بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

بسم الله الرحمن الرحیم
شرکتهای بازاریابی شبکه ای، دارای ابعاد مختلفی میباشند که باید با رویکردی سیستمی مورد بررسی قرار گیرند. از جمله این ابعاد میتوان به مواردی چون ابعاد فقهی، قانونی، روانشناختی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اعتقادی و... اشاره کرد.
بی شک، بررسی بازاریابی شبکه ای بدون لحاظ ابعاد مختلف آن، عقیم و ناکارآمد خواهد بود.
این پایگاه در صدد بررسی ابعاد این مسئله با رویکرد انتقادی میباشد.

لینک کانال تلگرام:
t.me/onnetworkers

onnetworkers@

۹۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مقالات» ثبت شده است

* این مطلب توسط یکی از مخاطبین برای ما ارسال شده است.


به نام خدا

در تاریخ 7 شهریور 96 مطلبی مبتنی بر تأیید حرفهای سایرین در باب بازاریابی شبکه ای به عنوان حرفه ای که اساسش دروغ است و نحوه ورود خودم به شبکه بادران و علت خروجم را برای مدیر محترم این سایت شرح دادم و کماکان تحت عنوان «ذات نت ورک» قابل مشاهده است. اما امروز که ماههاست از این سیستم منفور خارج شدم؛ فقط و فقط برای اینکه کمکی به خواهران و برادران تازه گرفتار در این دام داشته باشم این مطالب را نوشتم. بالاخص در مواجهه با درخواست یکی از دوستان که خواستار علت منطقی برای رد بازاریابی شبکه ای بودند؛ برآن شدم تا چند خطی از ماهیت نت ورک بنویسم تا به این «چرایی» پاسخ داده شود؛ گرچه اینگونه مباحث اهل فن را می طلبد، که این داستانِ به ظاهر ساده اما پُر از آفت را برای مردم بشکافند و به تمام چراها پاسخ دهند که علت اینکه 1 تا 3 درصد به درآمد می رسند و مابقی افراد فقط پادویی بیش نیستند چیست! منتها باید کارد به استخوان برسد تا حرکت و صدایی شنیده شود!

در هرحال شاید مطالب این حقیر مؤثر در تصمیمات دوستان افتد؛ کما اینکه من معتقدم اکثر مردم در ناخودآگاهشان یک چیزهایی را باور نمیکنند هرچند که ظاهرش منطقی باشد، فقط قدرت بیان و مقابله با آن را ندارند و این یکی از حربه هایی است که بشدت بازاریابی شبکه ای از آن بهره برده است. (اشاره ای داشته باشم به مراحل پرزنت و فالو و جلسات که به صورت رگباری انجام می شود و تعقل صحیح انسان را شدیدا تحت فشار قرار می دهد.)

سوال اول: چرا در بازاریابی شبکه ای 1درصد و در خوشبینانه ترین حالت 3درصد به درآمد های بالا میرسند و مابقی مالباخته و زمانشان هدر رفته است؟

قبل از اینکه جواب این سوال را بدهم بطور کوتاه عرض کنم لیدرها مدعی هستند هیچ کس مالباخته نیست چون جنس خریده اند؛ اما من میگویم مالباخته هستند چون حتی یک نفر هم برای این جنسهای بنجل وارد سیستم نمیشود و وسوسه های درآمد پنجاه میلیون به بالاست که افراد را خام می کند تا کارتن کارتن شامپو و ... را بخرند و انبار کنند. باور نمیکنید امتحانش مجانی است یک نفر را پرزنتِ بدون درآمد کنید و بگویید ماهی یک میلیون از شرکت ما خرید کن. جوابش اگر فحش نباشد کاملا مشخص است.

جواب سوال اول: موقع پرزنت و طی یک پلن کاملا منطقی (البته روی کاغذ) به شما گفته شده است که اگر میخواهید به درآمد مثلا50 میلیون تومان در ماه برسید نیاز به تشکیل چنین مجموعه ای را دارید. بطور کل بازاریابی شبکه ای بدون ساخت شبکه ای که از طول و عرض رشد نکند آن درآمد ها را نخواهد داشت. از طرفی مدعی است تنها شغلی است که تمام افراد می توانند به آن وارد شوند و سن و سال و ویژگی خاصی نمیخواهد.

توجه کنید نکته مهم همینجاست (دروغ بزرگ) کسی که قرار است حداقل 10000 نفر مجموعه داشته باشد تا لیدر یا رهبر خطابش کنیم هیچ ویژگی خاصی نمیخواهد؟! حال که به اینجا رسیدیم قسمت  اصلی ماجرا تحت عنوان «کاریزما» مطرح  می شود. افرادی که نت ورک کار کرده اند حتما شاهد صحنه هایی بوده اند که افرادی حتی بعد از دو یا سه ماه هم نمی توانند یک زیر مجموعه بگیرند اما شخص دیگری در یک هفته حداقل 30 نفر را جذب می کند! (البته همان هم دلیل بر اینکه سازمانش ریزش نداشته باشد نیست) چگونه ممکن است؟

