بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

بسم الله الرحمن الرحیم
شرکتهای بازاریابی شبکه ای، دارای ابعاد مختلفی میباشند که باید با رویکردی سیستمی مورد بررسی قرار گیرند. از جمله این ابعاد میتوان به مواردی چون ابعاد فقهی، قانونی، روانشناختی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اعتقادی و... اشاره کرد.
بی شک، بررسی بازاریابی شبکه ای بدون لحاظ ابعاد مختلف آن، عقیم و ناکارآمد خواهد بود.
این پایگاه در صدد بررسی ابعاد این مسئله با رویکرد انتقادی میباشد.

لینک کانال تلگرام:
t.me/onnetworkers

onnetworkers@

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تحلیل» ثبت شده است

این قسمت از برنامه حرف حساب که در تاریخ 26 شهریور 1396 بطور زنده از اول سیما پخش شده است، بازاریابی شبکه ای مورد نقد و بررسی گرفته شده است.

بدین وسیله این قسمت از برنامه حرف حساب در اختیار مخاطبین محترم قرار میگیرد:




دریافت
مدت زمان: 10 دقیقه 15 ثانیه 

  • محمد

* این مطلب توسط یکی از مخاطبین سایت ارسال شده و حاصل تجربه و تحلیل ایشان از بازاریابی شبکه ای میباشد.


به نام خدا

نکته ای که این روزها نت ورکرها شدیدا روی اون مانور دارن اینه که شرکت با شرکت فرق داره و در ابعاد کوچکتر تیم با تیم متفاوته. ممکنه شما دوست عزیز، مثل من به تیمی ورود پیدا کنین که از جانب پرزنتور با جملاتی شبیه این ها‌ فالو بشید:

- من از فلان خانواده هستم،

- نیاز مالی ندارم،

- دارای مدرک فلان و فلان هستم و ... اما نت ورک رو به عنوان بهترین شغل انتخاب کردم!

من نزدیک به یک سال عضو شرکت بادران بودم و در تیمی باصطلاح (سطح بالا) کار کردم و واقعا هم خیلی از بچه ها تحصیلات خوبی داشتن یا از فلان خانواده بودن اما اینو می خوام بگم ذات نت وُرک همون چیزی هست که دوستان قبل من گفتن؛ فاکتور کشی، تلقین، مثبت اندیشی کاذب(مخرب)، ایجاد هیجان مفرط و از همه بیشتر دروغ؛ حالا می خواد این تیم توسط یک کارشناس ارشد اداره بشه یا یک فردی با مدرک زیر دیپلم. تنها تفاوتی که وجود داره اینه که افراد سریعتر گول می خورن چون این فکر پیش میاد؛ وقتی این ها با این تحصیلات و امکانات دارن کار می کنن چرا من وارد نت ورک نشم! اما اصل داستان یکیست فقط خائنانه تر. در تیم های این چنینی افراد سریع جذب میشن اما بعد از چند ماه کار و یا بیشتر اون روی سکه رو می بینن و از  سیستم میان بیرون؛ منظورم از اون روی سکه این نیست که نمیشه از نت ورک پول درآورد بلکه ذات پلید این حرفه است که رخ نشون میده و همه نمی تونن باهاش ارتباط برقرار کنن یا به قولی پارادایم شیفت بزنن و در حالیکه چند تا فاکتور زدن ولو اینکه فقط یک میلیون باشه (اینها بقول لیدرها کارگران نت ورک هستن) از شبکه خارج میشن.

