بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

بسم الله الرحمن الحیم
شرکتهای بازاریابی شبکه ای، دارای ابعاد مختلفی میباشند که باید با رویکردی سیستمی مورد بررسی قرار گیرند. از جمله این ابعاد میتوان به مواردی چون ابعاد فقهی، قانونی، روانشناختی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اعتقادی و... اشاره کرد.
بی شک، بررسی بازاریابی شبکه ای بدون لحاظ ابعاد مختلف آن، عقیم و ناکارآمد خواهد بود.
این پایگاه در صدد بررسی ابعاد این مسئله با رویکرد انتقادی میباشد.

۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تجربه بازاریاب» ثبت شده است

* ارسال شده توسط احمدرضا


لغو جایگاه،اسفند.94
ضرر از جنبه اقتصادی:
به دلیلی روشن و منطقی ضرر زیادی بود که با 10 ماه فاکتور زدن میلیونی(بالا) و مجبور بودن به فروش کالا به قیمت بسیار کمتر از مبلغ خریداری شده،متحمل شدیم.چون عملا کسی با وجود برندهای معتبر سمت خرید گرانتر و اعتماد کردن به کالای شرکت ************** نمیرفت! (کاری به انداختن به دیگران و زبون بازی ندارم!) 
و این مشکل هم برای من و هم 97 زیرمجموعه من بود! به علاوه مشکلاتی دیگر که اخلاق و رفتار آدم رو تغییر میداد! ( پارادایم شیفت: تعریفش قشنگه ولی تو نت ورک ینی تبدیل شدن به یه آدم جدی و معتقد به دین بازاریابی شبکه ای! که بعدها باید بهترین دوستانی که نه گفتن به کار رو حاشیه زندگی بدونه! یعنی کافر دونستن بقیه!)
"" برداشتن سقف ذهنی"" چیزی که شاید قشنگ باشه،ولی من دیدم کسایی رو که سر این کلمه خیلی خیلی غیرمنطقی شدند که شاید در لیست هدف هاشون بخوان مثلا یک ساعت به 24 ساعت روز اضافه کنند یا جای یه سیاره رو عوض کنند :| !!!
"منطق دقیقا دشمن اصلی نت ورکه! احمقانه مثبت باش :)
باید غیرمنطقی باشی،درآمد تصاعدی منطقی نیست پس باید غیر منطقی باشی!"
( این جملات آشناست برای بعضی ها!!)
برای این کار واقعا باید منطق داشته باشیم یا نه؟!
جواب سادست! 
به خودت نگاه کن
اگه وجدان داری و باهاش در ارتباطی از منطق استفاده کن! 100% به جواب میرسی! ( من تمام دردم اینه که تموم این 10 ماه وجدانم عذاب میکشید و من فکر میکردم این فقط سختی کاره و تموم میشه!یه جور قانع کردن خود آدم یا همون فالو)
تصمیم گیری خیلی سادست!!!
یا بذارش کنار و بلند فریاد بزن نه!
یا تا تهش برو و ...
سه نقطه دست شماست!کاملش کنید! چون شما تصمیم میگیرید!
  • محمد
* این مطلب که به سبک یک طنز تلخ نگاشته شده است، در صدد بیان سیاست کثیفی است که این شرکتها دارند. این مطلب توسط یکی از مخاطبین وبلاگ به نام یاس نگاشته شده و با اندکی تصرف و تلخیص نقل میگردد:

