بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

بسم الله الرحمن الحیم
شرکتهای بازاریابی شبکه ای، دارای ابعاد مختلفی میباشند که باید با رویکردی سیستمی مورد بررسی قرار گیرند. از جمله این ابعاد میتوان به مواردی چون ابعاد فقهی، قانونی، روانشناختی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اعتقادی و... اشاره کرد.
بی شک، بررسی بازاریابی شبکه ای بدون لحاظ ابعاد مختلف آن، عقیم و ناکارآمد خواهد بود.
این پایگاه در صدد بررسی ابعاد این مسئله با رویکرد انتقادی میباشد.

۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بازاریابی شبکه اب ناسالم» ثبت شده است

سلام دوستان عزیزم

هدف من از نوشتن این مطالب اینکه شما بتونید جلوی کلاه برداری از خودتون رو بگیرید و کسی روی شما نفوذ پیدا نکنه 

پس خواهشا با دقت بخونید


من3ماه تو بازاریابی شبکه ای(بیز)کار کردم

این کارو یکی از دوستان صمیمی من بهم معرفی کرد 

اون درباره کار بهم گفت:این کار خیلی درآمد بالایی داره و ما تو این کار میتونیم به درآمد بالای3میلیون برسیم و در امد تصاعدی داره یعنی هر ماه بیشتر میشه 

منم خوب به حرفاش گوش کردم و بخاطر اطمینانی که بهش داشتم قبول کردم تا برم ببینم کارش چجوریه.

اون بهم گفت باید اول هماهنگ کنم و پارتی بازی کنم تا بتونم بیارمت سرکار منم گفتم باشه منتظر خبرت هستم

چند روز بعد بهم زنگ زد و گفت یک دست لباس رسمی بپوش و بیا به این آدرس،،منم رفتم

  • محمد

این مطلب توسط یکی از مخاطبین این وبلاگ نوشته شده است:


با اهدای سلام و احترام به خوانندگان عزیز؛

من تمامی نظرات و مطالب این وبلاگ را مطالعه کردم.

لازم دونستم که یک جمع بندی کامل از فعالیت کلی بازاریابی شبکه ای در ایران داشته باشم.

بطور کلی بازاریابی شبکه حدود 80 سال است که در دنیا به عنوان یک روش درآمدی مطرح شده است. در ایران هم بصورت رسمی و با مجوز وزارت صنعت و معدن از سال 88 در حال فعالیت می باشند.

اما بررسی نکاتی مهم میتواند بسیاری از مشکلات را برای ما شفاف نماید.

1) نحوه ی جذب افراد در این شرکت ها اغلب با فریب و گاهی با دروغ است، مثلا اینکه میگویند با کار کم میتوانی ثروت مند شوی، بعد از دو سال باز نشسته می شوی (اگر چنین بود خیلی از لیدر ها و سرشاخه ها باید تاکنون باز نشسته میشدند!!!)، این شرکت دارای مجوز از مجلس، شورای نگهبان و غیره می باشد (اصلا چنین نیست و مورد تایید مجلس و شورای نگهبان نمیباشد)، کار ما تیمی هست و هوای شما را داریم (اگر فعالیت شما کم باشد و نتوانید اعضای تیم خود را فعال نگه دارید به راحتی پشت شما را خالی می کنند)، خیلی از اساتید دانشگاه و آدم های مهم در این شبکه ها فعالیت دارند (!!!!)

2) شما را به سمت آرزوهای دور و دراز سوق می دهند و فقط مادیات را مورد توجه قرار میدهند. معنویات و حتی اخلاقیات برایشان ارزشی ندارد.

3) دائم میگویند کارمندی عاقبتی ندارد و حقوقش خیلی کم است. تحصیلات مهم نیست و علافی است آخرش بیکاری هست. (تحصیلات و سواد برای هر جامعه ای ضروری است ولی افراد این شبکه ها سعی دارند تا فقط پول را بزرگ و با ارزش جلوه دهند)

4) ادعا دارند که کالاهایشان از بازار ارزان تر است اما در عمل چنین نیست. در واقع اکثر محصولاتشان دارای کیفیت پایینی بوده و حتی از بازار هم گران تر است. این محصولات گاهی قیمتی برابر یا حتی بیشتر از برندهای معتبر را دارند.

5) اصرار دارند که کارشان با شرکت های هرمی متفاوت است اما در عمل همان رویکردها را پیاده سازی میکنند. حتی اینکه به اصلاح خودشان ثابت می کنند که این شرکت ها متفاوت از شرکت های هرمی است. (ولی هر دو یک ماهیت دارند و در لباس متفاوت!)

6) دائما از آینده و آرزوی خودروی شیک و لوکس و داشتن خانه های اعیونی صحبت می کنند و حتی گاهی درآمد خود را با پزَشکان، مهندسان، اساتید دانشگاه و غیره مقایسه کرده و حتی گاهی شان کار و سواد آنها را پایین می آورند.

7) از جملات مثبت و روانشناسی که در کتاب های افرادی چون برایان تریسی، جیم ران و غیره آمده است استفاده می کنند تا افراد را با انگیزه نگه دارند. (البته این مورد خوب است.... ولی برای چه آینده ای ؟ چ هدفی ؟)

8) محیط این شبکه ها اغلب مختلط بوده و فضای اخلاقی مناسبی فراهم نیست، نظارت چندانی هم صورت نمیگیرد. (هر از چند گاهی از اماکن می آیند و تذکری میدهند و میروند... همین)

9) دائم میگویند این نوع بازاریابی ایران را ترکونده (!) و سعی میکنند دولت را محتاج خود بدانند و بر روند کارهای خود صحه بگذارند.