یکی از مهمترین مشکلاتی که من با بازاریابی شبکه ای داشتم و باعث شد کار رو با حدود 100 نفر مجموعه و فروش خوب رها کنم همین مسئلهِ ارتباط برقرار نکردن با دروغ گویی های بی حد و حساب بود که البته در غالب انرژی مثبت و متد کار عرضه می شد، ذات نت ورک با دروغ عجین شده چون در همون استارت کار برای ورودی گرفتن و تنظیم قرار پرزنت باید متوصل به هر شیوه ای شد تا طرف مقابل بویی از نت ورک نبره چون اگر غیر از این باشه 95 درصد قرار رو کنسل می کنن. بالاسری های من متن پرزنت رو اینقدر ساده و دوست داشتنی نوشته بودند که به جرات میگم کمتر کسی ورودی نمی شد و یا اگر قبول نمی کرد از پرزنت تیم ما بدش هم نمی یومد در صورتیکه اصلا چنین چیزی نیست. یا مثلا از اولین دروغ هایی که باید به خودت و بعد به دیگران منتقل کنی همین ارادت خاص به محصولات مزخرف شرکت هست و این رو توی جلسات آموزش میدادن که علاوه بر استفاده محصولات باید غیرت روی این ها داشته باشید و با شوق بفروشید. خیلی خنده داره نه!

  • محمد
* این مطلب ویرایش یکی از مطالب گذشته این سایت میباشد و توسط یکی از مخاطبین تدوین شده است.

 1. شما مشتری شرکت هستید نه بازاریاب
شرکت‌های معمولی حتی اگر یک کارمند اضافه استخدام کنند به ‌اندازه حقوق آن کارمند متضرر خواهند شد ولی اگر یک شرکت بازاریابی شبکه‌ای نتواند "بازاریاب" جدید بیابد ورشکسته خواهد شد. این به این دلیل است که شما مشتری و منبع درآمد شرکت هستید نه بازاریاب شرکت. شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای برای ادامه حیات خود وابسته به موج بازاریابان جدیدی هستند که هر ماه به شرکت پیوسته و پس از متضرر شدن شرکت را ترک می‌کنند.
 
2. فضای شرکت‌های شبکه‌ای مشابه فضای یک فرقه است
در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای به بازاریابان (بخوانید مشتریان) گفته می‌شود درآمد شبکه منطقی نیست و به شیوه‌های گوناگون منطق و اندیشه انتقادی مشتریان تضعیف می‌شود. در این شرکت‌ها افراد رأس هرم به‌نوعی پرستیده می‌شوند و صفات فرا انسانی به آن‌ها نسبت داده می‌شود.
 
 3. تعداد بسیار کمی از بازاریابان شرکت درآمد ثابت دارند
شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای متشکل از لشکری بازنده و تعداد معدودی افراد با درآمد کافی هستند. آموزش‌دهندگان شرکت درآمد این افراد را به نحوی اغراق‌آمیز برجسته می‌کنند ولی چیزی از اکثریت متضرر نمی‌گویند.
 
 4. شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای طرح اقتصادی خود را «کامل» و در صورت شکست، فرد را متهم می‌کنند
در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای طرح اقتصادی کامل جلوه داده می‌شود و به بازاریابان گفته می‌شود تنها دلیل شکست در شبکه تلاش نکردن است. این ترفندی است که برای فرافکنی، رفع مسئولیت و القای عذاب وجدان به فرد استفاده می‌شود. بازاریابانی که فریفته این ترفند می‌شوند، شکست در بازاریابی شبکه‌ای را نتیجه کاستی‌های خود می‌دانند و به صورت افرادی سرخورده و ناامید به جامعه بازمی‌گردند. با این حال، مسئله این شرکت‌ها در طرح اقتصادی آن‌ها است که طراحی‌شده است تا عده‌ای معدود از زیان عده‌ای کثیر سود ببرند.
 
5. سو استفاده از روابط عاطفی
شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای از روابط عاطفی افراد برای منفعت خود سوءاستفاده می‌کنند. از بازاریابان جدید خواسته می‌شود تا به نزدیک‌ترین افراد زندگی خود بیندیشند و مشتریان و شاخه‌های خود را از میان آن‌ها انتخاب کنند. این منجر به انتقال حس نارضایتی از کالا به رابطه عاطفی و فاصله گرفتن خانواده و دوستان از بازاریاب می‌شود که اکنون به عنوان یک فروشنده نگریسته می‌شود که از هر فرصتی برای فروش کالای خود استفاده می‌کند. علاوه بر این، تمرکز بازاریاب بر "بازار گرم"( اعضای خانواده و دوستان)
 که کالاهای بازاریاب را بیشتر به خاطر رابطه‌ای که با او دارند می‌خرند تا نیاز واقعی به کالا، باعث می‌شود تا بازاریاب خیلی کم با چالش فروش در دنیای واقعی آشنا شود و درنتیجه مهارت‌های پایه بازاریابی را نیاموزد.
 