کاریزما یا افرادِکاریزماتیک در ارتباط با دیگران و در تعامل های عادی روزمره و چه به عنوان یک فرد الگو و الهام بخش در لایه های عمیق احساسی بر روی دیگران تأثیر میگذارند. این افراد با جذابیت و زیرکی به دیگران جهت می دهند بدین رو افراد این چنینی بسیار موفق در نت ورک هستند. حال حساب کنید از پیرمردها و پیرزن ها و بعضا افراد بی سواد، قشر زیادی از زنان خانه دار، جوانان جویای کار و حتی نوجوانان به این سیستم پر از حیله و نیرنگ ورود پیدا می کنند. حال فکر کنید واقعا امکانش هست تمامی این ورودی ها یک روزی رهبران تیم های بالای 20 هزار نفر شوند؟ قطعا خیر (این قسمت کوچکی از ماجرا بود و عوامل دیگری هم مؤثر هستند که مجال گفتن نیست).

سوال دوم: پس چرا بازاریابی شبکه ای اصرار براین دارد هرکه را دیدید ورودی کنید در صورتی که خود شرکت هم خوب می داند که تمام افراد توانایی نت ورکر شدن را ندارند؟

1- به این جهت که امکان دسترسی به افراد مختلف آسان شود مثلا من از طریق دوستم می توانم کم کم به اقوامش دسترسی پیدا کنم، شاید فرد زیرکی از این بین پیدا شد که طعمه های بیشتری را جذب کند.

2- این افراد خام شده که قطعا نت ورکر نمی شوند اما فاکتور می زنند و درآمد شرکت از این طریق حاصل می شود.

ببینید در حقیقت این شرکت ها به هر دو گروه یعنی هم 1 درصد ها و هم 99 درصد ها نیازمندند گروه اول رهبران هستند و پول اصلی به جیب آن ها و شرکت می رود و واقعا اگر 99 درصد دیگر نباشند و پادویی شرکت را نکنند که درآمدی حاصل نمی شود.

خلاصه کلام: بازاریابی شبکه ای را دالانی با دو دَر  در نظر بگیرید که انبوه انسان ها از دری  وارد شده و بعد چند ماه از دَر دیگر خارج میشوند و فقط آن معدود افراد زیرک صاحب مجموعه شده و می مانند، البته مجموعه آن ها هم دائما در حال ریزش است یعنی اینطوری بگویم همان هایی که خارج می شوند روزی زیرمجموعه همین ها بوده اند حال که رفته اند افراد جدیدی باید مرتبا جایگزین شوند و این روند ادامه دارد... پس درآمد شرکت هم برقرار است. این کلاهبرداری بزرگ با مصرف گرایی و یا دست فروشی اجناس مزخرف توسط زنان و جوانان و القاء خیال خام که نت ورکر شده اند

ادامه دارد...  

یا حق

  • محمد

* متن این مطلب توسط یکی از مخاطبین سایت ارسال شده است.


سلام.

از دوستان خواهش دارم حتما بخونید تا درگیر توهم بزرگی به نام نتورک نشید!

یارو بعد از 5 سال افتاده یادم تماس گرفته رفتم پرزنتم رو زدن و میگه من میخوام موفقت کنم! طرف رفاقت حالیش نیست بعد 5 سال زنگ زده چه رویی هم دارن.

وارد کار شدم و متاسفانه عین کبک سرم رو کرده بودم تو برف و هرچی میگفتن قبول میکردم و انگیزه و انرژی کاذب میگرفتم! اوایل خیلی دوستت دارن و دورت خیلی میچرخن حتی هرجا باهاشون بری تسویه حساب با اوناست و خیلیم هم باهات تماس میگیرن چون روش کار اینجوریه. یه ماه که میگذره باهات کلا سرد میشن و اگه نتونی خوب بفروشی و کسی رو نتونی بیاری پرزنت بزنه خیلی باهات بد برخورد میکنن و دست میزارن رو نقطه ضعفت، مثلا میگن فلانی ارزش مادرت چندتا پرزنت هست؟ مادرت رو چقدر دوست داری؟ و از طرفی هرکسی مادرش رو دوست داره یه انرژی کاذب میگیره و میره بفروشه یا پرزنت بزنه و از طرفی نمیتونه دچار افسردگی میشه و همش به این خزعبلات فکر میکنه و دچار خودزنی میشه! 

الان من 5 ماهه کشیدم کنار و همشون که تو نتورک منو میشناسن اصلا تماس و یا پیامی هم ازشون ندیدم (منظورم اینه به چشم یک ابزار به تو نگاه میکنن و تا موقعی که کار کنی پورسانت بره تو جیب بالاسری عزیزی در غیر اینصورت نه!)

اگه وارد شید میفهمید با شرکت های هرمی تفاوتی نداره و حتی بدتر هم هست، قید دینت رو باید بزنی چون رابطه بین افراد تو این شرکتا خیلی خیلی زشت و زننده ست بطوریکه جنس مخالف سعی داره روابط برقرار کنه چه پسر چه دختر! من تو بادران بودم و خبر اومد که باید شرکت رو تغییر بدیم و یه شرکت دیگه فعالیت کنیم. حالا چرا؟ چون همون بالاسری عوضی پورسانتش کم شده بود و شرکت هم به شدت محصولات رو گرون کرده بود تصمیم گرفت همه بریم شرکت دیگه! همین طرف تو کل شهرها افتاده بود به گشتن که یه سری بیچاره رو شیفت بده به شرکت دیگه و متقاعدشون کنه در حالی که سال به سال هم این فرد رو نمیدیدی! الانم بعد از 5 ماه چندتا از همین لیدرا آب شدن رفتن زیرزمین با این که شرکت رو هم عوض کردن.

