک جماعتشون سر من خراب نشن.

در مقابل این حرفا فقط ازتون یه انتظار دارم اونم اینه ک دعام کنید گره ی کارم و مشکلات زندگیم رفع بشه.

یا حق

  • محمد

* این مطلب توسط یکی از مخاطبین سایت ارسال شده است.


دروغ های جلسه ی مشاوره(پرزنت):

1: نتورک یک تجارت الکترونیک هست.

2: بعد از دو الی چارسال به استقلال مالی میرسید.

3: ریسک این کار منفیه.

4: هییییچ واسطه ای تو این فرایند نیست همه حذف میشن.

5: این کار راحتی هست و صددصد فکری.

6: با روزی 4 ساعت راحت میشه انجامش داد کار پاره وقته.

7: شما با خرید محصول چیری از دست نمیدی انگار پولتو ازین جیبت میذاری تو اون جیبت و در ازاش محصولات با کیفیت میخرید.

8: شما محصول با کیفیت میخری با *تخفیف*  😳

9: حمایت صددرصدی وجود داره تو این سیستم 

10: وقتی به یه درآمد رسیدی دیگه هر ماه بیشتر میشه 

11: آموزش های قوی خرده فروشی و راحت بودن فروش محصولات

12: بهتر بودن بازاریاب شبکه ای نسبت به ویزیتور

13: مقایسه بازاریابی شبکه ای با نفت 😳 و برتری دانستن نتورک 

14: یکسان سازی قیمت ها

15: مقایسه ی کارخانه با بازاریابی شبکه ای😳

16: بازاریابی شبکه ای یک اهرم برنده_ برنده ( برد_برد) است. 


....(((تجزیه تحلیل دروغ ها)))....


1:اصلا بازاربابی شبکه ای ربطی به تجارت الکترونیک نداره تمام کار شبکه سازی و جلسات هست و فقط خریدش اینترنتی هست که ماهی ده دقیقه کار اینترنتی داره.

2:خییییلی ها با زمان دو سال سه سال هستن که کشیدن کنار چون به درامد یه تومن هم نرسیدن چه برسه استقلال مالی.

3: این کار ریسک بالایی داره اولا چون تو نمیدونی واقعا در حد این همه سختی هستی یا نه اول روی ساده ی کارو بهت نشون میدن وقتی رفتی جلو تر باید کل زمانتو بذاری و اون موقع شاید بفهمی اصلا اهل این کارا نیستی چون اصل کارو اون موقع فهمیدی، دوم اینکه هر لحظه ممکنه بخاطر شاکی ها قربانی های بسیار زیاد این کار، توسط دولت و مجلس جمع بشه، یا اتفاقات دیگه.

4: میگن تو این سیستم همه واسطه ها حذف میشن اما خود شرکت و بازاریابان دو تا واسطه هستن این وسط.

  • محمد

با توجه به حجم زیاد مخاطبین و درخواست آنها جهت اقدامی قانونی برای مبارزه با شرکتها بازاریابی شبکه ای، شکوائیه ای در سایت «چنج» تنظیم شده است که ضمن برشمردن مشکلات بازاریابی شبکه ای، از مجلس، دولت و قوه قضائیه می خواهد تا این معضل را مورد بررسی قرار دهند.

بدین وسیله از مخاطبین محترم سایت دعوت میشود تا از طریق لینک زیر، این شکوائیه را بصورت الکترونیکی امضا نمایند:


.: لینک انتقال به صفحه شکوائیه :.


نحوه امضای این شکوائیه:

1. از طریق لینک بالا وارد صفحه مورد نظر شوید و شکوائیه را مطالعه فرمائید.

2. در قسمت سمت راست متن شکوائیه میتوانید مشخصات خود را وارد نموده و با کلیک برروی «Sign»، شکوائیه را امضا نمایید (تصویر).


همچنین از شما دعوت میشود تا پیشنهادات و انتقادات خود در این خصوص را از طریق نظرات همین مطلب مطرح فرمایید.

  • محمد
* این مطلب ویرایش یکی از مطالب گذشته این سایت میباشد و توسط یکی از مخاطبین تدوین شده است.

 1. شما مشتری شرکت هستید نه بازاریاب
شرکت‌های معمولی حتی اگر یک کارمند اضافه استخدام کنند به ‌اندازه حقوق آن کارمند متضرر خواهند شد ولی اگر یک شرکت بازاریابی شبکه‌ای نتواند "بازاریاب" جدید بیابد ورشکسته خواهد شد. این به این دلیل است که شما مشتری و منبع درآمد شرکت هستید نه بازاریاب شرکت. شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای برای ادامه حیات خود وابسته به موج بازاریابان جدیدی هستند که هر ماه به شرکت پیوسته و پس از متضرر شدن شرکت را ترک می‌کنند.
 
2. فضای شرکت‌های شبکه‌ای مشابه فضای یک فرقه است
در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای به بازاریابان (بخوانید مشتریان) گفته می‌شود درآمد شبکه منطقی نیست و به شیوه‌های گوناگون منطق و اندیشه انتقادی مشتریان تضعیف می‌شود. در این شرکت‌ها افراد رأس هرم به‌نوعی پرستیده می‌شوند و صفات فرا انسانی به آن‌ها نسبت داده می‌شود.
 