 6. فروش تلقینی
معمولاً فرد زمانی اقدام به خرید کالا می‌کند که شخصاً به آن احساس نیاز کند. در این هنگام او به ارائه‌دهنده کالا مراجعه کرده و کالا را خریداری می‌کند. اما در بازاریابی شبکه‌ای کالا از راه تلقین نیاز و یا حتی تحقیر مشتری با برجسته کردن کاستی‌های او فروخته می‌شود. این مسئله ریشه در ماهیت فروش مستقیم، انبار شدن کالا نزد بازاریاب دارد و عدم تعهد شرکت به بازاریاب در صورت ناتوانی در فروش کالا دارد.
 
7. درآمد خالص منفی
برخی از بازاریابان شرکت‌های شبکه‌ای می‌اندیشند از این راه درآمدی داشته‌اند چون درآمد ناخالص خود را می‌بینند و فراموش می‌کنند درآمد خالص آن‌ها پس از کسر همه هزینه‌ها از درآمد ناخالص محاسبه می‌شود. شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای کالا را با تخفیفی اندک به بازاریابان می‌فروشند و برخی بازاریابان هم فراموش می‌کنند برای محاسبه درآمد خالص خود باید هزینه زمان، کرایه، حمل، انبارداری و... را از سود ناخالص خود کسر کنند. اگر منظور از درآمد، درآمد خالص باشد، درآمد خالص بسیاری از بازاریابان منفی است که به معنی متضرر شدن اکثر بازاریابان است. حتی اگر بازاریاب بتواند همه کالاهای خرید شده از شرکت را بفروشد و سرمایه اولیه به او بازگردد، باز هم زیان کرده است چون سودی که از فروش کالاها به دست آورده است خیلی کمتر از هزینه صرف شده برای فروش کالاهاست. البته در واقعیت بسیاری از بازاریابان نمی‌توانند بخش عمده کالاهای خریداری‌شده را بفروشند که به معنی عدم بازگشت سرمایه اولیه و زیان بسیار بیشتر بازاریاب است.

8. فروش اجباری
در شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای افراد به شیوه‌های مختلف مجبور به خرید کالا از شرکت می‌شوند. با این‌که خود شرکت معمولاً وانمود می‌کند مخالف فروش اجباری است، ولی این طرح اقتصادی شرکت است که افراد را وادار به فشار به زیرشاخه‌ها برای خرید می‌کند چون سود خرید کالا توسط فرد،  میان اعضای بالاتر از او تقسیم می‌شود و تا خریدی انجام نشود هیچ سودی به اعضای بالاتر نخواهد رسید.
 
9. کالا پوششی برای ساختار هرمی شرکت است
بسیاری از بازاریابان شرکت‌های شبکه‌ای اقرار می‌کنند که علاقه‌ای به فروش ندارند و امیدوارند روزی بتوانند از شاخه‌ها (افرادی که جذب می‌کنند) درآمد کسب کنند. ازآنجاکه افراد جدید نیز به این امید به بازاریابی شبکه‌ای کشیده می‌شوند و کالاهای شرکت نیز توسط دیگر شرکت‌ها تولید می‌شوند، کالا تنها یک پوشش برای پنهان کردن ساختار هرمی شرکت است.
 
10. حضور گسترده اعضای سابق شرکت‌های هرمی
بسیاری از سرشاخه های شرکت‌های بازاریابی شبکه‌ای، یعنی معدود کسانی که از این را سود می‌برند، اعضای سابق دسیسه‌های هرمی هستند. تاریخچه این دسیسه‌ها نشان می‌دهد پس از هر بار رسوایی و غیرقانونی شدن، اعضای سابق، دسیسه مشابهی را با نام و ظاهری متفاوت راه‌اندازی می‌کنند.
  • محمد

* دانشمندان زیادی در امریکا به مقابله با شرکتهای بازاریابی شبکه ای می پردازند. در ادامه یکی از این مقالات ارائه میگردد. (منبع)

The mathematics: why MLM pyramid schemes cannot work!