نتورک نه تو ایران بلکه تو هیچ جای دنیا جواب نمیده. همون رندی گیج هم که اسم میبرن اصلا نتورکر نیست با نویسندگی کتاب تو این زمینه پولدار شده و غیر از این دروغه! 

و در نهایت فکر کنید لطفا فکر کنید که چرا تو این همه کسب و کار باید این کار بره زیر ذره بین و وبسایت و وبلاگ بزنن که مردم نرید و مضراتش رو بگه؟ چرا از بورس، کارهای کامپیوتری و... بد نمیگن؟ خب برادر من خواهر من این کار یه مشکلی داره که بعد از 70 سال که گذشته هنوز مردم بهش بدبین هستن نمیرن... دلتون رو هم خوش نکنید به این که چون کتاب و آموزش تو بازار هست در مورد نتورک کار خوبیه، نویسنده ی این کتابها هوش مالی دارن و دارن خوب استفاده میکنن تا پول بره تو جیب خودشون... متاسفانه من همه ی اینا رو میدونستم اما خودم رو گول میزدم و خدا رو شکر میکنم که به یکسال نکشید و اومدم بیرون!

من زمانی که نتورک بودم اینجا میومدم و تجربیات مردم رو میخوندم و بهشون میخندیدم و میگفتم اینا درک بالایی ندارن و من میتونم و همون انرژی کاذب، درحالی که من درک بالایی نداشتم...

اگه خونوادتون رو دوست دارید وارد این کار نشید.

با تشکر از مدیریت سایت.

  • محمد

* این یادداشت توسط یکی از مخاطبین سایت به نام سعید در اختیار ما قرار گرفته است.


آسیبهایی کار بازاریابی از نظر من

محصولاتی که شرکتهای بازاریابی ارایه میدهند بیشتر محصولات خارجی هستند که این امر علاوه بر ضربه زدن به اقتصاد ملی باعث افزایش بیکاری در کشور خواهد میشه

اگر بازاریابها با شما صادق باشند به شما میگند که این کار سختیه و در اغلب موارد بی نتیجه است و ضررده هست

نکته اصلی هم همینه شما باید وقت زیادی برای موفقیت در این کار بذارید. این وقت زیاد را چه در کار بازاریابی، چه در هر کاری قرار بدهید موفق خواهید شد و بنظر من ریسک و آسیب شغلهای دیگه کمتره

مثلا شما وقتی که برای کلاسها، جلسات، فروش محصولات، عضو گیری و ... میذارید برای یاد گرفتن یک حرفه مثل آرایشگری بزارید مطمینا یک آرایشگر خوب با درآمد به مراتب بیشتر از یه بازار یاب خواهید داشت.

مطالبی که در کلاسها به بازاریابها برای تشویق ادامه کار میدهند، مطالب سطحی و پیش پا افتاده روانشناسی و یه سری کتابای موفقیته که در دراز مدت تاثیر بدی بر نحوه جهان بینی و نگرش اونها داره. همه چی زندگی آدم میشه پول

برای ترغیب افراد دیندار برای ورود به بازاریابی اغلب مواردی از دین را همچون کمک به فقرا، سفر زیارتی  و ... را مثال میزنند که مربوط به مسایل مالی است. که این مغایر با مفاهیم دینی ماست. انگار فقط پولدارها دین دارند. در صورتی که قرآن میگه تنها تقوا و اخلاصه که به خدا میرسه.

طوری تبلیغ میشه که انگار همه کمالات اخلاقی به داشتن پول و درآمد بیشتره و افرادی که پول و درآمد نداشته باشند افراد بیخود و نالایق، بی غیرت و پست ... هستند. همین تبلیغات باعث سرخوردگی افرادی که موفق نشدند و وضع مالی خوبی ندارند میشه.

غالبا برای تشویق افراد به فعالیت اونهارو تحقیر میکنند که باعث میشه روحیه اونها خراب بشه

شاید فکر کنید دارن به شما روحیه میدن اما تاثیرات روانی منفی اینکار به مراتب بیشتر از تاثیرات مثبتشه.

افراد برای اینکه ضرر نکنند مجبورند محصولاتی را که میخرند به هر نحوی به فروش برسانند که این مساله باعث میشه جایگاه اجتماعی خودشون رو از دست بدن و در نظر بقیه آدمهای غیر قابل اعتماد بشند

فروش محصولات امکان پذیر نیست، چرا که اگر امکان پذیر بود خود مغازه دارها میاوردن محصولات رو میفروختن!