 3. تعداد بسیار کمی از بازاریابان شرکت درآمد ثابت دارند
شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای متشکل از لشکری بازنده و تعداد معدودی افراد با درآمد کافی هستند. آموزش‌دهندگان شرکت درآمد این افراد را به نحوی اغراق‌آمیز برجسته می‌کنند ولی چیزی از اکثریت متضرر نمی‌گویند.
 
 4. شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای طرح اقتصادی خود را «کامل» و در صورت شکست، فرد را متهم می‌کنند
در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای طرح اقتصادی کامل جلوه داده می‌شود و به بازاریابان گفته می‌شود تنها دلیل شکست در شبکه تلاش نکردن است. این ترفندی است که برای فرافکنی، رفع مسئولیت و القای عذاب وجدان به فرد استفاده می‌شود. بازاریابانی که فریفته این ترفند می‌شوند، شکست در بازاریابی شبکه‌ای را نتیجه کاستی‌های خود می‌دانند و به صورت افرادی سرخورده و ناامید به جامعه بازمی‌گردند. با این حال، مسئله این شرکت‌ها در طرح اقتصادی آن‌ها است که طراحی‌شده است تا عده‌ای معدود از زیان عده‌ای کثیر سود ببرند.
 
5. سو استفاده از روابط عاطفی
شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای از روابط عاطفی افراد برای منفعت خود سوءاستفاده می‌کنند. از بازاریابان جدید خواسته می‌شود تا به نزدیک‌ترین افراد زندگی خود بیندیشند و مشتریان و شاخه‌های خود را از میان آن‌ها انتخاب کنند. این منجر به انتقال حس نارضایتی از کالا به رابطه عاطفی و فاصله گرفتن خانواده و دوستان از بازاریاب می‌شود که اکنون به عنوان یک فروشنده نگریسته می‌شود که از هر فرصتی برای فروش کالای خود استفاده می‌کند. علاوه بر این، تمرکز بازاریاب بر "بازار گرم"( اعضای خانواده و دوستان)
 که کالاهای بازاریاب را بیشتر به خاطر رابطه‌ای که با او دارند می‌خرند تا نیاز واقعی به کالا، باعث می‌شود تا بازاریاب خیلی کم با چالش فروش در دنیای واقعی آشنا شود و درنتیجه مهارت‌های پایه بازاریابی را نیاموزد.
 
 6. فروش تلقینی
معمولاً فرد زمانی اقدام به خرید کالا می‌کند که شخصاً به آن احساس نیاز کند. در این هنگام او به ارائه‌دهنده کالا مراجعه کرده و کالا را خریداری می‌کند. اما در بازاریابی شبکه‌ای کالا از راه تلقین نیاز و یا حتی تحقیر مشتری با برجسته کردن کاستی‌های او فروخته می‌شود. این مسئله ریشه در ماهیت فروش مستقیم، انبار شدن کالا نزد بازاریاب دارد و عدم تعهد شرکت به بازاریاب در صورت ناتوانی در فروش کالا دارد.
 
7. درآمد خالص منفی
برخی از بازاریابان شرکت‌های شبکه‌ای می‌اندیشند از این راه درآمدی داشته‌اند چون درآمد ناخالص خود را می‌بینند و فراموش می‌کنند درآمد خالص آن‌ها پس از کسر همه هزینه‌ها از درآمد ناخالص محاسبه می‌شود. شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای کالا را با تخفیفی اندک به بازاریابان می‌فروشند و برخی بازاریابان هم فراموش می‌کنند برای محاسبه درآمد خالص خود باید هزینه زمان، کرایه، حمل، انبارداری و... را از سود ناخالص خود کسر کنند. اگر منظور از درآمد، درآمد خالص باشد، درآمد خالص بسیاری از بازاریابان منفی است که به معنی متضرر شدن اکثر بازاریابان است. حتی اگر بازاریاب بتواند همه کالاهای خرید شده از شرکت را بفروشد و سرمایه اولیه به او بازگردد، باز هم زیان کرده است چون سودی که از فروش کالاها به دست آورده است خیلی کمتر از هزینه صرف شده برای فروش کالاهاست. البته در واقعیت بسیاری از بازاریابان نمی‌توانند بخش عمده کالاهای خریداری‌شده را بفروشند که به معنی عدم بازگشت سرمایه اولیه و زیان بسیار بیشتر بازاریاب است.

8. فروش اجباری
در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای افراد به شیوه‌های مختلف مجبور به خرید کالا از شرکت می‌شوند. با این‌که خود شرکت معمولاً وانمود می‌کند مخالف فروش اجباری است، ولی این طرح اقتصادی شرکت است که افراد را وادار به فشار به زیرشاخه‌ها برای خرید می‌کند چون سود خرید کالا توسط فرد،  میان اعضای بالاتر از او تقسیم می‌شود و تا خریدی انجام نشود هیچ سودی به اعضای بالاتر نخواهد رسید.
 