In the classic "pyramid" scheme, participants attempt to make money solely by recruiting new participants into the program. The hallmark of these schemes is the promise of sky-high returns in a short period of time for doing nothing other than handing over your money and getting others to do the same.

The fraudsters behind a pyramid scheme may go to great lengths to make the program look like a legitimate version of a multi-level marketing program. But despite their claims to have legitimate products or services to sell, these fraudsters simply use money coming in from new recruits to pay off early stage investors. But eventually the pyramid will collapse. At some point the schemes get too big, the promoter cannot raise enough money from new investors to pay earlier investors, and many people lose their money. The chart below shows how pyramid schemes can become impossible to sustain:

  • محمد

شاید شنیده باشید که این روش یک روش نوین بازاریابی است اما این جمله اصلا صحت ندارد. اولین روش های بازاریابی شبکه ای در سال ۱۹۳۹ توسط Amway’s  امتحان شدند. گرچه بازاریاب های شبکه ای مدام از ناکارآمدی روش بازاریابی کلاسیک و سقوط قریب الوقوع آن حرف می زنند و ادعا می کنند روش بازاریابی شبکه ای به زودی به روش بازاریابی غالب جهان تبدیل خواهد شد اما زورق به گل نشسته بازاریابی شبکه ای در سالهای طولانی راهی به دریای آرامش نیافته است. با گذشت سالها هنوز بزرگترین شرکت های این عرصه از جمله شرکت کذایی Amway’s نتوانسته جایگاهی بزرگتر از صدمین خرده فروش جهان را به دست آورد.

ذات بازاریابی شبکه ای باعث می شود این ماشین زیر وزن خودش له شود. اما چگونه؟

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

* نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


پیش نوشت یک: این مطلب را می‌شد و می‌شود به عنوان بخشی از سلسله بحث‌های مربوط به شبکه های هرمی در نظر گرفت (قسمت اول، دوم، سوم، چهارم). اما ترجیح دادم در عنوان آن از شبکه های هرمی استفاده نکنم تا به خاطر داشته باشیم که این بحث و چنین بحث‌هایی را در زمینه‌های بسیار متفاوت و متنوعی از زندگی می‌توان مطرح کرد (یا لااقل به آن فکر کرد).

علت اینکه از بهروز اسم بردم این است که اصل این بحث، با خواندن حرف‌های بهروز در زیر قسمت چهارم بحث در مورد شبکه های هرمی به ذهنم رسید. وگرنه، بهروز در آنجا سوالی مطرح نکرده بود و ضمناً من کاملاً با  حرف‌ها و دیدگاهی که در آنجا مطرح کرد موافقم. بنابراین شاید بتوان بحث کالیبراسیون اشتباه را ادامه‌ی بحث‌های بهروز دانست.

بهروز در آنجا چنین جمله‌ای داشت: می‌تونم بگم مطمئنم که یک نتورکر شکست خورده و مال باخته، به مراتب مدل ذهنی بدردنخور تری از کسی داره که وارد اینجور بازیها نشده.

من می‌خوام سمت دیگر ماجرا رو بگم: به نظرم یک نتورکر موفق شده و مال به دست آورده، در مقایسه با کسی که شکست خورده و مال‌باخته، به مراتب مدل ذهنی و ذهنیت ضعیف‌تر و ناکارآمدتری خواهد داشت.

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

* نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


منطقی است وقتی با یک مجموعه از افراد همراه می‌شویم، از خودمان بپرسیم که رابطه‌ی من با این افراد از چه جنسی است؟

خصوصاً اگر آن مجموعه به عنوان یک مجموعه اقتصادی در حال فعالیت باشد، سوال در مورد نوع رابطه جدی‌تر می‌شود. چون در نهایت پاسخ به این سوال قرار است سرنوشت اقتصادی من (و البته آن شبکه) را هم رقم بزند.