محصولاتی که بفروش میرسونند به نسبت بازار گرونتره و علاوه بر گرونی هزینه پست هم بهشون میخوره، شما کافیه از یه مغازه دار یا کاسب بپرسید که این محصولات بفروش میره یا نه؟

اگه فروشم نره میشه ضرر.

یعنی شما یک میلیون جنس میخری خیلی سود بدن سیصد تومن میشه که اونم از خودت گرفته شده

محصولاتی که توسط شرکت ارایه میشه باعث مصرف گرایی میشه، بطور مثال خانواده ای که قهوه مصرف نمیکنه برای اینکه به سود برسه مجبوره قهوه بخره، یا دیگران رو متقاعد به نصرف قهوه کنه یا خودش مصرف کنه، همین کار بمرور زمان باعث مصرف گرایی میشه.

ساعت یک میلیونی، تیشترت ۶۰۰ هزار تومنی، عینک ۲ میلیون تومنی رو کی میخره از آدم.

شرکت و افراد بالادست بمحض اینکه شما خرید میزنید به سودشون میرسند، اما شما مجبورید وقت زیادی بزازید تا به سود برسید. در واقع سود اصلی کار شما میره تو جیب شرکت.

همین هم باعث اختلاف طبقاتی تو جامعه میشه.

  • محمد

* این مطلب توسط یکی از مخاطبین سایت ارسال شده و حاصل تجربه و تحلیل ایشان از بازاریابی شبکه ای میباشد.


به نام خدا

نکته ای که این روزها نت ورکرها شدیدا روی اون مانور دارن اینه که شرکت با شرکت فرق داره و در ابعاد کوچکتر تیم با تیم متفاوته. ممکنه شما دوست عزیز، مثل من به تیمی ورود پیدا کنین که از جانب پرزنتور با جملاتی شبیه این ها‌ فالو بشید:

- من از فلان خانواده هستم،

- نیاز مالی ندارم،

- دارای مدرک فلان و فلان هستم و ... اما نت ورک رو به عنوان بهترین شغل انتخاب کردم!

من نزدیک به یک سال عضو شرکت بادران بودم و در تیمی باصطلاح (سطح بالا) کار کردم و واقعا هم خیلی از بچه ها تحصیلات خوبی داشتن یا از فلان خانواده بودن اما اینو می خوام بگم ذات نت وُرک همون چیزی هست که دوستان قبل من گفتن؛ فاکتور کشی، تلقین، مثبت اندیشی کاذب(مخرب)، ایجاد هیجان مفرط و از همه بیشتر دروغ؛ حالا می خواد این تیم توسط یک کارشناس ارشد اداره بشه یا یک فردی با مدرک زیر دیپلم. تنها تفاوتی که وجود داره اینه که افراد سریعتر گول می خورن چون این فکر پیش میاد؛ وقتی این ها با این تحصیلات و امکانات دارن کار می کنن چرا من وارد نت ورک نشم! اما اصل داستان یکیست فقط خائنانه تر. در تیم های این چنینی افراد سریع جذب میشن اما بعد از چند ماه کار و یا بیشتر اون روی سکه رو می بینن و از  سیستم میان بیرون؛ منظورم از اون روی سکه این نیست که نمیشه از نت ورک پول درآورد بلکه ذات پلید این حرفه است که رخ نشون میده و همه نمی تونن باهاش ارتباط برقرار کنن یا به قولی پارادایم شیفت بزنن و در حالیکه چند تا فاکتور زدن ولو اینکه فقط یک میلیون باشه (اینها بقول لیدرها کارگران نت ورک هستن) از شبکه خارج میشن.

یکی از مهمترین مشکلاتی که من با بازاریابی شبکه ای داشتم و باعث شد کار رو با حدود 100 نفر مجموعه و فروش خوب رها کنم همین مسئلهِ ارتباط برقرار نکردن با دروغ گویی های بی حد و حساب بود که البته در غالب انرژی مثبت و متد کار عرضه می شد، ذات نت ورک با دروغ عجین شده چون در همون استارت کار برای ورودی گرفتن و تنظیم قرار پرزنت باید متوصل به هر شیوه ای شد تا طرف مقابل بویی از نت ورک نبره چون اگر غیر از این باشه 95 درصد قرار رو کنسل می کنن. بالاسری های من متن پرزنت رو اینقدر ساده و دوست داشتنی نوشته بودند که به جرات میگم کمتر کسی ورودی نمی شد و یا اگر قبول نمی کرد از پرزنت تیم ما بدش هم نمی یومد در صورتیکه اصلا چنین چیزی نیست. یا مثلا از اولین دروغ هایی که باید به خودت و بعد به دیگران منتقل کنی همین ارادت خاص به محصولات مزخرف شرکت هست و این رو توی جلسات آموزش میدادن که علاوه بر استفاده محصولات باید غیرت روی این ها داشته باشید و با شوق بفروشید. خیلی خنده داره نه!

  • محمد

* این مطلب تجربه یکی از مخاطبین سایت با نام مستعار «لیدر ناشناس» میباشد که توسط خود ایشان برای ما ارسال گردیده است:


حتما بخون... ضرر نمیکنی .... 