9. کالا پوششی برای ساختار هرمی شرکت است
بسیاری از بازاریابان شرکت‌های شبکه‌ای اقرار می‌کنند که علاقه‌ای به فروش ندارند و امیدوارند روزی بتوانند از شاخه‌ها (افرادی که جذب می‌کنند) درآمد کسب کنند. ازآنجاکه افراد جدید نیز به این امید به بازاریابی شبکه‌ای کشیده می‌شوند و کالاهای شرکت نیز توسط دیگر شرکت‌ها تولید می‌شوند، کالا تنها یک پوشش برای پنهان کردن ساختار هرمی شرکت است.
 
10. حضور گسترده اعضای سابق شرکت‌های هرمی
بسیاری از سرشاخه های شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای، یعنی معدود کسانی که از این را سود می‌برند، اعضای سابق دسیسه‌های هرمی هستند. تاریخچه این دسیسه‌ها نشان می‌دهد پس از هر بار رسوایی و غیرقانونی شدن، اعضای سابق، دسیسه مشابهی را با نام و ظاهری متفاوت راه‌اندازی می‌کنند.
  • محمد

مهران مدیری در برنامه دورهمی با موضوع طمع و وسوسه به نقد شرکتهای بازاریای شبکه ای پرداخته است.

در این برنامه مسائلی مانند زیرشاخه گیری، دروغ پردازی، لیدرپرستی، اغواگری، فالو و... که در شرکتهای بازاریابی شبکه ای رواج دارد، به زبان طنر مورد نقد قرار گرفته است.

این برنامه در تاریخ 24 دی 1394 از شبکه نسیم پخش شده است.

در این مطلب، فیلم این برنامه جهت نمایش و دانلود در اختیار شما قرار میگیرد.

 

 

 

 
مدت زمان: 32 دقیقه 7 ثانیه 
حجم فایل: 62 مگابایت
  • محمد

به اطلاع کاربران محترم میرساند، جهت سهولت دسترسی به مطالب سایت، کانال تلگرام ما مدتی است فعالیت خود را آغاز نموده است.

با عضویت در این کانال میتوانید از مطالب سایت و خصوصاً به روز رسانیها مطلع شوید و مطالب را مطالعه فرمایید.

لطفا کانال را به دوستان خود معرفی نمایید.


لینک و درس کانال:

http://t.me/onnetworkers

@onnetworkers

  • محمد
* ارسالی توسط یکی از مخاطبین سایت.

چند چراغ‌قرمز که من در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای دیدم:

 1. شما مشتری شرکت هستید نه بازاریاب
شرکت‌های معمولی حتی اگر یک کارمند اضافه استخدام کنند به ‌اندازه حقوق آن کارمند متضرر خواهند شد ولی اگر یک شرکت بازاریابی شبکه‌ای نتواند "بازاریاب" جدید بیابد ورشکسته خواهد شد. این به این دلیل است که شما مشتری و منبع درآمد شرکت هستید نه کارمند شرکت و شرکت از ضرری که درنتیجه خرید کالاهای آن خواهید کرد، سود می‌برد.

2. فضای شرکت‌های شبکه‌ای مشابه فضای یک فرقه است
در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای به بازاریابان (بخوانید مشتریان) گفته می‌شود درآمد شبکه منطقی نیست و به شیوه‌های گوناگون منطق و اندیشه انتقادی مشتریان تضعیف می‌شود. در این شرکت‌ها افراد رأس هرم به‌نوعی پرستیده می‌شوند و صفات فرا انسانی به آن‌ها نسبت داده می‌شود.

 3. تعداد بسیار کمی از بازاریابان (بخوانید مشتریان) شرکت درآمد ثابت دارند
همه شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای متشکل از لشکری بازنده و تعداد معدود افراد با درآمد کافی هستند. آموزش‌دهندگان شرکت درآمد این افراد را به نحوی اغراق‌آمیز برجسته می‌کنند ولی چیزی از اکثریت متضرر نمی‌گویند.

 4. شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای طرح اقتصادی خود را «کامل» و در صورت شکست، فرد را متهم می‌کنند
در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای طرح اقتصادی کامل جلوه داده می‌شود و به بازاریابان گفته می‌شود تنها دلیل شکست در شبکه تلاش نکردن است. این ترفندی است که برای فرافکنی، رفع مسئولیت و القای عذاب وجدان به فرد در صورت شکست استفاده می‌شود. با این حال، مسئله این شرکت‌ها در طرح اقتصادی آن‌ها است که طراحی‌شده است تا عده‌ای معدود از زیان عده‌ای کثیر سود ببرند.

5. سو استفاده از روابط عاطفی
شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای از روابط عاطفی افراد برای منفعت خود سوءاستفاده می‌کنند. از بازاریابان جدید خواسته می‌شود تا به نزدیک‌ترین افراد زندگی خود بیاندیشند و مشتریان و شاخه‌های خود را از میان آن‌ها انتخاب کنند. این منجر به انتقال حس نارضایتی از کالا به رابطه عاطفی و فاصله گرفتن خانواده و دوستان از بازاریاب می‌شود (که به عنوان یک فروشنده نگریسته می‌شود) که خود منجر به فرورفتن بیشتر بازاریاب در دام بازاریابی شبکه‌ای می‌گردد.