  • الو سلام چطوری؟
  • سلام خوبم ممنون تو چطوری؟
  • من عالیم!
  • الحمدالله خبریه؟!
  • آره حالا بهت میگم چه خبره فردا ساعت ۳ یا ۵ چی کاره ای؟
  • کلاس دارم چطور مگه؟!
  • کلاس چیه بابا بزن تو دیوار یه کار خیلی مهم باهات دارم!
  • چه کاری؟چه قدر بلند حرف می زنی!
  • تو هم اگه جای من بودی الان فریاد میزدی!ببین من یه کار فوق العاده پیدا کردم شرایط کاری عالی در آمد عالی اووف!یعنی یه چیزی میگم یه چیزی میشنوی الانم دنبال یه همکار میگشتم گفتم کی بهتر از بهترین دوستم!
  • ولی…
  • تازه مگه دنبال کار نمی گشتی دیگه چی از خدا می خوای!شانس در خونتو زده فرصتو از دست نده آدرسو برات اس ام اس می کنم
  • آخه چه کاری هست مگه؟!چرا اینطوری…
  • ببین فردا میای متوجه میشیی ببخشید ولی من الان یکم سرم شلوغه قرار رو واسه ساعت ۳ تنظیم کنم یا ۵؟
  • تنظیم…؟!
  • آره باید وقت بگیرم برات اگه حتما میای بگو ۳ یا ۵؟
  • خوببب…!!
  • فکر می کنم ۵ بهتر باشه درسته؟
  • خیلی خوب ساعت ۵ ولی…
  • اوکی!پس شد فردا ساعت ۵٫حتما سر وقت بیا و سعی کن شیک و رسمی بپوشی می بینمت فعلا
  • خدافظ!!!

 حتما جمله هایی از این دست به گوش خیلی از شما آشناست و تنها دلیلش اینه که ما کارمون رو خوب بلدیم!کسانی که به این شیوه با شما صحبت می کنند و شما رو دعوت به کار می کنند در واقع مو به مو آموزش هایی رو که بهشون دادیم اجرا می کنند، آموزش هایی که حاصل سال ها تجربیات کاریه منه(!) شاید بخواید بدونید ما کی ایم؟! یا من کی ام؟! درواقع اگه بخوام دقیق تر بگم مایی وجود نداره، اسم من هم زیاد مهم نیست، این وسط فقط یه چیزه که اهمیت داره و اون عشق منه! عشقی که به من بهترین خونه، آخرین مدل ماشین، کشتی و… رو با سخاوتمندی تمام اعطا می کنه! و اون چیزی نیست جز یه تیکه کاغذ که بهش میگن پول! می دونید در واقع پول فقط به شما خونه و ماشین و امکانات بهتر نمیده بلکه کمک می کنه آدم بهتری باشید و سخاوتمندانه به مردم کمک کنید!!ً من آدم پول داریم و خیلی هم از زندگیم راضیم اما سؤالی که این وسط پیش میاد اینه که چطوری تونستم انقدر پول دار بشم؟! خب فقط کافیه یه ذهن خلاق عوضی داشته باشید که تشنه پوله اون وقته که میتونید راه پول در آوردن واقعی رو کشف کنید! راهی که من انتخاب کردم بازاریابی شبکه ای بود. میشه این طوری گفت که من نه مؤسس یه شرکت بازاریابیم نه یه بازاریاب من فقط یه عوضی ام! و هرکاری که بخوام تو این سیستم انجام می دم! در واقع کل این سیستم روی انگشتای من می چرخه! شرکت های بازاریابی زیادی توی ایران وجود دارن اما شرکت من بهترینه چون همون طور که گفتم روی انگشتای من می چرخه و فقط منم که خوب می دونم چطور راه پول در آوردن رو کشف کنم!

توضیح کار من یه مقدار مشکله و اگه می خواید خوب از کار من سر در بیارید بهتره بیاید تا یه جلسه پرزنتتون کنم! اما خلاصه چیزی که ما به کسانی که میخوان بهمون بپیوندند می گیم اینه:

  • محمد

* این مطلب توسط یکی از مخاطبین وبلاگ به نام «amin» نگاتشه شده و با اندکی تصرف و تلخیص در اختیار شما قرار گرفته است.