10) با بیان چند اصطلاح خارجی سعی میکنند خود را روشن فکر بنامند و خود را اهل مطالعه و کارشناس اقتصادی معرفی کنند (پرزنت، میتینگ، فالو، بادی لنگوئج، نتورک و غیره)

خلاصه کلام اینکه افراد این شبکه ها مجبورند با صحبت کردن مخ دیگران رو بزنند و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند (دروغ، آمار های غیر واقعی، رابط دوستی با جنس مخالف، خنده های الکی، دوستی های مصنوعی، آینده ی خیالی، استفاده از جملات جیم ران به عنوان پدر بازاریابی شبکه ای در دنیا، بیان داستان های موفقیت های افراد مختلف در این نو بازاریابی و غیره)
امیدوارم مطالب برای شما مفید باشد، اگر چنانچه بحثی بود در پاسخ گویی حاضرم.
"یا علی مدد"
  • محمد

اینجا یکی دیگر از تجربیات و تحلیلهای کاربران را در قالب مطلبی مستقل نقل خواهم کرد:


سلام خدمت همه ی دوستان خوب.
من خودم توسط یکی از دوستام داشتم جذب میشدم به این صورت که یک روز بی خبر من منو برد خونه ی یکی از همین لیدرهاش و قبلش گفت میخوام برم سری به یکی از دوستام بزنم.خلاصه ما رفتیم توی خونه ی این آقا و شروع کرد برای ما از کتاب موج سوم آدلین تافلر و از قانون تصاعد واهرم صحبت کردن.منم با دقت به حرفاش گوش میکردم. تا این که تموم شد و رفتیم خونه.فردای اون روز دوباره رفتیم تو همون خونه شروع کردن از قوانین و خرده فروشی گفتن.شب همون روز رفتیم توی یه پارک که جمعیت زیادی از همین نتورکرا دور هم جمع شده بودن.دوستان شاید بگید که من از احترام و اینا خوشم نمیاد اما دوستانی که قبلا اینجا بودن میفهمن که توی جمعشون به طور زجرآوری قربون صدقه ی هم میرن و یه جور زبون بازی و چاپلوسی برای جذب و نگه داشتن افراد تو این سیستم بکار میبرن. یکی از همین دوستان اومد شروع کرد با من صحبت کردن و میگفت که اگه میخوای موفق باشی همه کارات باید با اجازه ی بالاسریت باشه یعنی اگه بالاسریت گفت امشب این کارو بکنی حتما باید بکنی.بله منم قبول دارم که باید از تجربه ی دیگران استفاده کرد و آزمون و خطا انجام نداد.اما طبعا روی فرد مدیریتی میشه که به تبعیت بی چون وچرا میکشه.دوستانی که مدیریت رسانه میدونن میفهمن چی میگم.همون شب گفتن اگه میخوای بقیه اموزشاتو ببینی باید سیصد هزار تومان خرید بزنی وقتی دلیلشو پرسیدم بهم گفتن چون قراره افرادی رو جذب کنی باید خودت خرید زده باشی تا اونا بهونه ای برای خرید نداشته باشن.همون شب که تقریبا تا نیمه های شب اونجا بودم اومدم خونه جوری ذهن منو پر کرده بودن که وقتی پدرم ازم خواست که دور اینکارو خط بکشم بدترین برخوردی که تاحالا باهاش داشتم رو کردم(خدا منو ببخشه).خلاصه همین جور دودل بودم که وقتی تو اینترنت سرچ میکردم به سایت شما رسیدم و دیدم مرجعم و رهبری اینجور فعالیتها رو غیرشرعی دونستن.بنابراین به بالاسریم جریانو گفتم اونم گفت که این نظرات قدیمی هستن و نظر جدیدشون فرق کرده. ثانیا میگفت که مراجع چیزی از اقتصاد نمیدونن.گفتم مگه میشه کسی که شصت سال مطالعه داشته روی ابعاد مختلف دینی که بالطبع اقتصادم جزئشونه.شاید باور نکنید جوری شده بودم که حاضر بودم بگردم دنبال مرجعی که حکم به حلال بودن داده بود و مرجعمو عوض کنم.
خلاصه به دوستم گفتم من دیگه نمیخوام تو این کار باشم.دوستان تورو یه خورده فکر کنید تو این کلاسا جوری به انسان آموزش میدن که از لیدرها و بالاسری هاشون بت میسازن.و بلا استثناء میگن که بالا سریمون بهترین الگومونه.دوست مسلمون من عزیزم مگر نداریم تو قرآن که رسول الله و حضرت ابراهیم صلوات الله علیهما اسوه ی حسنه هستن؟به خدا قسم اگه هرکدوم از این دوستان وقتی که برای جزوه هاشون میزارن برای قرآن و یا حتی درسشون میگذاشتن الان هرکدوم یا عالم دینی بودن یا نخبه ی بهترین دانشگاه های دنیا.یه لحظه فکر کنید جوری که توسط لیدرها مدیریت میشید و به تبعیت کشیده میشید همون جوری که به من گفتن مرجع تقلیدم چیزی از اقتصاد نمیدونه دو روز دیگه اگه بگن امام زمانی نیست همش ساخته ی ذهن علمای دینیه آیا اون موقع قدرت تصمیم گیری دارید؟ یا نه اگه بگن به فلان فرد رای بده که باب میل دشمنه آیا قدرت انتخاب دارید؟
قانون تصاعدی دوستان ازش صحبت میکنن اگه هرکسی پنج تا محور داشته باشه بزار ببینیم تو سطح دهم چه اتفاقی براش میفته
1-اولین نفر مساوی با پنج به توان صفر که میشه 1
2-پنج نفر بعدی برابر پنج به توان یک
3-بعدیها برابر پنج به توان دو برابر بیست وپنج نفر
4-نفرات بعدی برابر پنج به توان سه مساوی با 125 نفر
5-بعدیها پنج به توان چهار برابر 625 نفر
6-بعدیها پنج به توان پنج برابر 3125
7-بعدیها پنج به توان شیش برابر 15625 نفر
8-بعدیها پنج به توان هفت برابر 78125 نفر
9-بعدیها پنج به توان هشت برابر 390625 نفر
10-بعدیها پنج به توان نه برابر 1953125 نفر
11-و بالاخره در سطح دهم فرد اول برابرپنج به توان ده مساوی با 9765625 نفر
خوب علاوه بر تصاعد هندسی که که مثل عملکرد مولکولی هست تصاعد حسابی هم اینجا نقش داره که برابره با مجموع تمام جملات یعنی:
1+5+25+125+625+3125+15625+78125+390625+1953125+9765625
برابر با دوازده میلیون و دویست و هفت هزارو سی و یک نفر 
میتونید جمع و تفریق کنید
حالا اگه سطح دهم بخواد زیر مجموعه بیاره عددی بالغ بر شصت میلیون نفر میشه
یعنی اگه این افراد رو بخواهیم بیاریم باید شیرخواره هارو هم بیاریم اگه دوازده میلیون نفر مشغول بازاریابی باشن پس چه جوری دکتر پرورش بدیم چه جوری صنعت رو رشد بدیم چه جوری شهر تمیزی داشته باشیم؟ چه جوری کشاورزی کنیم؟
دوستان تو رو به خدا یه خورده روش فکر کنید هیچ سود و زیانی از پیوستن شما به این کار نصیب من نمیشه ولی خواهش میکنم گرفتار آرزوهای دور و دراز نشید.
.در پناه حق
  • محمد