 6. فروش تلقینی
معمولاً فرد زمانی اقدام به خرید کالا می‌کند که شخصاً به آن احساس نیاز کند. در این هنگام او به ارائه‌دهنده کالا مراجعه کرده و کالا را خریداری می‌کند. اما در بازاریابی شبکه‌ای کالا از راه تلقین نیاز و یا حتی تحقیر مشتری با برجسته کردن کاستی‌های او فروخته می‌شود. این مسئله ریشه در ماهیت فروش مستقیم  و انبار شدن کالا نزد بازاریاب دارد.

7. درآمد خالص منفی
برخی از بازاریابان شرکت‌های شبکه‌ای می‌اندیشند از این راه درآمدی داشته‌اند چون درآمد ناخالص خود را می‌بینند و فراموش می‌کنند درآمد خالص آن‌ها پس از کسر همه هزینه‌ها از درآمد ناخالص محاسبه می‌شود. شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای کالا را با تخفیفی اندک به بازاریابان جدید می‌فروشند و برخی بازاریابان هم فراموش می‌کنند برای محاسبه درآمد خالص خود باید هزینه زمان، کرایه، حمل، انبارداری و... را از سود ناخالص خود کسر کنند. اگر منظور از درآمد درآمد خالص باشد، درآمد خالص بسیاری از بازاریابان منفی است که به معنی متضرر شدن اکثر بازاریابان است.

8. کالا پوششی برای ساختار هرمی شرکت است
بسیاری از بازاریابان شرکت‌های شبکه‌ای اقرار می‌کنند که علاقه‌ای به فروش ندارند و امیدوارند روزی بتوانند از شاخه‌ها (افرادی که جذب می‌کنند) درآمد کسب کنند. ازآنجاکه افراد جدید نیز به این امید به بازاریابی شبکه‌ای کشیده می‌شوند (یعنی به امید سود از زیان دیگران) کالا تنها یک پوشش برای پنهان کردن ساختار هرمی شرکت است.

9. فروش اجباری
در شرکت های بازاریابی شبکه ای افراد به شیوه های مختلف مجبور به خرید کالا از شرکت می شوند. با این که خود شرکت معمولا وانمود می کند مخالف فروش اجباری است، ولی این طرح اقتصادی شرکت است که افراد را وادار به فشار به زیرشاخه ها برای خرید می کند چون هزینه پرداختی توسط فرد برای کالا میان اعضای بالاتر از او در هرم تقسیم می شود و تا خریدی انجام نشود این اتفاق نخواهد افتاد.
  • محمد

مطابق قانون سادهٔ عرضه و تقاضا در اقتصاد، زمانی که عرضهٔ یک کالا از تقاضایش پیشی بگیرد تقاضا کاهش می‌یابد. در این نوع بازاریابی نیز پس از اشباع بازار بخاطر افزایش تعداد بازاریاب‌ها و عرضه محصول تقاضا کاهش می‌یابد و با کاهش کشش بازار زمینه برای فروپاشی هرم فراهم می‌شود. البته وقوع این مسئله عموماً آسیبی به لایه‌های اولیهٔ هرم شبکه نمی‌رساند اما افرادی که تازه‌وارد این عرصه شدند را ناکام خواهد گذاشت چراکه سود زیادی به آنها نمی‌رسد. نمونه‌هایی از عدم کسب موفقیت و درآمد معقول در بازاریابی شبکه‌ای:

  • تنها ۱۰ درصد فروشندگان شرکت Amway’s که یکی از قدیمی‌ترین و بزرگترین شرکتهای مبتنی بر بازاریابی در آمریکا و جهان است توانستند درآمدی داشته باشند.
  • از ۳۳۰۰۰ فروشنده مورد بررسی از شرکت Amway’s تنها ۹۰ نفر موفق به کسب درآمد در حد متوسط جامعه شده بودند و ۹۹/۷ درصد توفیقی نداشتند
  • در سال ۲۰۰۷ تنها ۱ درصد از فروشندگان شرکت Mona Vie’s موفق به دریافت سود شده بودند.
  • در سال ۹۸ درآمد سالانه ۹۰ درصد از بازاریاب‌ها در آمریکا از ۵۰۰۰ دلار در سال کمتر بود که با درآمد حداقلی برای زندگی تفاوت فاحشی دارد.
  • در سال ۲۰۱۰ درآمد ۸۴ درصد از فروشندگان شبکه Fortune در آمریکا از ۶۰۰۰ دلار در سال کمتر بود و ۳۰ * درصد کل فروشندگان هیچ درآمدی نداشتند.
  • تنها ۰٫۱۴ درصد از میان ۲٫۷ میلیون فروشنده شرکت Herbalife (از شرکت‌های بزرگ مبتنی بر بازاریابی شبکه‌ای آمریکایی) توانسته‌اند درآمد بالای ۲۰ هزار دلار در سال داشته باشند (این درآمد در آمریکا به مراتب از خط فقر کمتر است!) و ۹۳ درصد از فروشندگان هیچ سودی از محل فروش دریافت نکرده‌اند.