سلام 
صحبتم شاید خیلی طولانی باشه ولی مطمئنم به درد خیلی از دوستانی که تازه با کار آشنا شدن و دارن دربارش تحقیق میکنن میخوره... 
اواخر شهریور بود که دوستم تماس گرفت ( دوستی که دو سه سالی بود ازش خبری نبود و چندباریم که من قبلا بهش زنگ زده بودم ، جوابمو نمیداد...) و گفت کجایی چیکار میکنی منم گفتم بیکارم چطور ؟ گفت یه کاری برات سراغ دارم با درامد عالی خودمم تازه شروعش کردم پرسیدم ازش که کار چیه گفت نمیتونم توضیح بدم اگر میخوام درباره کار بدونم باید برام وقت بگیره و برم شرکت، گفتم من که بیکارم باشه وقت بگیر بریم خلاصه رفتم رسیدم به آدرسی که داده بود و دیدم اسم شرکت بازاریابان ....... گفتم من از بازاریابی خوشم نمیاد گفت این کار با بازاریابی فرق داره حالا بیا برات توضیح میدن خلاصه رفتیم نشستیم تا آقایان یکی یکی اومدن و توضیحاتشونو دادن. یکیشون که خیلی بچه های شرکت روش حساب میکردن ( بعدا فهمیدم) اومد برا فالو خیلی خوب حرف میزد خیلی اما خوب حرف زدن با حرف خوب زدن خیلی فرق داره... اگه ادم ساده و زود باوری باشی زود حرفاشو باور میکردی اما شکر خدا من اطلاعاتم خیلی خوب بود و درست و غلط حرفاشو خوب تشخیص میدادم 
برگشتم خونه دربارش با پدرم صحبت کردم و از قانونی بودن کار براش گفتم و گفتم که این شرکت با شرکت های هرمی فرق داره شکر خدا پدرم ادم منطقی هست و گفت که من چیز زیادی درباره این شرکت ها نمیدونم اما حس خوبی نسبت به این جور فعالیت ها ندارم گفتم حالا بیشتر تحقیق میکنم تا ببینم چی میشه
 اصلا دلم نبود همچین شرکتی کار کنم ، حس بدی نسبت به این کار داشتم...
  • محمد

* این مطلب توسط یکی از مخاطبان وبلاگ به نام مهدی ارسال شده است و با اندکی تصرف و تلخیص نقل میگردد.