قاعدتاً با یک شبکه‌ی اقتصادی می‌توان رابطه‌های متفاوت و متعددی داشت که من بعضی از آنها را می‌نویسم:

  • عضو شبکه (Member)
  • مشتری شبکه (Consumer)
  • فروشنده در شبکه (Seller)
  • سهامدار شبکه ( Shareholder/Stockholder)
  • سرمایه گذار شبکه (Investor)
  • مدیر و رهبر شبکه (Leader)
  • خط مشی‌گذار شبکه (Policy Maker)
  • ذی نفع شبکه (Stakeholder)

البته این رابطه‌ها می‌توانند با هم هم‌پوشانی هم داشته باشند.

به عنوان مثال، کسی که نماینده‌ی فروش محصولات سایپا هست و خودروی سایپا را هم خریده، به عنوان عضو شبکه،  هم فروشنده‌ی شبکه است و هم مشتری شبکه.

البته طبیعتاً وزن این نقش‌ها یکسان نیست. مثلاً این حالت را در نظر بگیرید:

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

* نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


پیش نوشت: این مطلب قسمت سوم از نوشته‌های من در مورد شبکه های هرمی است.  قسمتهای دیگر از طریق لینک‌های زیر در دسترس هستند:

شبکه های هرمی به عنوان یک شبکه

وقتی از شبکه های هرمی حرف می‌زنیم، همان‌طور که از نام آن پیداست در مورد یک شبکه یا Network صحبت  می‌کنیم.

ساختار شبکه های هرمی

طبیعی است که اگر می‌خواهیم یک شبکه و به طور خاص یک شبکه اجتماعی را بشناسیم، منطقی است که باید دانش تحلیل شبکه های اجتماعی مجهز باشیم.

وقتی یک شبکه از فروشندگان یا بازاریابان تحت عنوان بازاریابی شبکه‌ای یا نتورک یا MLM یا هر اصطلاح دیگر شکل می‌گیرد، تمام محاسبات و تحلیل‌های مربوط به شبکه ها در آن مصداق دارند و می‌توان در مورد  پارامترهای شبکه صحبت کرد. برخی از ساده‌ترین این پارامترها به شرح زیر هستند:

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


نوع مطلب: گفتگو با دوستان

برای: تعداد زیادی از دوستانم که تا به حال در این زمینه کامنت گذاشته‌اند یا ایمیل زده‌اند.

پیش نوشت یک: من قبلاً موضع یک خطی خودم را در مورد شبکه های هرمی و همه‌ی نام‌های زیباتری که بر روی آن می‌گذارند (مثلاً بازاریابی شبکه و نتورک) نوشته‌ام و مشخصاً گفته‌ام که به نظرم این حرکت‌ها (که حتی برخی از آنها مجوز از مراکز مختلف هم دارند) برای اقتصاد کشور و زندگی فردی بازاریابان شبکه ای مخرب و فساد آفرین هستند.

اما در عین حال، قرار شد که به صورت دقیق‌تر در مورد آنها بنویسم.

این متن قسمت دوم بحث است. اگر قبلاً قسمت اول را مطالعه نکرده‌اید ممنون می‌شوم ابتدا آن را بخوانید:

چهار معیار سنجش درست بودن یک فعالیت (شرع، قانون، اخلاق، مدل کسب و کار)

پیش نوشت دو: آنچه در اینجا می‌نویسم هم، هنوز ورود به اصل بحث نیست. بلکه صرفاً قسمت دوم مقدمه است. فقط چون سوء برداشت‌ها و فریب‌ها و اشتباهات‌ زیادی در این بازی هست، چاره‌ای ندارم که ابتدا در مورد معنای دقیق برخی مفاهیم، توضیح دهم.

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

نویستنده: محمدرضا شعبانعلی.