یه لیدر با تجربه داره حرف میزنه

سلام به هم میهنان عزیز

بنده لگ 7 شرکت بودم ... خیلی خیلی نزدیک به لیدر های والا مقام و خیلی نزدیک به کمپانی و ریاست شرکت 

این متن رو بعد از دو سال سابقه تمام وقت  در نتورک با حدود 200 نفر مجموعه 3 کت ام ال ام که حداقل 7 تا لیدر تو دستم داشتم  از ته دلم با افتخار تقدیم به هموطنانم میکنم... اینو بدونید ک با گفتن حقایق دارم از خودم و غرور و همه چیم میگذرم تا یه خدمتی برای جوون های کشورم کرده باشم. منفی نیست . حقیقته محضه... پس سر تا پا گوش باش...

بازاریابی شبکه ای همون هرمی با این تفاوت ک کلاه شرعی روش گذاشتن. قانونی هستش و کلی هم به نفع دولت و اقتصاده ولی خودت فقط نقش یه مهره و یه خادم رو ایفا میکنی... تو در این بازی پول و حق و حقوق و  میراث سهیم نیستی.

نتورک مثه بازی 21 پاسور میمونه . ***** ** * ** ** ** * ** ** ** *** **** ** *** *** ** ****** این یه طلسمه... یه حقه تو ورقه... تو بازی نتورک هم هیچوقت نمیتونی طبق پلن دستتو بچینی چون 70 ساله داره تست میشه. شرکت میدونه ک پلن رو چجوری در بیاره ک نتونی ازش حقتو بگیری . به جز یه عده ک با جایگاه سازی و دوز و کلک و تغییر رتبه مدیریتیشون و گول زدن اعضای مجموعه ، میان یه چند ماهی یه پول نا چیزی از شرکت اونم با هزار پدرسوخته گری میگیرن ولی اونم همیشگی نیست... 

طبیعی هستش ک هر آدمی یه مدت تو هر شغلی ک باشه زیر و بم و قلق اون کارو دست میگیره و راه های زیرابی رفتن واسش باز میشه. مخصوصا ملت ایرانی ک هر کاری ازش بر میاد بله درسته.  همه ی لیدر ها همین کارو میکنن  با کلک و جایگاه سازی کاذب و نفرین دوست و دشمن هر چند ماه یه بار هم یه پورسانتی رو به زور از شرکت در میاوردن و سند دریافتیشونو نگه میدارن باهاش مردمو گول میزنن .سالی یه بار هم به بهونه ورود لیدرهای والا مقام برای ورود به سمینار ها  شرط خرید های 4 میلیونی به بالا میذارن یه نفعه یه پورسانت تپلی میاد به حساب ها با همون سند 100 نفرو جذب میکنن. البته تو این راه هم باید کلی جایگاه سازی کرد چون تبصره ها اجازه نمیدن کسی به حقش برسه. همش دیوار و سد جلوی پورسانت گرفتن رو میگیره.

خلاصه زدو همه راه پورسانت گرفتن از شرکت رو یاد گرفتن یه مدت همه راضی بودن خروجی مالی از شرکت زیاد شده بود تا یه روز شرکت اومد پلن رو عوض کرد . باز ما اومدیم کلی راه در رو گیر بیاریم یه پورسانتی بگیریم باز پلن بعدی اومد. خلاصه این راهه بن بسته.

حالا سوال اینجاست ک اگه این شغل خوبی نیست چرا خیلیا بعد از 3 سال نرفتن؟؟؟

جواب: از ترس آبرو، اعتبار، حیثیت...

کجا برن؟ منی ک یه عمر جلوی دوست و آشنا و خانواده و فامیل در  اومدم دیگه کجا برم؟ با این ذهنیت دیگه کجا برم کار کنم؟

همینجا میمونم و ماهی 500 تومنمو میگیرم و به همه میگم ماهی 30 میلیون میگیرم ک مجموعم نریزه... خدا بزرگه.

سوال بعدی اینه که اگه این سیستم پول نمیده چرا فلانی شاسی بلند خریده؟؟؟

جواب... کسی ک میگه ماهی 200 میلیون درآمدشه باید تاوان دروغگوییش هم بده باید ظهرشو با حرفش یکسان کنهو میاد 20 میلیون میده بقیشم دم قسط تا 10 سال ... ماشین میخره 300 میلیون 3 میلیارد پس میده. چاره ای نداره.... هر ماه میره لباس شیک میخره... چکار کنه؟ گیر کرده. تو بودی چکار میکردی؟ بعد 5 سال میرفتی کارگری؟؟؟ اون پولی ک میخواد از کارگری در بیاره رو داره از شرکت میگیره کلی هم واسش احترام قائلن... دیگه کجا بره؟ جاشو بده به کی؟ با کدوم رو بره تو اجتماع؟ 

سوال بعدی اینه که مگه میشه همه دروغ بگن...