سلام
من تجربه شخصیمو برای دوستان یادداشت میکنم که اونام مثل من فریب نخورند.
من به مدت سه ماه تو شرکت بیز(بازاریابان ایرانیان زمین) فعالیت کردم. با معرّفم تو فضای مجازی آشنا شدم. اولش که کار رو برام توضیح دادن دو دل بودم. اونا بهم چند تا سایت دادن برای تحقیق ولی چون تصمیم قطعی راجع به کارکردن باهاشون نگرفته بودم به اون سایتها مراجعه نکردم بعدشم با تماسای مکرر و سمجانه بالاسریم بدون هیچ گونه تحقیقی وارد این کار شدم و کلی از وقت و پول و اعتبارم بین دوستان رو برای این شرکت تلف کردم. هر سوالی هم که از شرکت راجع به ایراداتش می پرسیدم با بهانه های واهی توجیه می کردن و جوری حرف رو می پیچوندن که آدم از سوال پرسیدنش پشیمون بشه و احساس گناه و مقصر بودن بهش دست بده. خلاصه از همون اول یه ریز دروغ بود که تحویلم میدادن و با تکرار اینکه به آرزوهات فکر کن... اونا همشون دست یافتنین و... باعث شده بودن که از منطق دور بشم و دائم به دارایی هایی که از این شرکت می تونم بدست بیارم فکر کنم. کم کم دروغهاشون برام رو شد و باعث شد ذهنم یه کم آگاه بشه. از جمله دروغایی که بهم گفته بودن این بود که خرید اجباری نداریم!!! بعدشم بهم گفته بودن که اگه نتونستی جنسها رو بفروشی بیار پس بده پولتو بگیر!!(البته تا 7 روز بعد از خرید) یکی دیگه از دروغهاشون این بود که سفارشات 3 روزه میرسه دستت!! و بهم گفته بودن که بعد اتمام آموزشای 4 جلسه ایت دیگه لازم نیس دائم بیای شرکت. و بهم گفته بودن همه محصولات ایرانی و باکیفیت بالا و قیمت با بازار یکی یا حتی ارزون تر!!
ماه اول که به اجبار خرید زدم کالاها 3 هفته طول کشید تا بدستم رسید. بهم گفتن چون وسط ماه خرید زدی دیر بدستت رسیده. ماه بعد هم اصلا پولی برای خرید زدن نداشتم ولی تا آخر ماه انقد مغزم رو خوردن و مجبورم کردن که رفتم از یکی پول قرض کردم خرید زدم. در حالی که هنوز جنسهای قبلی رو هیچ کدومش رو نفروخته بودم. کلا برا شرکت و بالاسری اهمیت نداشت که تو کالایی رو که خریدی، فروختی یا نه، فقط می گفت باید خرید کنی همین!! بعدشم هر روز منو با بهونه های مختلف می کشوندن شرکت واقعا از کار و زندگی افتاده بودم حتی دیگه دانشگاهم نمیرفتم. سه تام زیر مجموعه داشتم که اونها هم بخاطر مزاحمتای وقت و بی وقت من و بالاسریم و اصرار بالاسریم بهشون که حتما باید اونام برن شرکت و خرید بزنن و زودتر زیرمجموعه بیارن عاصیشون کرد و اونام دیگه فعالیت نکردن. همه فامیل و دوستامو برای این کار بیهوده دعوت کردم و چون اونا رفتن تحقیق کردن و دیدن این کار از نظر شرعی مشکل داره و درست نیست، بجای اینکه بهم بگن، تمسخرم کردن و الان به چشم بدی بهم نگاه می کنن.
ماه سوم یکی از دوستام که دعوتش کردم و از قبل راجع به این کارها اطلاع داشت بهم گفت که در آمد این کار درست نیست. منم اول باور نمی کردم چون تو شرکت مجوز فعالیتش رو دیده بودم، بخاطر اینکه به دوستم اثبات کنم که در اشتباهه اومدم تحقیق کردم و دیدم من اشتباه می کردم نه اون. بعدشم راجع به فتوای علما با بی ادبی تمام، بالاسریم که ادعای مذهبی بودن داشت برگشت گفت علما نمی فهمن!! توانایی تجزیه تحلیل درست این شغل رو ندارن!! 

  • محمد

* یکی از مخاطبان وبلاگ به نام علی، تجربه بازاریابی خود را به زبان عامیانه در اختیار ما قرار داده است:


سلام به دوستان.

 من حدود هشت ماه از وقت عزیزم رو تو یکی از این شرکتهای بی در و پیکر بودم و قسم میخورم که حداقل بیش از 80 درصد مطالب گفته شده در بالا درسته. اکثر افرادی که توی بازاریابی شبکه ای کار میکنند به دنبال درآمد سریع هستند؛ درآمدی که قراره از فروش محصولات گران و گاهاً بی کیفیت و با استفاده از دروغ و فریبکاری که اصطلاحاً به اون «اطلاعات محصولی» میگن به دوست و آشنا فروخته شه و از اعتماد آشنایان و دوستان سوء استفاده شه. در صورتی که این «اطلاعات محصولی» اکثراً دروغه و اگر هم راست باشه قیمت از کیفیت خیلی بالاتره. به همه شدیداً توصیه میکنم که فریب این شرکت های بازاریابی رو نخورید. اجازه بدین چند نمونه از فریبکاری ها رو بگم و تصمیم گیری نهایی با خودتون:

1. متاسفانه در جلسات ترینینگ یا آموزش به دلیل نداشتن سی دی ها و مطالب و آموزش های جدید از مطالب و سی دی هایی بسیار تکراری استفاده میشه و اگر کارآموز اعتراض کنه با گفتن مضخرفاتی همچون «فنجونت پر شده» یا اینکه «هر مطلبی با تکرار زیاد تو ضمیر نا خودآگاهت فرو میره» اونو  راضی میکنند. در صورتی که مسیر یادگیری باید همیشه با مطالب جدید همراه باشه.