* این مطلب توسط یکی از خاطبین وبلاگ به نام «احسان» ارسال شده است.


سلام به همه عاقلان و حلال خوران ایران. من خیلی انسان مقید و مذهبی نیستم ولی معتقدم نونی که توی شکم خودم و زن و بچه میره باید حلال و طیب باشه. ۱۰ ماهه توی نتورک *** مشغول به فعالیت بودم حدود ۳روزه که کلا وبرای همیشه گذاشتمش کنار، من یه تیم ۵۷ نفره داشتم و خودمم آپلاین بودم و حتی پرزنتوری هم انجام میدادم ۴ تا آپلاین هم در تیمم داشتم. تا ۳روز پیش فک میکردم عالی ترین کار و حلال ترین کار رو دارم. ولی خداروشکر میکنم که راه درست رو پیش روی من گذاشت تا تصمیم درست رو بگیرم. بعد از ۱۰ ماه فریبکاری بالاسریهام متوجه شدم اینکار اصلا تایید شورای نگهبان رو نداره و طبق فتوای رهبر به لحاظ شرعی مشکل داره و پورسانت حاصله حلال نیست. اما بر خودم واجب دونستم به هموطنان و دوستانی که قصد ورود به این شرکت ها رو دارن مطالبی رو که حاصل تجربه ۱۰ ماهه منه بگم تا با دید باز خام این فریبکاری نشن.

  • محمد

منبع: ایران هشدار(سایت پلیس فتا)


رابرت فیتز پاتریک، نویسنده کتاب سودهای دروغین: «در جستجوی رستگاری مالی و معنوی در بازاریابی چند سطحی و طرح‌های هرمی» و ناشر فصلنامه the eagle، در مقاله‌ای با عنوان 10 دروغ بزرگ بازاریابی چند سطحی به بررسی برخی ادعاهای شرکت‌های بازاریابی چند سطحی پرداخته و دلایل عدم صحت داشتن این ادعاها را بیان کرده است.
امروزه عرصه بازاریابی چند سطحی رشد کرده است و شرکت‌های عضو آن چند برابر شده‌اند. تقاضا برای مشارکت در این نهضت به نظر می‌رسد در همه‌جا وجود دارد. تصوری که در مورد این کسب‌وکار وجود دارد این است که این کسب‌وکار برای آینده است. این مدل کسب‌وکار نسبت به سایر مدل ها برتری پیداکرده، موردپذیرش قرارگرفته، مقبولیت قانونی پیداکرده است و آن‌گونه که رهبران آن ادعا می‌کنند، درنهایت جایگزین دیگر اشکال بازاریابی و فروش خواهد شد. بسیاری از افراد این ادعا را باور دارند که موفقیت در این حرفه متعلق به کسانی است که صادقانه معتقد به سیستم باشند و صبورانه به تمام روش‌های آن پایبند باشند.
تحلیل من از حرفه بازاریابی چند سطحی بر مبنای تجربه 14 ساله‌ام به‌عنوان مشاور صنفی درزمینهٔ توزیع و بیشتر از 10 سال تحقیق و پژوهش در مورد بازاریابی چند سطحی است. تجربیات من از خدمت به‌عنوان کارشناس در دادگاه ایالتی و فدرال، ارتباط مستقیم با بیش از 1500 توزیع‌کننده، نوشتن کتاب‌های متعدد، مصاحبه با رادیو ملی و محلی، تلویزیون، روزنامه‌ها، مجلات و مطالعه دقیق چندین طرح بازپرداخت و بازاریابی به‌دست‌آمده است.
تحقیقات من نشان می‌دهد، برخی از مدل‌های بازاریابی چند سطحی که توسط بسیاری از شرکت‌ها به اجرا درآمده است، یک مدل تقلبی بازاریابی است. در برخی از این مدل‌ها، طرح آنان بدین‌ صورت است که به‌طور دائم از توزیع‌کنندگان ثبت‌نام به عمل می‌آورد و حجم کمی از محصولات را به مصرف‌کنندگانی که به‌عنوان توزیع‌کننده ثبت‌نام‌شده‌اند، خرده‌فروشی می‌کند. به‌طورکلی، ادعاهایی که برخی از شرکت‌های بازاریابی چند سطحی در مورد حاکمیت در توزیع محصولات دارند، اعتباری هم‌اندازه مشاهدات ufo[بشقاب پرنده] در حوزه علمی دارد، همچنین احتمال دستیابی به موفقیت مالی تحت این شرایط رقابت، به‌اندازه احتمال برنده شدن در جدول شرط‌ بندی لاس‌وگاس است.
  • محمد

اینجا تجربه یکی دیگر از کاربران این وبلاگ در قالب مطلبی مستقل در اختیار شما قرار میگیرد.