جواب... نه نمیشه. اونی ک فریب میده خودش فریب خورده... جالب اینجاس تا چند سال تو نتورک نباشی نمیفهمی ک کجا اومدی.... بعدش هم ک میفهمی دیگه مثه اره ای که وسط کنده ی  درخت گیر کرده ، نه میتونی ببری نه میتونی اره رو بیرون بکشی... درکش خیلی مشکله؟

در کل تو نتورک:

فالو یعنی خر کردن

منفی یعنی واقعیت

ویژن یعنی رویا در خواب

پرستیژ یعنی شخصیت کاذب

پورسانت هم یعنی گدایی

دوستان اگه مشتاق هستن حاضرم بیشتر راهنماییشون کنم. من به این سایت با هویت  (لیدر ناشناس) مجددا سر میزنم اگه طالب بودین ایمیلمو میدم به مدیر سایت... البته باید یه ایمیل جدید بسازم که هویتم پنهان بمونه ک جماعتشون سر من خراب نشن.

در مقابل این حرفا فقط ازتون یه انتظار دارم اونم اینه ک دعام کنید گره ی کارم و مشکلات زندگیم رفع بشه.

یا حق

  • محمد

* این مطلب توسط یکی از مخاطبین سایت ارسال شده است.


دروغ های جلسه ی مشاوره(پرزنت):

1: نتورک یک تجارت الکترونیک هست.

2: بعد از دو الی چارسال به استقلال مالی میرسید.

3: ریسک این کار منفیه.

4: هییییچ واسطه ای تو این فرایند نیست همه حذف میشن.

5: این کار راحتی هست و صددصد فکری.

6: با روزی 4 ساعت راحت میشه انجامش داد کار پاره وقته.

7: شما با خرید محصول چیری از دست نمیدی انگار پولتو ازین جیبت میذاری تو اون جیبت و در ازاش محصولات با کیفیت میخرید.

8: شما محصول با کیفیت میخری با *تخفیف*  😳

9: حمایت صددرصدی وجود داره تو این سیستم 

10: وقتی به یه درآمد رسیدی دیگه هر ماه بیشتر میشه 

11: آموزش های قوی خرده فروشی و راحت بودن فروش محصولات

12: بهتر بودن بازاریاب شبکه ای نسبت به ویزیتور

13: مقایسه بازاریابی شبکه ای با نفت 😳 و برتری دانستن نتورک 

14: یکسان سازی قیمت ها

15: مقایسه ی کارخانه با بازاریابی شبکه ای😳

16: بازاریابی شبکه ای یک اهرم برنده_ برنده ( برد_برد) است. 


....(((تجزیه تحلیل دروغ ها)))....


1:اصلا بازاربابی شبکه ای ربطی به تجارت الکترونیک نداره تمام کار شبکه سازی و جلسات هست و فقط خریدش اینترنتی هست که ماهی ده دقیقه کار اینترنتی داره.

2:خییییلی ها با زمان دو سال سه سال هستن که کشیدن کنار چون به درامد یه تومن هم نرسیدن چه برسه استقلال مالی.

3: این کار ریسک بالایی داره اولا چون تو نمیدونی واقعا در حد این همه سختی هستی یا نه اول روی ساده ی کارو بهت نشون میدن وقتی رفتی جلو تر باید کل زمانتو بذاری و اون موقع شاید بفهمی اصلا اهل این کارا نیستی چون اصل کارو اون موقع فهمیدی، دوم اینکه هر لحظه ممکنه بخاطر شاکی ها قربانی های بسیار زیاد این کار، توسط دولت و مجلس جمع بشه، یا اتفاقات دیگه.

4: میگن تو این سیستم همه واسطه ها حذف میشن اما خود شرکت و بازاریابان دو تا واسطه هستن این وسط.

  • محمد

* دانشمندان زیادی در امریکا به مقابله با شرکتهای بازاریابی شبکه ای می پردازند. در ادامه یکی از این مقالات ارائه میگردد. (منبع)

The mathematics: why MLM pyramid schemes cannot work!

In the classic "pyramid" scheme, participants attempt to make money solely by recruiting new participants into the program. The hallmark of these schemes is the promise of sky-high returns in a short period of time for doing nothing other than handing over your money and getting others to do the same.

The fraudsters behind a pyramid scheme may go to great lengths to make the program look like a legitimate version of a multi-level marketing program. But despite their claims to have legitimate products or services to sell, these fraudsters simply use money coming in from new recruits to pay off early stage investors. But eventually the pyramid will collapse. At some point the schemes get too big, the promoter cannot raise enough money from new investors to pay earlier investors, and many people lose their money. The chart below shows how pyramid schemes can become impossible to sustain:

  • محمد

شاید شنیده باشید که این روش یک روش نوین بازاریابی است اما این جمله اصلا صحت ندارد. اولین روش های بازاریابی شبکه ای در سال ۱۹۳۹ توسط Amway’s  امتحان شدند. گرچه بازاریاب های شبکه ای مدام از ناکارآمدی روش بازاریابی کلاسیک و سقوط قریب الوقوع آن حرف می زنند و ادعا می کنند روش بازاریابی شبکه ای به زودی به روش بازاریابی غالب جهان تبدیل خواهد شد اما زورق به گل نشسته بازاریابی شبکه ای در سالهای طولانی راهی به دریای آرامش نیافته است. با گذشت سالها هنوز بزرگترین شرکت های این عرصه از جمله شرکت کذایی Amway’s نتوانسته جایگاهی بزرگتر از صدمین خرده فروش جهان را به دست آورد.