2. این بالاسریا (لیدرها)تبدیل به بت شدن  که باید بی چون و چرا راه اونا رو چه درست و چه غلط باشه رفت.

3. حداقل نصف این شرکت ها قادر نیستند محصولو به موقع به دست خریدار برسونن که این خودش باعث از بین رفتن قدرت فروش و بی اعتمادی خریداران میشه.

4. بارها و بارها و بارها من دیدم که خیلی از مشاغل جامعه رو به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در نظر کار آموزان بدرد نخور جلوه میدن که میتونه یواش یواش باعث بی هویت و بی ارزش شدن مشاغل و حتی افراد دیگه شه و انگیزه و تمایل افراد رو برای مشاغل سالم از بین می برد که عواقب خطرناکی در پی داره.

5. دروغ های بزرگی مثل اصل تکثیر و همانند سازی. مثلاً میگن هر چی الان خرید کنین فردی رو که در آینده به عنوان زیر مجموعه در گروهت قرار میگیره همون مقدار خرید میکنه چون بازاریابی شبکه ای روح داره. یا اینکه هر فکر یا کاری حتی تو خلوت خودت هم انجام بدی زیر مجموعت هم انجام میده و به این وسیلست که متاسفانه مغز خیلی از افراد رو شستشو دادن. که حتی به معایب این در اصطلاح شغل هم  فکر نکنند.

6. لیدرها میگن برای فروش بعضی محصولات باید حس نیاز رو تو مشتری به وجو بیاوریم.(ترویج اسراف و تجمل گرایی)

7. ازبین بردن واقعیات و واقع بینی افراد و آمیختن مطالب درست و غلط با هم و گرفتن یک نتیجه غلط از دو مقدمه صحیح یا نیمه صحیح که در منطق بهش مغلطه و فریبکاری میگن. مثلاً با گفتن یه سخن از امامان یا بزرگان تاریخ و تعمیم ماهرانه و غلط  این سخن به اهداف خودشون ذهن افراد که اکثرا هم مثل من جوون هستند منحرف میکنند. کالای گران قیمت و سوء استفاه و چندین عیب دیگه  که وقت گفتنش نیست.  در کل انحرافات و ضعف هایی که دراین شرکت ها وجود داره زیاده که همشون در زیر یک ظاهر شیک و منصف پوشانده شده.

حیف از عمر و وقت گرانبها. حیف...

جوونا به خودتون بیاین و با عقل و حس واقعی خودتون تحقیق کامل انجام بدین و تصمیم بگیرین و عمرتونو تلف نکنین.

قضاوت وتحقیق با خودتون.

  • محمد

این مطلب به زبان عامیانه و توسط یکی از مخاطبین این وبلاگ ارسال شده است


سلام

از تجربیاتم میگم فقط. 

1-پورسانت های خرده فروشی بسیار کمه. اجناس با کیفیت ولی با قیمت بسیار بالا عرضه میشه. طوری که فروششون در بازار گرم که همون اقوام هستن بسیار سخته. در نتیجه شما یه بازار یاب خوب نمیشین. 