همچنین این شغل همواره با مراجع قانونی و اقتصادی در کشمکش بوده و در برخی کشورها نیز به کلی غیرقانونی است. مطابق اظهارات سازمان تجارت فدرال آمریکا این شرکت‌ها خطرناکند چراکه درصورت فروپاشی هرم به جز افراد اولیهٔ هرم که تعداد قلیلی هستند بقیه دست خالی می‌مانند. این سازمان ضمن اذعان به مشکوک بودن بعضی از این شرکت‌ها توصیه نموده «بهتر است در برنامه‌ای که حقوق شما به جای فروش خودتان به تعداد زیرمجموعه‌های شما بستگی دارد وارد نشوید» بازاریابی شبکه‌ای به حدی از نیل به ثبات و آرامش در دنیای اقتصاد به دور مانده که شرکت Amway’s که از قدیمیهای این عرصه است بعد دهه‌ها فعالیت فراتر از صدمین خرده فروش بزرگ دنیا نرفته.


*منبع

  • محمد

شاید شنیده باشید که این روش یک روش نوین بازاریابی است اما این جمله اصلا صحت ندارد. اولین روش های بازاریابی شبکه ای در سال ۱۹۳۹ توسط Amway’s  امتحان شدند. گرچه بازاریاب های شبکه ای مدام از ناکارآمدی روش بازاریابی کلاسیک و سقوط قریب الوقوع آن حرف می زنند و ادعا می کنند روش بازاریابی شبکه ای به زودی به روش بازاریابی غالب جهان تبدیل خواهد شد اما زورق به گل نشسته بازاریابی شبکه ای در سالهای طولانی راهی به دریای آرامش نیافته است. با گذشت سالها هنوز بزرگترین شرکت های این عرصه از جمله شرکت کذایی Amway’s نتوانسته جایگاهی بزرگتر از صدمین خرده فروش جهان را به دست آورد.

ذات بازاریابی شبکه ای باعث می شود این ماشین زیر وزن خودش له شود. اما چگونه؟

  • محمد

این مستند توسط گروه سیاسی شبکه خبر تهیه شده و در قالب چهار قسمت در اختیار شما قرار میگیرد.

 

قسمت اول:

 


دریافت
مدت زمان: 13 دقیقه 28 ثانیه 



قسمت دوم:

 


دریافت
مدت زمان: 14 دقیقه 10 ثانیه 



قسمت سوم:
 
نمایش و دریافت
حجم: 50.7 مگابایت
توضیحات: مستند ثروت خیالی 3


قسمت چهارم:
 
نمایش و دریافت
حجم: 49.8 مگابایت
توضیحات: مستند ثروت خیالی 4
  • محمد

* این نوشتار از اینجا اخذ شده است

«۶ ماهه بارم را بستم. از صفر شروع کردم، الآن دستم به جیب خودم هست.» این‌ها را یک بازاریاب شبکه‌ای می‌گوید. لیلا ۲۸ سال سن دارد که به‌ تازگی ازدواج‌کرده، می‌گوید حقوق شوهرش کفاف خرج و مخارجشان را نمی‌داد، پس ناگزیر به دنبال کار می‌گشت که با شهناز آشنا شد و به قول خودش پرزنتش کرد. در کار خرید و فروش لوازم‌ آرایشی و بهداشتی است. در پاسخ به اینکه چرا نمایندگیِ شرکت مربوط را نمی‌گیرد و کار مستقلی راه نمی‌اندازد، می‌گوید: شرکت و مسئولان آن شدیداً با این موضوع مخالف هستند، و در دوره‌ها و کلاس‌های توجیهی به ما گفته‌شده به‌هیچ‌عنوان برای اقلام شرکت نمایندگی و مغازه نزنیم، چون تمام خریدها باید اینترنتی باشد.

این فروشنده می‌افزاید: عضویت در این شرکت به‌گونه‌ای است که مسئولی ما را توجیه می‌کند، من به‌عنوان زیرمجموعه او باید ۵ عضو به گروه اضافه کنم و این روند همین‌طور ادامه دارد، به ازای هر عضوی که وارد زنجیره شود شرکت هزینه‌ای به‌صورت ماهانه به حسابم واریز می‌کند. هرچقدر این عضوگیری بیشتر باشد هزینه هم بیشتر است؛ جدای از این بابت فروش اقلام شرکت هم هرماه هزینه‌ای دریافت می‌کنم.

لیلا درباره نحوه فروش اقلام آرایشی و بهداشتی تصریح می‌کند: برای فروش اقلام ابتدا بین آشناها و دوستان تبلیغات اولیه می‌کنم، بعد از آن هر هفته در روز مشخصی در منزل خودم یا آرایشگاه‌هایی که از قبل هماهنگ می‌کنیم “شوی تبلیغاتی” برگزار می‌کنیم؛ مشتریان همه اقلام را می‌بینند و مسئول گروه خواص و ویژگی‌های اقلام را توضیح می‌دهد در صورت درخواست مشتری‌ها بیعانه‌ای دریافت می‌شود و پس از دو هفته درازای دریافت وجه کامل کالاها  تحویل می‌شود. به گفته وی مشتری در صورت انصراف نمی‌تواند بیعانه خود را پس بگیرد.