ذات بازاریابی شبکه ای باعث می شود این ماشین زیر وزن خودش له شود. اما چگونه؟

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است. لطفا تا انتها مطالعه فرمایید.

یکی از مدلهای بازاریابی و تجارت که از سال ۱۳۹۰ وارد ایران نیز شد و حتی جنبه قانونی پیدا کرد، بازاریابی چند سطحی یا شبکه ای بود. مدل فروش بازاریابی شبکه ای که شباهت هایی به مدل های شرکت های هرمی داشت مورد بحث و مناقشات فراوانی بود و عده ای نیز با هدف کسب درآمد فراوان به این کسب و کار وارد شدند اما بازاریابی شبکه ای چیست؟ چگونه کسب درآمد می کند و مسائل قانونی و شرعی پیرامون آن به چه صورت است؟ برای یافتن پاسخ سوالات بالا در ادامه با ما همراه باشید.

  • محمد

* این نوشتار از اینجا اخذ شده است

«۶ ماهه بارم را بستم. از صفر شروع کردم، الآن دستم به جیب خودم هست.» این‌ها را یک بازاریاب شبکه‌ای می‌گوید. لیلا ۲۸ سال سن دارد که به‌ تازگی ازدواج‌کرده، می‌گوید حقوق شوهرش کفاف خرج و مخارجشان را نمی‌داد، پس ناگزیر به دنبال کار می‌گشت که با شهناز آشنا شد و به قول خودش پرزنتش کرد. در کار خرید و فروش لوازم‌ آرایشی و بهداشتی است. در پاسخ به اینکه چرا نمایندگیِ شرکت مربوط را نمی‌گیرد و کار مستقلی راه نمی‌اندازد، می‌گوید: شرکت و مسئولان آن شدیداً با این موضوع مخالف هستند، و در دوره‌ها و کلاس‌های توجیهی به ما گفته‌شده به‌هیچ‌عنوان برای اقلام شرکت نمایندگی و مغازه نزنیم، چون تمام خریدها باید اینترنتی باشد.

این فروشنده می‌افزاید: عضویت در این شرکت به‌گونه‌ای است که مسئولی ما را توجیه می‌کند، من به‌عنوان زیرمجموعه او باید ۵ عضو به گروه اضافه کنم و این روند همین‌طور ادامه دارد، به ازای هر عضوی که وارد زنجیره شود شرکت هزینه‌ای به‌صورت ماهانه به حسابم واریز می‌کند. هرچقدر این عضوگیری بیشتر باشد هزینه هم بیشتر است؛ جدای از این بابت فروش اقلام شرکت هم هرماه هزینه‌ای دریافت می‌کنم.

لیلا درباره نحوه فروش اقلام آرایشی و بهداشتی تصریح می‌کند: برای فروش اقلام ابتدا بین آشناها و دوستان تبلیغات اولیه می‌کنم، بعد از آن هر هفته در روز مشخصی در منزل خودم یا آرایشگاه‌هایی که از قبل هماهنگ می‌کنیم “شوی تبلیغاتی” برگزار می‌کنیم؛ مشتریان همه اقلام را می‌بینند و مسئول گروه خواص و ویژگی‌های اقلام را توضیح می‌دهد در صورت درخواست مشتری‌ها بیعانه‌ای دریافت می‌شود و پس از دو هفته درازای دریافت وجه کامل کالاها  تحویل می‌شود. به گفته وی مشتری در صورت انصراف نمی‌تواند بیعانه خود را پس بگیرد.

این فروشنده بابیان اینکه در هر شوی تبلیغاتی مبلغی بین یک و نیم تا دو میلیون تومان فروش می‌کند، می‌گوید: از این میزان فروش در صورتی‌که به فروش واقعی برسد ۳۵۰ تا ۴۰۰ هزار تومان به‌ عنوان پورسانت از شرکت برای من منظور می‌شود، که در پایان هرماه به حسابم واریز می‌شود.

بازاریابی شبکه‌ ای

بازاریابی شبکه‌ ای

بازاریابی شبکه‌ای یا هرمی؟

بازاریابی شبکه‌ای یا Network Marketing که این روزها با عنوان بازاریابی چند سطحی هم معرفی می‌شود، نوعی شیوهٔ فروش است  که شرکت‌ها محصولات خود را بدون  تبلیغات و واسطه به فروش می‌رسانند و مشتری‌ها در ادامه می‌توانند با بازاریابی برای این شرکت‌ها درصدی به‌عنوان سود از شرکت دریافت کنند. در این نوع بازاریابی؛ بازاریاب‌ها به‌صورت «تبلیغات کلامی» یا «تبلیغات چهره به چهره» و برگزاری مراسم‌هایی کالاها را به مشتریان خود معرفی می‌کنند و اغلب خریدها اینترنتی انجام می‌شود.

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

* نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


پیش نوشت یک: این مطلب را می‌شد و می‌شود به عنوان بخشی از سلسله بحث‌های مربوط به شبکه های هرمی در نظر گرفت (قسمت اول، دوم، سوم، چهارم). اما ترجیح دادم در عنوان آن از شبکه های هرمی استفاده نکنم تا به خاطر داشته باشیم که این بحث و چنین بحث‌هایی را در زمینه‌های بسیار متفاوت و متنوعی از زندگی می‌توان مطرح کرد (یا لااقل به آن فکر کرد).