نوع مطلب: گفتگو با دوستان

برای: تعداد زیادی از دوستانم که تا به حال در این زمینه کامنت گذاشته‌اند یا ایمیل زده‌اند

پیش نوشت: برای من اینکه شبکه های هرمی کاری غیراخلاقی و غیراستراتژیک و نادرست و برپایه‌ی حرص و طمع انسان‌ها هستند، آن‌قدر واضح و بدیهی است که شاید در مورد اینکه نام خودم «محمدرضا» است، تردید کنم، اما در مورد آنچه گفتم تردید نخواهم کرد.

همچنین برایم واضح است که آنچه امروز به نام بازاریابی چند لایه‌ای یا بازاریابی شبکه‌ای می‌شنویم عموماً هیچ تفاوتی با شبکه های هرمی ندارد و فقط لباس تازه‌ای است که بر تن یک ایده‌ی کهنه پوشانده شده است.

این بازیهایِ معروفِ «ما فرق داریم» و «نه! نه! ما یک جور دیگر هستیم» و «حالا بیا یه بار به حرف‌های ما گوش بده» و «اصلاً فرق شبکه هرمی با بازاریابی شبکه‌ای این است که…» و «ما نتوورک هستیم و هرم نیستیم» و «سال دیگر که بنز سوار شدم می‌آیم و حال تو را می‌گیرم» و «فلانی الان یک خانه در زعفرانیه دارد و دو سال است کار می‌کند» را هم خوب می‌شناسم و بلدم. بنابراین با فضای این کارها بیگانه نیستم.

  • محمد

یکی از اساسی ترین ترفندهای بازاریابی شبکه ای برای عضو گیری و حفظ مجموعه ها، بازی با احساسات جوانان است.

لیدرهای این شرکتها در واقع برای بازی با احساسات جوانان دوره دیده اند!

قدم اول استفاده از اعتمادی است که به کسی که شما را به ای کار دعوت مینماید دارید. معمولا کسی از شما دعوت به کار میکند که مورد اعتماد شماست و شما او را حقیقتا قبول دارید. اما از آن طرف، هر فرد موظف است از کسانی دعوت به کار نماید که بیشترین حرف شنوی را از وی دارند. در این شرکتها لیستهای مخصوصی تهیه شده است تا فرد بتواند از بین تمام کسانی که میشناسد، بهترین طعمه ها را جدا کرده و از آنها برای ورود به این بازی تلخ دعوت نماید. این اولین قدم پشت پرده این شرکتها برای کور کردن چشم انسان بر روی حقایق است. همین سیاست باعث میشود که شما در اثناء کار به شدت از طریق همین فرد و بالادستیها تحت فشار روانی قرار بگیرید و مجبور شوید که به اکراه بسیاری از خواسته های آنها را برآورده نمائید.

قدم دوم

  • محمد

* این مطلب از پایگاه معایب و مشکلات بازاریابی شبکه ای اخذ شده است.

این مطلب رو واسه این نوشتم چون بعد از چندین سال طی یک ماه گذشته به چهار جلسه پرزنت بازاریابی شبکه ای با ظاهری قانونی دعوت شدم و بوی نامطبوع کلاهبرداری به مشامم خورد طی بررسی هایی که انجام دادم، دیدم که حدود 14 شرکت فعال با نامهای آویژه سگال، ابرتجارت کهکشان (لغو مجوز شده)، شبکه بادران گستر، کارآفرینان پیشرو باورس، تلاشکاران سرمایه وزین (تکسو)، بازاریابان ایرانیان زمین (Biz)، مروارید پنبه ریز، زندگی سبز دماوند (Green Life)، سیمرغ عصر تجارت، میراث نفیس دستها، پارس نیوشا نیک، شبکه تلاش آفرینان تجارت، جانسون تجارت، بازاریابی شبکه ای راه سوم پارسیان، نیک پوشان رادین هستند.

 این شرکتها برخلاف اهداف مقدسی (که برای فریب اذهان عمومی ایجاد شده) که در سایتشون نوشته شده و بازاریابها شون به شدت روی این موارد تکیه می کنند:

مثل:

  • حذف واسطه ها
  • حمایت از تولید ملی
  • اشتغال زایی برای جوانان
  • . . .