سلام
اول تشکر بخاطر وبلاگ واقعا مفیدتون..
من از حدود یک سال قبل توسط یکی از دوستان دانشگاهم برای عضویت تو شرکت *** پرزنت شدم. طبق معمول همه ی شرکتا ، به روز بهم زنگ زد و گفت میخوام یه کار خیییییلی پر درامد و شروع کنم و احتیاج به چندتا ادم قابل اعتماد دارم.. منم زیاد اهمیت ندادم و حدودا یک ماه بعدش دوباره زنگ زد و قرار گذاشت که ببینمش. رفتیم بیرون با یکی از دوستای هم شرکتیش اومده بود. شروع کردن و از خوبیای کار گفتن و اینکه ما داریم برای اولین بار تو این شهر داریم *** و پایه گذاری میکنیم. و طبق معمول همه ی این کارا، گفتن ما نمیتونیم از جزییات کار چیزی بگیم و قرار شد با کارشناس حرف بزنیم. و گفتن ما با هزار زحمت میتونیم از کارشناس وقت بگیریم و اون هر ماه فقط یک هفته از تهران میاد اینجا واسه مشاوره اعضای جدید.. کلی هم منت گذاشتن که اگه نیای ما ابرومون میره و.. حدود دو هفته بعدش یه ادرس دادن و رفتم اونجا ، خونه همون دوستم بود! تعجب کردم که چرا تو خونه پرزنت میکنن... رفتم تو خونه و معلوم بود یه خونه مجردی بیشتر نیست، یه طرف ورقای قمار بود و.. هیجی ، نشستم و منتظر شدیم تا جناب کارشناس بیان و قبلش دوستم کلی تعریف کرد که اقای مهندس م. اصن اینجا نیستن و بیشتر اوقات تهران هستنو ... تا اینکه کارشناسشون اومد ! جالب اینه که این اقا که انقد ازش تعریف کردن که فلانه و اینجوریه و اونجوری، بچه همسایمون بود! و اتفاقا جزو اونایی بود که هیچکی تو محل نگاشم نمیکرد و تازه ترم چهار مهندسی معماری دانشگاه ازاد شهر خودمون میخوند و خونشونم یه کوجه پایینتر از خونه مون بود و شاید تو زندگیش یبارم تهران و ندیده! 
از همون اول فهمیدم سرتاپای این ادما فقط دروغه.. اون جلسه شروع شد و دوتا کاغذ جدول بندی شده اوردن و شروع کرد به توضیحات و رسم یه اینده ی هدف دار و پرپول... و یه توهم خیلی خیلی بزرگ!
و بعدش با حرفاش خواست که کوچیکم کنه و همش میگفت با این حقوق کم به هیچ جا نمیرسی و ... یا اینکه ببین پدرای ما بعد این همه سال زحمت به هیچی نرسیدن و..
  • محمد

آشنایی من با بازاریابی شبکه ای به تابستون امسال برمیگرده، هنوز این قسمت سخنرانی دوستم در مدح بازاریابی شبکه ای کاملا در خاطرم مثل روز روشنه:

  • محمد

 این مطلب حاوی ادعاهایی است که در این شرکتها به خورد افراد داده میشود تا آنها را نسبت به حقیقت و واقعیت کور کند. این ادعاها را میتوان به چند دسته تقسیم کرد: 1) القای تقدس نسبت به این کار و آن را بهشت زمینی معرفی کردن. 2) منتقدین این شرکتها را نادان و مغرض نشان دادن. 3) کسانی که از این کار انصراف داده اند را نالایق و پست دانستن. 4) مراجع تقلید را عقب مانده و کور تلقی نمودن. 5) سوال را با سوال جواب دادن و فرافکنی کردن. 6) بازارایابی شبکه ای را منجی کشور و ملت به شمار آوردن. و...

این مطالب را بازاریابان مخاطب این وبلاگ در لابلای نظرات خود نگاشته اند و من آنها را نقل خواهم کرد.

از شما دعوت میکنم با دیده عبرت به این عبارات دقت کرده تا تاثیر عملیات روانی این شرکتها بر دوستانمان را دریابید(این مطلب به مرور کامل خواهد شد):

  • محمد

این مطلب خواندنی نیز توسط یکی از مخاطبین این وبلاگ در اختیار ما قرار گرفته است. ضمن توصیه شما به مطالعه این مطلب، امیدوارم به همه کسانی که به نحوی با این پدیده شوم ارتباط دارند مفید واقع گردد:


سلام

دوستان موضوعی که براتون میگم امیدوارم مسیله رو براتون بهتر باز کنه.
من دوستی داشتم با سابقه ی دوستی نزدیک به ده سال که با وجود مخالفت من در شرکتی مشبه و در حال حاضر در بیز مشغول به کار است.
یک هفته بعد از این که وارد شرکت شده بود با تماس مکرر بصورت مستمر منو دعوت به اومدن به این شرکت میکرد و حداقل شرکت در کلاس ها برای اثبات درست بودن این کار میکرد. در هر دفعه تماس طوری که انگار با نوکرش صحبت کنه میگفت ما برات وقت گداشتیم و ما بیکار نیستیم و تو یه فرصت داری که نباید از دست بدیش. در نهایت یک جلسه من رو به این شرکت برد. متاسفانه در بدو ورود متوجه شدم شرکت نگهبان ندارد و جنس مونث و مذکر در هم میلولند. برام جالب بود که خانمی در همونجا بچه شیرخوار اش رو به زور ساکت میکرد تا به این فرصت استثنایی(کدایی) با دقت گوش بدهد حتی افرادی هم سن پدر من بودند! سپس سه نفری که جدید اومده بودیم سر یک میز بردند و فردی رو اوردن که با عناوین موفق و نتیجه گرفته از کار به ما معرفی شد با کلی توضیح در مورد کار اما به هیچ سوال پاسخ داده نمیشد و بعد از ان ما را تک به تک به سرمیز جداگانه بردند و و به سوال ها پاسخ دهند. بطور خلاصه ارزیابی من از سوال و جواب اینگونه بود :
1-نفس این کار که توضیح گروهی و پاسخ تک به تک باشد این بود که چند نفر با دید منفی به اجماع نرسند و نتوانند کار را محکوم کنند
2-فرد پاسخ دهنده از مطالبی مانند قانون اهرم قانون1990 و ... بصورت ناشیانه و ناقص و به نفع خودش استفاده میکرد
3-زمانی که به بحث شرع رسید از من پرسید اعتقاد داری من هم برای امتحان طرف گفتم خیر و در پاسخ شنیدم <تو هم مث خودمی مهم نیست پول از کجا بیاد فقط بیاد>
  • محمد

مطلب زیر تجربه یکی از مخاطبان این وبلاگ است که در بخش تجربیات دیگران وبلاگ درج شده است.

بنظر میرسد نقل آن در یک مطلب مستقل برای اطلاع کسانی که قصد ورود به چنین شرکتهایی را دارند، خالی از لطف نباشد:


سلام

من 7 ماه در یکی از این کمپانی ها فعالیت گردم.

یک روز یکی از دوستان خانوادگی تماس گرفت و راجع به کاری صحبت میکرد که از طریق اینترنت انجام میشود و از طریق این کار میتوان به درآمد چند ملیونی رسید و کاری پاره وقت است که به درس هم لطمه نمیزند. چند روز بعد به خانه شان رفتم و تمام مراحل کار توسط یکی از لیدر ها برایم شرح داده شد. آن ها میگفتند کاری است که 1.میتوان انرا به صورت پاره وقت انجام داد 2.قانونی و مورد تایید شورای نگهبان است 3.وقتی شورای نگهبان تایید کرده پس حلال و شرعی است 4.هم به اقتصاد کشور و دولت و تولید ملی کمک میکند هم به نفع مردم است 5.محیطی اخلاقی است 6.از قانون تخطی نمیشود و کاملا طبق قانون عمل میشود هرچند تمام این شعار ها دروغ و بزرگمنایی بود که در ادامه راجع به تک تک آن ها صحبت میکنم

  • محمد

شرکتهای بازارایابی شبکه ای برای توجیه فعالیتهای خود همواره تمامی انتقادات وارد بر خود را به نحو شیطنت آمیزی توجیه میکنند و یا در مقابل آن شبهه پراکنی می نمایند.

اخیراً و پس از صدور فتوای مراجع مبنی بر حرمت چنین فعالیت هایی، این شرکتها با این ادعا که فعالیتشان به زودی حلال خواهد شد به مثالهایی از قبیل حرمت شطرنج و ویدئو استمساک مینمایند. به نظر میرسد چنین حربه هایی برنامه ریزی شده باشد؛ زیرا ناگهان در فضای فکری این شرکتها شیوع غلیظی یافته است!!

در پاسخ به چند نکته اشاره خواهد شد:

1. احکام الهی تا ابد ثابت است و تغییری نمی کند. برخی از تغییر فتاوی به دلیل تغییر موضوع است، نه تغییر حکم شرعی(در اینباره ببیشتر توضیح داده خواهد شد).

2. حال اصلاً فرض میکنیم که فتوای مراجع در باره برخی از مسائل عوض شده است(هرچند این فرض کاملاً غلط است)، از کجا معلوم که بازاریابی شبکه ای از قبیل آن مورادی باشد که در آینده حلال خواهد شد؟ احکام بسیاز زیادی وجود دارد که  از ابتدای ظهور اسلام تا به امروز هیچ تغییری نداشته اند. چه تضمینی وجود دارد که حکم بازاریابی شبکه ای تغییر کند؟ اگر تغییر نکرد چه؟

3. این که بر فرض محال که فتوای مراجع روزی تغییر کند، باعث نمی شود که امروز ما به وظیفه شرعی خود عمل نکنیم. ما از نظر شرعی مامور به اطاعت از فتوای مرجع تقلید خود میباشیم. یعنی در حق کسانی که خود مرجع تقلید نیستند، وظیفه همان است که از جانب مرجع تقلید بیان میشود.

4. همه این ها را باید در کنار این موضوع گذاشت که اساساً این شبهه از فهمی غلط از تغییر موضوعی برخی از احکام و قیاسی غلط نشئت گرفته است. به عبارت دیگر نه حکمی عوض شده است و نه بازاریابی شبکه ای تناسبی با مثالهای یاد شده دارد تا بتوان از یکی، دیگری را نتیجه گرفت.

 

اکنون و در ادامه به شبهه تغییر حکم شطرنج پاسخ داده خواهد شد.

  • محمد

بازاریابی شبکه ای!!! صنعتی با سابقه قریب به نیم قرن در دنیا و پدیده ای نو ظهور در ایران. پس از فعالیت شرکتهای هرمی غیرقانونی در دهه گذشته و عاقبت تلخ بسیاری از افراد و برچیده شدن طومار آن از کشور مدتی است شرکنهایی تحت عنوان بازاریابی شبکه ای با مجوز قانونی از وزارت صنعت و معدن در فضای اقتصادی کشور تنفس می کنند و توانسته اند افراد زیادی را بعنوان بازاریابان شرکت، جذب و سازماندهی کنند.