2- به دلیل مشکل بالا مجبور به تشکیل تیم فروش میشین. کسی رو انتخاب و خیلی مشکوک دعوت به کار میکنید. اگر حس کرده باشید تو لحظات معرفی کار همش به خودتون میگین نکنه طرف ورودی نشه و از دستش بدم.پس از دعوت کار انواع اقسام فالو ها و حرف ها ب شخص ورودی زده میشه تا شک نکنه و سریع شروع ب کار کنه. تمامی حرف ها الکی هستن. خودم شاهد تمسخر افراد شستشو مغزی بودم.حتی بعد یمدت ک باهاشون رفیق شدم عملا میگفتن «مخ بزن»!

3-پس از معرفی کار کلی بهتون زنگ میزنن و حضوری میبیننتون که سرد نشین و میگن در مورد این کار با کسی حرف نزن چون کسی اطلاعات نداره بهت میگه نرو. اگر بگی پدرم مخالفه میگن پدرت نمیدونه و اهمیت نده؛ کارتو بکن یا بیارش دفتر راضیش کنیم_ اگه بگی پول ندارم میگن برو قرض گیر _ اگه بگی وقت ندارم میگن کارای دیگه تو بیخیال شو اینجا پول میده_ اگه بگی درس دارم فعلا میگن با درس به هیجا نمیرسی بیا اینجا تا برسی_ و هزار چیز دیگه که جا نیست بنویسم.

4- بعد اینک با هر ترفندی راضی به انجام کار شدی میگن فلان مبلغ رو خرید کن تا بقیه ام مثل تو خرید کنن و زود به سود برسی. و اصلا نمیزارن کمتر خرید کنی. اگرم بزارن میگن که به زیر دستیات نگو.

5-وقتی تو کار رفتی کلی روت کار میکنن که پشیمون نشی. و بعدش مجبورت میکنن تیمت رو سریع بسازی.

6- وقتی جنست انبار میشه و فروش نمیره بهت لقب بی عُرضه رو میدن. و اینک خودشونو میکشن تا دوباره پول قرض کنید و تا چند روز اول ماه خرید رو انجام بدی. اسم این عملو مِین تِین [main tain] گذاشتن.

7- بعضی جنسها که فکر میکنی با کیفیته واقعا بی کیفیته_ و داخل سایت ساعت گذاشتن، در صورتی که ساعت خیلی مصرفی نیست.

8- شرکت amway امریکا تا هفتاد درصد حنساتو نفروشی نمیزاره ماه بعد خرید کنی و اینک اگه نتونستی بفروشی جنسا رو میتوی به شرکت برگردونی که تو ایران همچین چیزی نیست.

9- مشاوران و لیدر های شرکت شایسته لیدر بودن رو گاها ندارن و حتی خیلی ها سوادشون کمه.

10- محیط و مکان و جو شرکت ها اصلا خوب و مناسب کار نیست.

و کلی چیزای دیگه که بخدا دو ماهه شبها گریه میکردم. بکشین بیرون از کار توروخدا. کسی رو وارد اینکارا نکنین.

  • محمد

این مطلب توسط یکی از مخاطبین این وبلاگ نوشته شده است:


با اهدای سلام و احترام به خوانندگان عزیز؛

من تمامی نظرات و مطالب این وبلاگ را مطالعه کردم.

لازم دونستم که یک جمع بندی کامل از فعالیت کلی بازاریابی شبکه ای در ایران داشته باشم.

بطور کلی بازاریابی شبکه حدود 80 سال است که در دنیا به عنوان یک روش درآمدی مطرح شده است. در ایران هم بصورت رسمی و با مجوز وزارت صنعت و معدن از سال 88 در حال فعالیت می باشند.

اما بررسی نکاتی مهم میتواند بسیاری از مشکلات را برای ما شفاف نماید.