این فروشنده بابیان اینکه در هر شوی تبلیغاتی مبلغی بین یک و نیم تا دو میلیون تومان فروش می‌کند، می‌گوید: از این میزان فروش در صورتی‌که به فروش واقعی برسد ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار تومان به‌ عنوان پورسانت از شرکت برای من منظور می‌شود، که در پایان هرماه به حسابم واریز می‌شود.

بازاریابی شبکه‌ ای

بازاریابی شبکه‌ ای

بازاریابی شبکه‌ای یا هرمی؟

بازاریابی شبکه‌ای یا Network Marketing که این روزها با عنوان بازاریابی چند سطحی هم معرفی می‌شود، نوعی شیوهٔ فروش است  که شرکت‌ها محصولات خود را بدون  تبلیغات و واسطه به فروش می‌رسانند و مشتری‌ها در ادامه می‌توانند با بازاریابی برای این شرکت‌ها درصدی به‌عنوان سود از شرکت دریافت کنند. در این نوع بازاریابی؛ بازاریاب‌ها به‌صورت «تبلیغات کلامی» یا «تبلیغات چهره به چهره» و برگزاری مراسم‌هایی کالاها را به مشتریان خود معرفی می‌کنند و اغلب خریدها اینترنتی انجام می‌شود.

  • محمد
اولش از اونجا آعاز شد که کتابهایی مثل سیر تا پیاز در اختیارش گذاشتن و سی دی هایی که روشهای پولدارشدن بود
اومده بودن مقدس مابانه ش هم کرده بودن که هر چه بیشترپول در بیاری بیشتر صدقه میدی بیشتر می تونی به دیگران کمک کنی و نیکی در گردشست 
مخ بچه مو زدن بچم هم مخ بچه های مردمو می زنه دسترنج عده کثیری میره توجیب یه اقلیت ناچیزی و این ماجرا شد یه دروغ و عمیقا به یک دروغگو مبدلش کردن که حتی به من مادر به دستهای تاول زده و پینه بسته پدرش دروغ گفت دانشگاه میره سرکلاس میره امتحاناشو خوب میده پولای ما را می گرفت خرج این شرکت خیر ندیده **** *** می کرد ولی بعد در جریان قرارگرفتیم که دانشگاه را رها کرده چون غرق این کارشده بود همه وقتش پرشده بود که حتی اگه بخواست بخونه هم نمی تونست همه چیزاین شرکت با دروغ شروع میشه دروغ گفت به ما چون می خواست پول دربیاره وچون دروغ گفت عواطف انسانیشو ازدست داد وحتی تلفن های من مادر را جواب نمیده سراغ خواهر و برادر کوچکتر از خودش را نمی گیره من اجازه نمیدم یه قرون از پولشو تواین خونه سرسفره من بیاره !فقط استثماره!
هرچی پول ازاین شرکت می گیره دوباره دو برابرشو باید بابت سیمینار و تبلیغات برای عضوگیری بیشتر هزینه کنه و در واقع دوباره این پولا با سود بیشتری میره توجیب آقای **** *** ،دروغ بزرگی که حتی روابط این آدما را ناپاک می کنه و از لحاظ اخلاقی همه جوره فاسدشون می کنه چون ریشه همه بدیها دروغه و این ثابت شده و یه تجربه هست. 
دخترخانم آقا پسر باور کن لقمه حلال همون دو تومن پولی که داری که توش راستیه و صداقت ارزشش خیلی بیشتر از پوله و باید بگم این فقط یه توهمه با همین کتابا و سی دی ها شستشو مغزیش کردن خیلی هوشیار باشید!
وقتی متوجه شدم تذکر دادم بهش ولی اینقد گوششو پر کرده بودن که حتی بخاطر تذکرات ما سالی فقط یه بار یا دو بار به خونه سرمی زنه من مادر تاساعت 3شب بخاطر آرزوهایی که برای بچم داشتم گریه کردم بچه مو ازم گرفتن باباش تاصبح تو خونه قدم می زد و با خودش حرف می زد. ته این شغل این دردهایی است که من مادر و پدرش باهاش درگیریم و چشیدیم اگه نبود شستشو مغزی این آقایون، بچم یه رشته بسیار عالی بود آینده خوبی داشت شغل خوب با درآمد خوبی می تونست  داشته باشه تو این چند ترم هیچی واسش کم نذاشتیم هر چقد می خواست همه امکانات ماشین دست دوم خریدیم گذاشتیم زیر پاش تا نخواد پیاده بره دانشگاه ،چون دانشگاه تا محل سکونتش دور بود خونه رهن کردیم گفتیم راحت تر درس بخونه و فکرش آزاد باشه و فقط با یه نفر همخوابگاهی بود ولی ازاقبال بد ما اون **** ***ی بود و مخشو زد حالا نفس میکشه و حرفش فقط پوله.
گفتم مادر اگه پول واسه من و بابات بود ما اینقد هزینه نمی کردیم واست ما می خواستیم تو درس بخونی و دانشگاتو تموم کنی ، رشته ات رشته خوبیه آینده خوبی داره موقعیت اجتماعی بهتری داره چرا باید اینو جایگزینی فروش چند تا محصول آرایشی وبهداشتی **** *** کنی که فقط یه فروشنده بشی حتی پولی که ازدسترنج دیگرانی که اکثریتن بدست بیاری خیر توش نیست جوونیت و وقتتو هدرنده ولی یه تکه یخ خالی از احساس.
  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

* نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


پیش نوشت یک: این مطلب را می‌شد و می‌شود به عنوان بخشی از سلسله بحث‌های مربوط به شبکه های هرمی در نظر گرفت (قسمت اول، دوم، سوم، چهارم). اما ترجیح دادم در عنوان آن از شبکه های هرمی استفاده نکنم تا به خاطر داشته باشیم که این بحث و چنین بحث‌هایی را در زمینه‌های بسیار متفاوت و متنوعی از زندگی می‌توان مطرح کرد (یا لااقل به آن فکر کرد).

علت اینکه از بهروز اسم بردم این است که اصل این بحث، با خواندن حرف‌های بهروز در زیر قسمت چهارم بحث در مورد شبکه های هرمی به ذهنم رسید. وگرنه، بهروز در آنجا سوالی مطرح نکرده بود و ضمناً من کاملاً با  حرف‌ها و دیدگاهی که در آنجا مطرح کرد موافقم. بنابراین شاید بتوان بحث کالیبراسیون اشتباه را ادامه‌ی بحث‌های بهروز دانست.

بهروز در آنجا چنین جمله‌ای داشت: می‌تونم بگم مطمئنم که یک نتورکر شکست خورده و مال باخته، به مراتب مدل ذهنی بدردنخور تری از کسی داره که وارد اینجور بازیها نشده.

من می‌خوام سمت دیگر ماجرا رو بگم: به نظرم یک نتورکر موفق شده و مال به دست آورده، در مقایسه با کسی که شکست خورده و مال‌باخته، به مراتب مدل ذهنی و ذهنیت ضعیف‌تر و ناکارآمدتری خواهد داشت.

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

* نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


منطقی است وقتی با یک مجموعه از افراد همراه می‌شویم، از خودمان بپرسیم که رابطه‌ی من با این افراد از چه جنسی است؟

خصوصاً اگر آن مجموعه به عنوان یک مجموعه اقتصادی در حال فعالیت باشد، سوال در مورد نوع رابطه جدی‌تر می‌شود. چون در نهایت پاسخ به این سوال قرار است سرنوشت اقتصادی من (و البته آن شبکه) را هم رقم بزند.

قاعدتاً با یک شبکه‌ی اقتصادی می‌توان رابطه‌های متفاوت و متعددی داشت که من بعضی از آنها را می‌نویسم:

  • عضو شبکه (Member)
  • مشتری شبکه (Consumer)
  • فروشنده در شبکه (Seller)
  • سهامدار شبکه ( Shareholder/Stockholder)
  • سرمایه گذار شبکه (Investor)
  • مدیر و رهبر شبکه (Leader)
  • خط مشی‌گذار شبکه (Policy Maker)
  • ذی نفع شبکه (Stakeholder)

البته این رابطه‌ها می‌توانند با هم هم‌پوشانی هم داشته باشند.

به عنوان مثال، کسی که نماینده‌ی فروش محصولات سایپا هست و خودروی سایپا را هم خریده، به عنوان عضو شبکه،  هم فروشنده‌ی شبکه است و هم مشتری شبکه.

البته طبیعتاً وزن این نقش‌ها یکسان نیست. مثلاً این حالت را در نظر بگیرید:

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

* نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


پیش نوشت: این مطلب قسمت سوم از نوشته‌های من در مورد شبکه های هرمی است.  قسمتهای دیگر از طریق لینک‌های زیر در دسترس هستند:

شبکه های هرمی به عنوان یک شبکه

وقتی از شبکه های هرمی حرف می‌زنیم، همان‌طور که از نام آن پیداست در مورد یک شبکه یا Network صحبت  می‌کنیم.

ساختار شبکه های هرمی

طبیعی است که اگر می‌خواهیم یک شبکه و به طور خاص یک شبکه اجتماعی را بشناسیم، منطقی است که باید دانش تحلیل شبکه های اجتماعی مجهز باشیم.

وقتی یک شبکه از فروشندگان یا بازاریابان تحت عنوان بازاریابی شبکه‌ای یا نتورک یا MLM یا هر اصطلاح دیگر شکل می‌گیرد، تمام محاسبات و تحلیل‌های مربوط به شبکه ها در آن مصداق دارند و می‌توان در مورد  پارامترهای شبکه صحبت کرد. برخی از ساده‌ترین این پارامترها به شرح زیر هستند:

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


نوع مطلب: گفتگو با دوستان

برای: تعداد زیادی از دوستانم که تا به حال در این زمینه کامنت گذاشته‌اند یا ایمیل زده‌اند.