آنچه در این مقال می آید نگاهی به هر دو روی سکه تازه ضرب بازاریابی شبکه ای درایران است و قضاوت درباره هر نوع فعالیت اینچنینی را بر عهده خواننده می گذارد.

بدون شک بازاریابی شبکه ای انقلابی در نحوه توزیع کالا در دنیا ایجاد کرده و هزینه های ناشی از سیستم سنتی توزیع را فروکاسته است. واسطه ها را حذف و با اتخاذ سیاستهای تشویقی جایگاه مناسبی را در تجارت دنیا کسب کرده است. اما باید به خاطر داشت که تمامی این موفقیتها، مرهون قوانین اصولی و در بستر زیرساختهای مناسب اقتصادی اتفاق افتاده است. بازاریابی شبکه ای در ایران در دوران طفولیت خود قرار دارد و باید مسیر رشد و تکامل آن را با اتخاذ سیاستها و قوانین جامع، فراهم کرد.

اما همگان می دانیم زیرساختهای اقتصادی ایران دچار مشکلات اساسی است. فقدان نظام مالیاتی قدرتمند، نبود بانک اطلاعات فعالان اقتصادی و میزان درآمد واقعی مردم در هر کسب و کار، عدم وجود قوانین شفاف اقتصادی، وجود مراکز مختلف تصمیم گیری درامور اقتصادی و ... ، همگی باعث می شود فعالیت در امر بازاریابی شبکه ای بعنوان پدیده ای نوظهور با ریسک مواجه شود.

فعالان این صنعت در ایران کوشیده اند نقاط ضعف شرکتهای هرمی را در ساختار خود اصلاح کنند. موارد ذیل از موارد تفاوت شرکتهای هرمی و شرکتهای بازاریابی شبکه ای است:

  • محمد
پارادایم شیفت (تغییر نگرش یا تغییر الگو)، یکی از خطرناکترین معضلاتی است که شرکتهای بازاریابی شبکه ای مینوانند برای فرهنگ یک جامعه به بار آورند. پارادایم شیفت، یکی از آموزشهای اساسی برخی از این شرکتها میباشد، به نحوی که بدون آن این شرکتها محکوم به شکست و فروپاشی زودهنگام خواهند شد.
برای توضیح این مقوله و ابعاد آن باید ابتدا انسان را به درختی تشبیه کنیم. انسان مانند درختی است که دارای سه بخش عمده میباشد: 1.ریشه، 2.ساقه یا تنه و 3.شاخه و میوه.
ریشه انسان را اعتقادات و جهانبینی او تشکیل میدهد. تنه و ساقه، عبارت است از فرهنگ، آداب و سننِ انسان. و اعمال او، شاخه های این درخت هستند و نتیجه اعمال انسان، میوه ها و ثمرات این درخت مثالی میباشند.
این به معنای آن است که اگر تغییری در ساقه و تنه این درخت رخ دهد، شاخه ها و میوه ها متاثر خواهند شد و تغییر خواهند کرد. و اگر ریشه این درخت، دچار تغییر و تحول شود، به تبع آن ساقه و تنه، شاخه ها و میوه های این درخت دگرگون میگردد. یعنی کوچکترین تغییرات در نظام اعتقادی انسان(که در این مثال عبارت است از ریشه درخت)، بزرگترین دگرگونی ها را در رفتار و نتایج اعمال انسان رقم خواهد زد.
حال باید گفت که پارادایم شیفت، این آموزه اساسی برخی از این شرکتها، دقیقاً جهانبینی انسان و ریشه این درخت را هدف قرار میدهد.
  • محمد

*این مطلب از سایت مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی اخذ شده است.

تاریخ انتشار این خبر: 8/مهر/1385


جدیدترین گزارش مرکز پژوهشها از آثار فعالیت شرکتهای هرمی در ایران جذب ناجوانمردانه؛ مهمترین تبعات اجتماعی بازاریابی شبکه ای


مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی شیوه‌های جذب ناجوانمردانه و مهمترین پیامدهای اجتماعی فعالیت‌ شرکتهای هرمی (گلدکوئیستی) در ایران را تشریح کرد.


به گزارش دفتر اطلاع رسانی مرکز پژوهشها، دفتر مطالعات فرهنگی این مرکز با بررسی آثار اجتماعی ناشی از فعالیت شرکتهای هرمی در ایران متذکر شد که جذب ناجوانمردانه دوستان و اقوام در دستور کار این شبکه‌ها قرار گرفته و در روش جذب این نوع شرکت‌ها، به جذب دوستان صمیمی در مراحل اولیه تاکید فراوانی شده و در جزوه راهنمای جذب خطاب به اعضای این شبکه‌ها تاکید شده که «ابتدا لیستی از بهترین دوستان، اقوام و نزدیکان خود تهیه کنید و به آن‌ها بر اساس سطح سواد، میزان ریسک‌پذیری، وقت آزادی که دارند و مهمتر از همه میزان اعتمادی که به شما دارند امتیاز بدهید و بر اساس اولویت‌های به دست آمده، سراغ آن‌ها بروید. هیچ‌وقت در مورد کار، تلفنی با آنها صحبت نکنید و از پشت تلفن تنها کنجکاوی افراد را برانگیزید و نامی از شرکت نبرید. قرار بگذارید و طوری وانمود کنید که برای کسب منافع شخصی به سراغ او نیامده‌اید. محیط را دوستانه جلوه دهید، تا وقتی که خود مسلط نشده‌اید، شخصا اقدام به معرفی کار نکنید و از لیدر(راهنمای) خود کمک بگیرید. نام هیچ یک از دوستان خود را از قلم نیندازید. همچنین هرگز افرادی را به دلیل این که خیلی فقیر، پولدار، گرفتار، بی‌تجربه، پیر یا جوان هستند، از دست ندهید، تعیین زمان قرار را به عهده او بگذارید. برای معرفی کار بهترین مکان منزل شما و بدترین مکان منزل دوست شماست، چرا که در منزل شما تسلط با شماست. بهترین حالت و نتیجه از جلسات تک نفره به دست می‌آید. زیرا انرژی شما صرف یک نفر می‌شود. اگر فردی منفی‌ نزد دوست حضور داشته باشد به راحتی بر روی سایرین اثر منفی می‌گذارد