که در ذیل به بررسی این اهداف می پردازیم.

  • محمد

* مهم؛ لطفاً تا آخر مطالعه فرمائید!

لیدرهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای همواره به دنبال توجیه مشکلات این شرکتها هستند. این توجیه گری انواع مختلفی دارد: گاهی ظاهر منطقی به خود میگیرد و گاهی یک سوال گمراه کننده است که فرد را نسبت به حقیقت به تردید می اندازد. یکی از شبهاتی که توسط افراد این شرکتها مطرح میشود این است که:

اگر درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای حرام است، پس مالیاتی که دولت میگیرد نیز حرام خواهد بود. و چون مالیاتی که دولت میگیرد بین همه مردم ایران پخش میشود، زندگی تمام مردم ایران به مال حرام آلوده خواهد بود!!


در این نوشتار به تحلیل این ادعا (در دو بخش) خواهم پرداخت:


تحلیل این ادعا:

درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای از یکی از این سه حالت خارج نیست: 1) حلال است 2) حرام است 3) بخشی حلال و بخشی حرام است.

در این گزاره ادعا شده است که اگر درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای حلال باشد، هیچ سوال و اشکالی وجود نخواهد داشت. و اگر درآمد بازاریابی شبکه ای حرام باشد، مالیاتی که گرفته میشود نیز حرام خواهد بود.

این افراد به احتمال سوم که «بخشی از درآمدها حلال باشد و بخشی حرام» هیچ اشاره ای نکرده اند. یعنی هیچ اشاره ای نکرده اند که اگر بخشی از درآمدهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای حرام باشد، مالیات آن حلال خواهد بود یا حرام؟! این خود سرنخی است که مغالطه آنان را برملا خواهد کرد.

اگر ما نیز بخواهیم مانند لیدرها فکر کنیم (یعنی معتقد شویم که درآمد حرام، مالیات را نیز حرام خواهد کرد)، باید گفت که اگر حتی تنها یک نفر هم در بازاریابی شبکه ای کلاهبردار باشد و مثلا با دروغ گفتن درآمدش حرام باشد، باز هم مالیاتی که دولت از او میگیرد، حرام خواهد بود و چون این مالیات بین همه مردم ایران تقسیم میشود، زندگی تمام ایرانیان به مال حرام آلوده خواهد شد!! ادعایی که آنقدر مضحک و مسخره است که تلاش کرده اند اصلا درباره آن هیچ صحبتی نشود!! برای همین است که احتمال سوم(یعنی: بخشی حرام و بخشی حلال) اصلا مطرح نشده است؛ چون دستشان را رو خواهد کرد.

اصلاً چرا این توهم کودکانه را در مورد سایر کسب و کارها بررسی نکنیم؟

ما میدانیم که تاجران و بازاریان بسیاری درآمد حرام دارند. کارمندان زیادی هستند که به دلیل کم کاری و تقلب، حداقل بخشی از درآمدشان حرام است. با توجه به ادعای لیدرها، باید مالیاتی که دولت از آنها میگیرد نیز حرام باشد و زندگی همه ایرانیان به مال حرام آلوده شده باشد!! اصلاً با این ادعا، حتی اگر یک نفر هم در ایران درآمد حرام داشته باشد و مالیات دهد، زندگی همه ایرانیان غرق در حرام خواهد شد!!

  • محمد

طرح باینری جوان ترین طرح بازپرداخت است که در سال 1989 توسط چند شرکت بازاریابی شبکه ای وارد عرصه این صنعت شد، اما به دلیل برخی ویژگی های خاص آن، جو سوءظن آمیزی را در میان مسئولان دولتی ناظر به طرح های بازپرداخت در سرتا سر دنیا ایجاد کرد که همین موضوع منجر به عدم استفاده از طرح توسط بسیاری از شرکت ها شده است. جفری بابنر، وکیل حقوقی و نویسنده کتاب آنچه باید بدانید، در توضیح این طرح می گوید: طرح باینری از همان اوایل دهه 1990 شروع بدی داشته است و بعد از گیر و دارهای حقوقی مربوط به آن دیگر رواج چندانی نداشته است. در کشور ما نیز به دلیل استفاده شرکت هرمی کوئست از آن و ویژگی های خاص این طرح که مشوق عضو گیری است، محدودیت در استفاده از آن وجود دارد. در این مقاله در ابتدا به معرفی ویژگی های طرح می پردازیم و در انتها معایب این طرح را که منجر به عدم اقبال آن شده است ذکر می نمائیم:

  • محمد

24 آبان ماه 94 اخبار 20:30 از شبکه دوم سیما گزارشی را پخش کرد که در آن نحوه فعالیت شرکت های به اصطلاح قانونی را نشان میدهد.

این گزارش تنها بخشی از فعالیتهای اسفبار این شرکتها را نشان می دهد

این گزارش را میتوانید بطور مستقیم از همین وبلاگ دانلود نمائید.

 

 


دریافت
مدت زمان: 3 دقیقه 15 ثانیه 

حجم: 7.76m

 

* با تشکر از پایگاه اطلاع رسانی بازاریابی شبکه ای

  • محمد

این تحلیل توسط یکی از مخاطبین وبلاگ به نام محمد ارائه شده است:


با سلام خدمت جوانهای عزیز ( مخصوصا دانشجویان و دانش آموزان)

باید واقعیت هایی از بازاریابی شبکه ای را بدانید و بعد تصمیم به عضو شدن در چنین شرکت هایی بکنید. اطلاعات لازم به کمک چند عضو فعال شرکت بادران (به قول خودشان جزء سرشاخه ها هستند) بدست آمده است:

 1. هدف اصلی از ورود به بازاریابی شبکه ای، پاداش گرفتن است و پورسانت در این شرکت ها از تجارت معمولی در بازار بسیار کمتر است. پس موفقیت در این گونه شرکتها به معنی رسیدن به پاداش است.

 2. با توجه به سابقه ی شرکت و گفته های اعضای آن، تا این تاریخ(24آذر94) متوسط لایه ها باید 20 باشد.

 3. با فرض این که هر کسی که وارد این شرکت ها میشه، با هدف موفقیت (رسیدن به پاداش، بند 1 را ببینید) وارد شده، پس هر عضو باید بتواند 3 عضو جدید (بطور میانگین) معرفی کند.

 4. با توجه به بند 2 و 3 ، تعداد اعضای فضای نمونه باید 3^20=3,486,748,401 باشد. (این جمعیت کجاست ؟؟؟؟؟ )

 5. طبق اطلاعات خود اعضا در حال حاضر در شرکت بادران، فقط دویست هزار نفر عضوند که 12درصد آنها فعالند (!! که به نظر واقعی نیست).

 6. بدون در نظر گرفتن شرط های اعمال شده برای پاداش و در خوشبینانه ترین حالت: از درس ریاضی راهنمایی: شانس موفقیت برابر است با تعداد اعضای پیشامد تقسیم بر تعداد اعضای فضای نمونه: 200,000/3,486,748,401)=0.000057) = شانس موفقیت . که بسیار کم است. ( تقریبا 0.0057 درصد) .

 7. پس برای موفقیت تلاش و وقت بسیار زیادی لازم است و باید بهای بسیار سنگینی داد تا شاید موفق شد، در حالی که با تلاش بسیار کمتر و بدون این که بهایی بدهید در جاهای دیگر می توانید به هدف معقول برسید.

 لازم به توضیح است که در چنین شرکت هایی، اکثر اعضاء (بالای 98 درصد) باید مصرف کننده باشند(هدف واقعی) در حالیکه با تبلیغ نادرست ( مخصوصا بالاسری ها)، اکثرا جوانهای دانشجو و دانش آموز که مصرف کننده نیستند و به دنبال پاداش (بند1: موفقیت) هستند، عضو شده اند. پس باید بدانید که در خوشبینانه ترین حالت باید حداقل ده هزار نفر موفق نشوند( به پاداش نرسند) تا شاید یک نفر موفق شود(به پاداش برسد).

  • محمد