1) نحوه ی جذب افراد در این شرکت ها اغلب با فریب و گاهی با دروغ است، مثلا اینکه میگویند با کار کم میتوانی ثروت مند شوی، بعد از دو سال باز نشسته می شوی (اگر چنین بود خیلی از لیدر ها و سرشاخه ها باید تاکنون باز نشسته میشدند!!!)، این شرکت دارای مجوز از مجلس، شورای نگهبان و غیره می باشد (اصلا چنین نیست و مورد تایید مجلس و شورای نگهبان نمیباشد)، کار ما تیمی هست و هوای شما را داریم (اگر فعالیت شما کم باشد و نتوانید اعضای تیم خود را فعال نگه دارید به راحتی پشت شما را خالی می کنند)، خیلی از اساتید دانشگاه و آدم های مهم در این شبکه ها فعالیت دارند (!!!!)

2) شما را به سمت آرزوهای دور و دراز سوق می دهند و فقط مادیات را مورد توجه قرار میدهند. معنویات و حتی اخلاقیات برایشان ارزشی ندارد.

3) دائم میگویند کارمندی عاقبتی ندارد و حقوقش خیلی کم است. تحصیلات مهم نیست و علافی است آخرش بیکاری هست. (تحصیلات و سواد برای هر جامعه ای ضروری است ولی افراد این شبکه ها سعی دارند تا فقط پول را بزرگ و با ارزش جلوه دهند)

4) ادعا دارند که کالاهایشان از بازار ارزان تر است اما در عمل چنین نیست. در واقع اکثر محصولاتشان دارای کیفیت پایینی بوده و حتی از بازار هم گران تر است. این محصولات گاهی قیمتی برابر یا حتی بیشتر از برندهای معتبر را دارند.

5) اصرار دارند که کارشان با شرکت های هرمی متفاوت است اما در عمل همان رویکردها را پیاده سازی میکنند. حتی اینکه به اصلاح خودشان ثابت می کنند که این شرکت ها متفاوت از شرکت های هرمی است. (ولی هر دو یک ماهیت دارند و در لباس متفاوت!)

6) دائما از آینده و آرزوی خودروی شیک و لوکس و داشتن خانه های اعیونی صحبت می کنند و حتی گاهی درآمد خود را با پزَشکان، مهندسان، اساتید دانشگاه و غیره مقایسه کرده و حتی گاهی شان کار و سواد آنها را پایین می آورند.

7) از جملات مثبت و روانشناسی که در کتاب های افرادی چون برایان تریسی، جیم ران و غیره آمده است استفاده می کنند تا افراد را با انگیزه نگه دارند. (البته این مورد خوب است.... ولی برای چه آینده ای ؟ چ هدفی ؟)

8) محیط این شبکه ها اغلب مختلط بوده و فضای اخلاقی مناسبی فراهم نیست، نظارت چندانی هم صورت نمیگیرد. (هر از چند گاهی از اماکن می آیند و تذکری میدهند و میروند... همین)

9) دائم میگویند این نوع بازاریابی ایران را ترکونده (!) و سعی میکنند دولت را محتاج خود بدانند و بر روند کارهای خود صحه بگذارند.

10) با بیان چند اصطلاح خارجی سعی میکنند خود را روشن فکر بنامند و خود را اهل مطالعه و کارشناس اقتصادی معرفی کنند (پرزنت، میتینگ، فالو، بادی لنگوئج، نتورک و غیره)

خلاصه کلام اینکه افراد این شبکه ها مجبورند با صحبت کردن مخ دیگران رو بزنند و در این راه از هیچ تلاشی دریغ نمیکنند (دروغ، آمار های غیر واقعی، رابط دوستی با جنس مخالف، خنده های الکی، دوستی های مصنوعی، آینده ی خیالی، استفاده از جملات جیم ران به عنوان پدر بازاریابی شبکه ای در دنیا، بیان داستان های موفقیت های افراد مختلف در این نو بازاریابی و غیره)
امیدوارم مطالب برای شما مفید باشد، اگر چنانچه بحثی بود در پاسخ گویی حاضرم.
"یا علی مدد"
  • محمد

درود بر شما به خاطر  مطالب مفیدتون.