  • محمد

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


همانطور که می‌بینید در ایران نیز همین اتفاقات روی داد، پس‌از مجاز اعلام شدن بازاریابی شبکه‌ای سالم در سال 1390، ابتدا 4 شرکت و سپس 8 و نهایتا 11 شرکت تا زمان نگارش این مقاله مجوز فعالیت در زمینه بازاریابی شبکه‌ای دریافت کرده‌اند، تقریبا چالش ترویج رویه‌های شبه‌هرمی به نسبت گریبان تمام شرکت‌های کارگزار را گرفت، تا جایی که کمیته نظارت مجوز برخی شرکت‌ها را به دفعات به حالت تعلیق درآورد و دستورات تازه‌ای وضع کرد تا هم برخی مدیران از خواب بیدار شوند و هم تیم‌ها استراتژی‌های خود را اصلاح کنند اما متاسفانه هنوز هم شاهد دور زده شدن قوانین توسط برخی تیم‌ها که گاها از حمایت شرکت‌ها نیز برخوردارند، هستیم. چیزی شبیه به رد شدن از دولایه نرده و دویدن با دلهره به نیمه اتوبان و بعد منتظر فرصت ماندن و دویدن به سمت دیگر اتوبان و بعد عبور از دو لایه گاردریل و سپس پریدن از جوی آب به‌جای استفاده از پل عابر پیاده مجهز به پله‌برقی!
اگر شما نیز مثل من از راهبران تیم‌های شبه‌هرمی بوده‌اید یا مدتی را در تیم‌های هرمی یا شبه‌هرمی فعالیت داشته‌اید، شاید درباره سیستم استاندارد برایتان سوالاتی پیش بیاید ازجمله:

  • محمد

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


در مطلب روز گذشته دلیل به‌وجود آمدن استراتژی‌های خرید و خرید‌های اجباری را در تیم‌هایی با سیستم شبه‌هرمی و فجایع بعد از به‌وجود آمدن دفاتر را بررسی کردیم و امروز درخواهیم یافت که چرا روند‌های هرمی وارد بازاریابی شبکه‌ای سالم شدند؟

در روندهای هرمی به‌علت وجود نواقص و اشکالات واضح و متعدد طرح درآمدزایی و کمپانی، تلاش می‌شد تا کمپانی را در نظر اعضا ولی‌نعمت جلوه دهند و حس تعصبی کورکورانه در آن‌ها ایجاد کنند تا کسی به خود جرات انتقاد و پرسش را ندهد، حال آنکه در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد کمپانی صرفا یک کارگزار انگاشته می‌شود، کارگزاری که در ازای ارائه سرویس‌هایی مشخص به اعضا از جمله: پشتیبانی انبار و قرارداد‌ها و پیگیری‌های اداری و موارد مربوط بهIT  و حسابداری و ارسال محصولات و... بخشی از سود حاصل از فعالیت اعضا را به عنوان کارمزد برداشت می‌کند. اعضا حق دارند همیشه انتظار ارائه سرویس‌هایی باکیفیت‌تر را از کمپانی‌ها داشته باشند و با این کار باعث تقویت روزافزون آنها شوند.

چرا روند‌های هرمی وارد بازاریابی شبکه‌ای سالم شدند؟

  • محمد

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


اگر شما تاکنون به یکی از تیم‌های هرمی یا شبه‌هرمی دعوت شده باشید به احتمال زیاد مطلب دیروز کاملا یادآور خاطرات شما بوده است. توجه داشته باشید که هم روند‌های شبه‌هرمی و هم روند‌های بازاریابی شبکه‌ای استاندارد در سراسر جهان تشابهاتی بسیار زیاد دارند. از این رو تجربه دیگر کشور‌ها می‌تواند بسیار به ما کمک کند. در مطلب دیروز خواندیم که دقیقا از لحظه دعوت تا بعد از پرزنت در دفتر آن شرکت هرمی برای رابرت چه اتفاقی افتاد که او با علم به هرمی بودن روند آن شرکت مجاب به عضویت در آن تیم شد.
حال بگذارید بیشتر با تیم فالوئر‌ها و حربه‌های آنها آشنا شویم: فالوئر مهره‌ای کلیدی است که آموزش‌هایی بابت برانگیختن هرچه بیشتر احساسات و هیجان افراد می‌بیند و بارها آن را در جمع‌ها تمرین می‌کند، تفاوت فالوئر با پرزنتور این است که پرزنتور معمولا شخصیتی بسیار با پرستیژ و فاخر از خود جلوه می‌دهد و به نوعی نماد شرکت محسوب می‌شود در صورتی‌که فالوئر بیش‌ازپیش سعی در آن دارد که خود را شبیه مخاطب خود نشان دهد و کاری کند که مخاطب احساس نزدیکی بیشتری به او کند و فردی چون خودش را در مقابلش ببیند. معمولا فالوئر‌ها اساتید بازی با احساسات هستند، آنها گاها مشکلات زندگی فرد را در نظرش می‌آورند و او را از اوضاع نابسامانش بیشتر آگاه می‌کنند و حتی گاها بی‌پروا به او توهین می‌کنند. سپس با روش‌هایی شبیه به روش‌های سخنوری جردن بلفورت تنها راه نجات را عضویت در طرح معرفی می‌کنند وخود را دلسوزانی نشان می‌دهند که در پی آبادکردن زندگی او هستند.