پیش نوشت یک: من قبلاً موضع یک خطی خودم را در مورد شبکه های هرمی و همه‌ی نام‌های زیباتری که بر روی آن می‌گذارند (مثلاً بازاریابی شبکه و نتورک) نوشته‌ام و مشخصاً گفته‌ام که به نظرم این حرکت‌ها (که حتی برخی از آنها مجوز از مراکز مختلف هم دارند) برای اقتصاد کشور و زندگی فردی بازاریابان شبکه ای مخرب و فساد آفرین هستند.

اما در عین حال، قرار شد که به صورت دقیق‌تر در مورد آنها بنویسم.

این متن قسمت دوم بحث است. اگر قبلاً قسمت اول را مطالعه نکرده‌اید ممنون می‌شوم ابتدا آن را بخوانید:

چهار معیار سنجش درست بودن یک فعالیت (شرع، قانون، اخلاق، مدل کسب و کار)

پیش نوشت دو: آنچه در اینجا می‌نویسم هم، هنوز ورود به اصل بحث نیست. بلکه صرفاً قسمت دوم مقدمه است. فقط چون سوء برداشت‌ها و فریب‌ها و اشتباهات‌ زیادی در این بازی هست، چاره‌ای ندارم که ابتدا در مورد معنای دقیق برخی مفاهیم، توضیح دهم.

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

نویستنده: محمدرضا شعبانعلی.


نوع مطلب: گفتگو با دوستان

برای: تعداد زیادی از دوستانم که تا به حال در این زمینه کامنت گذاشته‌اند یا ایمیل زده‌اند

پیش نوشت: برای من اینکه شبکه های هرمی کاری غیراخلاقی و غیراستراتژیک و نادرست و برپایه‌ی حرص و طمع انسان‌ها هستند، آن‌قدر واضح و بدیهی است که شاید در مورد اینکه نام خودم «محمدرضا» است، تردید کنم، اما در مورد آنچه گفتم تردید نخواهم کرد.

همچنین برایم واضح است که آنچه امروز به نام بازاریابی چند لایه‌ای یا بازاریابی شبکه‌ای می‌شنویم عموماً هیچ تفاوتی با شبکه های هرمی ندارد و فقط لباس تازه‌ای است که بر تن یک ایده‌ی کهنه پوشانده شده است.

این بازیهایِ معروفِ «ما فرق داریم» و «نه! نه! ما یک جور دیگر هستیم» و «حالا بیا یه بار به حرف‌های ما گوش بده» و «اصلاً فرق شبکه هرمی با بازاریابی شبکه‌ای این است که…» و «ما نتوورک هستیم و هرم نیستیم» و «سال دیگر که بنز سوار شدم می‌آیم و حال تو را می‌گیرم» و «فلانی الان یک خانه در زعفرانیه دارد و دو سال است کار می‌کند» را هم خوب می‌شناسم و بلدم. بنابراین با فضای این کارها بیگانه نیستم.

  • محمد

منم دقیقا همین شرایطی که همه میگن رو داشتم الان میگم ای کاش برمیگشتم به 3ماه پیش و موقعی که اون شخصی که اصلا نمیخوام اسم دوست رو روش بزارم بهم زنگ زد همونجا میگفتم اصلا نمیخوام و دیگه جوابشو نمیدادم....سر پرزنت جوری مارو برد 300 تومن ثبت خرید زدیم که بعدش منو و خونوادم تا چند روز به خودمون نیومده بودیم که آخه ما به چه حسابی رفتیم اینقدر خرید کردیم اونم وسایلی که اصصصصصصلا لازم نداشتیم و همون روز شد که از چشمم افتاد . 2هفته رفتم جلساتشون(مجبوری .چون خرید زده بودم و میترسیدم خریدام نرسه به دستم و میخواستم توی شرکت باشم) 800 تومن ازم کندن توی 2هفته مجبورم کردن دوبار خرید بزنم

  • محمد

سلام دوستان عزیزم

هدف من از نوشتن این مطالب اینکه شما بتونید جلوی کلاه برداری از خودتون رو بگیرید و کسی روی شما نفوذ پیدا نکنه 

پس خواهشا با دقت بخونید


من3ماه تو بازاریابی شبکه ای(بیز)کار کردم

این کارو یکی از دوستان صمیمی من بهم معرفی کرد 

اون درباره کار بهم گفت:این کار خیلی درآمد بالایی داره و ما تو این کار میتونیم به درآمد بالای3میلیون برسیم و در امد تصاعدی داره یعنی هر ماه بیشتر میشه 

منم خوب به حرفاش گوش کردم و بخاطر اطمینانی که بهش داشتم قبول کردم تا برم ببینم کارش چجوریه.

اون بهم گفت باید اول هماهنگ کنم و پارتی بازی کنم تا بتونم بیارمت سرکار منم گفتم باشه منتظر خبرت هستم

چند روز بعد بهم زنگ زد و گفت یک دست لباس رسمی بپوش و بیا به این آدرس،،منم رفتم

  • محمد