من هم چند وقته درگیر این مساله هستم .وبر تمامی این کلیشه ها واقفم . موج عظیمی ز جوان های کم سن و سال دارن نیروی جوونی و وقت خودشون رو به خاطر مهره ی یک شرکت شدن از دست میدن . با این اوصاف دیگه جامعه شغل ها و تخصص ها و خدماتی مورد نیاز خودش رو از نیروی انسانی به دست نمیاره .من توی گروه نتورکی ها هستم توی تلگرام . میبینم که یه سریهاشون شبها ساعتها بیدار میمون برای کار یعنی میخوام بگماین قدر وقتشونو میگیره . اجناسشون هم که یا به قیمت مغازه اس یا بیشتر کیفیتم که در خوشبینانه ترین حالت اگه کمتر مباشه بیشتر نیست .با توجه به این که این شرکت ها رشد تصاعدی باید داشته باشند برای موفقیت اعضا و با توجه به اینکه نهایتا 400000 نفر از مردم یک جامعه حاضر به عضو شدن در یک شرکت بازار یابی میشوند(7000000 .ضرب در 5 درصد میشه 3500000 که اگه تقسیم بر 10 تا شرکت بازریابی بشه میشه 350000که ما میگیم 400000نفر چون همه جای شرکت حرفش اینه که از همه مردم ایران فقط 5 درصد برای پول دار شدن از همین راه تلاش میکنن 95 درصد این کارو نمیکنن ما هم با استنباط خود نتورکرا رفتیم جلو )(بادرنظر گرفتن افزایش جامعه جوان و مرگ و میر کهنسالان و اینکه عده ای غیر فعال میشوند یا بیرون میروند نهایتا بعد هر سال درصد کمی به این 400000 نفر اضافه میشوند)خواهیم دید که تحقق آرزوی داشتن 1000 نفر زیرمجموعه عملا برای افرادی که بعد از نفر هزارم وارد میشوند ممکن نیست ) . چون تا اونموقع خیلی ها راجع به این موضوع آگاهی بدست آوردن چون به خیلی ها گفته شده و قبول نکردن و اونا هم رفتن به بقیه گفتن پس با توجه به تصاعدی بودن اعضا و  محدود بودن جامعه عملا یه جایی دیگه نفرات 1000 نفری که بهشون وعده داده شده بودو ندارن . خب کار نمیکنن و میذارن میرن اون موقع بالادستی ها هم میبین که هرم ریزش داره اونا هم میرن همینطوری هی میره بالا بعدم اون آخر آخریا میرن از بالایی ها شکایت میکنن . یک ده تلاش یه شرک هرمی با اسم جدید بر باد میره الته میرن انرژی میگیرن برا یه مدل جدیدتر و ده های بعدی .این تازه جدای شرکتایی که بعدا میخواد بیادا .حواستون جمع باشه .آدم که نمیخواین تولید کننین اینقدر امیدوارین میخواین آدم بیارین بعدم خیلی باگ داره سیستمی که توش اون بالاییه باید 100 تومن حداقل خرید بزنه و پول کار بقیه رو بگیره .من توی همین گروه تلگرام دیدم آقاهه فقط 500000 تومن لاک خریده بود.قطعا یه سری ها هم هستن که خیلی بیشتر خرید میزنن .چون سایت اعضا رو تشنه کالا نگه میداره .یعنی مطابق با نیاز تولید نمیکنه که ماهی دو فعه کالاهای پر فروششو شارژ میکنه .این یعنی یه سریا حرص میزنن . زیاد میخرن حالا فرض کن تو وانفسای همین خرید حریصانه بزنه و شرکت منحل شه اون بمونه و مثلا2 ملیون تومن  لاک حالا باید هم برند توقیف شده رو بفروشه .هم باید به 400 نفر  ادم یه دونه لاک بده که تا بخواد پولش درآد قیامت شده

  • محمد