  • محمد

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد، آموزش نحوه معارفه بیزینس جزو آموزش‌های مقدماتی است و افراد از همان ابتدا آموزش می‌بینند که چطور کسب وکار خود را شرح دهند، به‌دلیل منطقی بودن همه‌چیز از هرکسی می‌توان دعوت به‌عمل آورد و معمولا جلسه مشاوره گپی دوستانه و دو نفری است که در هرکجا می‌توان حدود 30 دقیقه با تمرکز صحبت کرد. نحوه معرفی کار در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد به‌قدری ساده و موثر است که نیازی به گذشت چندماه برای کسب مهارت در آن و استفاده از ظاهر‌سازی نیست.

اما خود قضاوت کنید اگر فهرست افراد قابل دعوت، محدود به پنج، شش نفر اصلی باشد آیا سیستم حاضر است به اعضا فرصت کسب مهارت دهد و معارفه را به خود آنها بسپارد؟ قطعا خیر. از همین نقطه عنوان جدیدی به واژگان نت‌ورک مارکتینگ اضافه شد، «سطح پرزنتور» به این معنی که هیچ‌کس حق ندارد خودش طرح را برای کسی تشریح کند، طرح باید صرفا توسط افرادی به‌نام پرزنتور یا اصطلاحا مشاور به افراد توضیح داده شود، پرزنتور فردی است که دارای تعداد قابل‌توجهی زیرمجموعه است و آموزش‌های به اصطلاح پرزنتوری دیده است. تحریف بعدی در سیستم‌های هرمی همین‌جا شکل گرفت، در بازاریابی شبکه‌ای سالم معارفه کار صرفا ارائه اطلاعاتی قابل ارزیابی و حقیقی از تجارت است، اما به پرزنتور‌های رویه‌های هرمی بیشتر آموزش داده می‌شود چطور مابین انتقال اطلاعات احساسات مخاطب خود را برانگیزد و او را هیجان‌زده کند. حتی اغلب افراد نمی‌دانند که در روند‌های هرمی معمولا مشاوران قبل از رفتن به جلسه مشاوره آمار دقیقی از اخلاقیات، سطح درآمد، علایق، شغل، زمان آزاد و... را از معرف درباره آنها دریافت می‌کنند تا با تکیه بر علایق او احساساتش را بیشتر بر انگیزند.

  • محمد

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


در شماره قبل دلیل شبه هرمی کار کردن برخی راهبران ارشد کمپانی‌ها را بررسی کردیم، همچنین اشاره شد که تقریبا در تمام کشور‌هایی که بازاریابی شبکه‌ای در آن قانونمند شد، در ابتدای کار چالش‌هایی به وجود آمد و تیم‌ها سمت و سوی شبه هرمی پیدا کردند. در ایران نیز همین اتفاق افتاده است. سپس برای پی بردن به شباهت‌های آشکار روند‌های هرمی در سراسر جهان مثالی از آمریکا را مطرح کردیم.
در این مثال فردی به نام توماس دوست خود رابرت را به یک شرکت هرمی دعوت می‌کند و رابرت حتی با علم به هرمی بودن شرکت، مجاب به قرض کردن پول و عضویت در آن طرح هرمی می‌شود. مسلما هر عقل سالمی با درک این شرایط، تن به چنین ریسک و اشتباه بزرگی نمی‌دهد، پس باید راهکاری اتخاذ کرد که عقل و منطق افراد را خاموش کند و چه چیز قوی‌تر از دو ابزار هیجان و احساسات؟
نخستین محرک احساسات، اعتبار و علاقه معرف نزد فرد است: در بازاریابی شبکه‌ای استاندارد به علت وجود پاسخ‌هایی منطقی برای سوالاتی در زمینه اعتبار کمپانی، توجیه اقتصادی کار، طرح درآمدزایی و محصولات و... اعضا می‌توانند از هر کسی که می‌شناسند برای پیوستن به تیم‌شان دعوت به عمل آورند و در این میان میزان علاقه و اعتبار آنها نزد مخاطب‌شان اهمیت زیادی ندارد. اما در شرکت‌های هرمی به‌دلیل عدم وجود پاسخی منطقی به موارد فوق، عضو‌گیری نیازمند برانگیختن احساسات و هیجان افراد است، در روند‌های هرمی تلاش می‌شود با بررسی سطح اعتبار و محبت افراد به معرف، فهرستی از هدف‌های اصلی مشخص شوند.

  • محمد

این مطلب از «سایت خبری-تحلیلی کسب و کار» اخد شده است.

 

حمید فرضی، کارشناس تجارت‌الکترونیک و بازار یابی شبکه ای


در مطلب روز گذشته دیدیم که صرفا مجوزدار بودن یک شرکت دلیلی بر صحیح بودن روند تیم‌های آن شرکت نیست، کاملا امکان دارد تیم‌های شرکت‌های قانونی انحراف پیدا کرده و روندی شبه هرمی را اجرا کنند. همچنین بخشی از مزایای بازاریابی شبکه‌ای استاندارد را تشریح کردیم و سوالی کلیدی مطرح شد:

 اگر چنین است و روند استاندارد از همه جهات بهتر، تکثیرپذیر‌تر و پر سود‌تر از روند‌های شبه هرمی است، پس چرا برخی از راهبران ارشد شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای مجاز ایران و برخی دیگر کشور‌ها به‌جای سیستم شبه هرمی و دور زدن پیاپی قوانین و آیین‌نامه‌ها، روند استاندارد را اجرا نمی‌کنند؟

  • محمد