علت اینکه از بهروز اسم بردم این است که اصل این بحث، با خواندن حرف‌های بهروز در زیر قسمت چهارم بحث در مورد شبکه های هرمی به ذهنم رسید. وگرنه، بهروز در آنجا سوالی مطرح نکرده بود و ضمناً من کاملاً با  حرف‌ها و دیدگاهی که در آنجا مطرح کرد موافقم. بنابراین شاید بتوان بحث کالیبراسیون اشتباه را ادامه‌ی بحث‌های بهروز دانست.

بهروز در آنجا چنین جمله‌ای داشت: می‌تونم بگم مطمئنم که یک نتورکر شکست خورده و مال باخته، به مراتب مدل ذهنی بدردنخور تری از کسی داره که وارد اینجور بازیها نشده.

من می‌خوام سمت دیگر ماجرا رو بگم: به نظرم یک نتورکر موفق شده و مال به دست آورده، در مقایسه با کسی که شکست خورده و مال‌باخته، به مراتب مدل ذهنی و ذهنیت ضعیف‌تر و ناکارآمدتری خواهد داشت.

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

* نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


منطقی است وقتی با یک مجموعه از افراد همراه می‌شویم، از خودمان بپرسیم که رابطه‌ی من با این افراد از چه جنسی است؟

خصوصاً اگر آن مجموعه به عنوان یک مجموعه اقتصادی در حال فعالیت باشد، سوال در مورد نوع رابطه جدی‌تر می‌شود. چون در نهایت پاسخ به این سوال قرار است سرنوشت اقتصادی من (و البته آن شبکه) را هم رقم بزند.

قاعدتاً با یک شبکه‌ی اقتصادی می‌توان رابطه‌های متفاوت و متعددی داشت که من بعضی از آنها را می‌نویسم:

  • عضو شبکه (Member)
  • مشتری شبکه (Consumer)
  • فروشنده در شبکه (Seller)
  • سهامدار شبکه ( Shareholder/Stockholder)
  • سرمایه گذار شبکه (Investor)
  • مدیر و رهبر شبکه (Leader)
  • خط مشی‌گذار شبکه (Policy Maker)
  • ذی نفع شبکه (Stakeholder)

البته این رابطه‌ها می‌توانند با هم هم‌پوشانی هم داشته باشند.

به عنوان مثال، کسی که نماینده‌ی فروش محصولات سایپا هست و خودروی سایپا را هم خریده، به عنوان عضو شبکه،  هم فروشنده‌ی شبکه است و هم مشتری شبکه.

البته طبیعتاً وزن این نقش‌ها یکسان نیست. مثلاً این حالت را در نظر بگیرید:

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

* نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


پیش نوشت: این مطلب قسمت سوم از نوشته‌های من در مورد شبکه های هرمی است.  قسمتهای دیگر از طریق لینک‌های زیر در دسترس هستند:

شبکه های هرمی به عنوان یک شبکه

وقتی از شبکه های هرمی حرف می‌زنیم، همان‌طور که از نام آن پیداست در مورد یک شبکه یا Network صحبت  می‌کنیم.

ساختار شبکه های هرمی

طبیعی است که اگر می‌خواهیم یک شبکه و به طور خاص یک شبکه اجتماعی را بشناسیم، منطقی است که باید دانش تحلیل شبکه های اجتماعی مجهز باشیم.

وقتی یک شبکه از فروشندگان یا بازاریابان تحت عنوان بازاریابی شبکه‌ای یا نتورک یا MLM یا هر اصطلاح دیگر شکل می‌گیرد، تمام محاسبات و تحلیل‌های مربوط به شبکه ها در آن مصداق دارند و می‌توان در مورد  پارامترهای شبکه صحبت کرد. برخی از ساده‌ترین این پارامترها به شرح زیر هستند:

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

نویسنده: محمدرضا شعبانعلی.


نوع مطلب: گفتگو با دوستان

برای: تعداد زیادی از دوستانم که تا به حال در این زمینه کامنت گذاشته‌اند یا ایمیل زده‌اند.

پیش نوشت یک: من قبلاً موضع یک خطی خودم را در مورد شبکه های هرمی و همه‌ی نام‌های زیباتری که بر روی آن می‌گذارند (مثلاً بازاریابی شبکه و نتورک) نوشته‌ام و مشخصاً گفته‌ام که به نظرم این حرکت‌ها (که حتی برخی از آنها مجوز از مراکز مختلف هم دارند) برای اقتصاد کشور و زندگی فردی بازاریابان شبکه ای مخرب و فساد آفرین هستند.

اما در عین حال، قرار شد که به صورت دقیق‌تر در مورد آنها بنویسم.

این متن قسمت دوم بحث است. اگر قبلاً قسمت اول را مطالعه نکرده‌اید ممنون می‌شوم ابتدا آن را بخوانید:

چهار معیار سنجش درست بودن یک فعالیت (شرع، قانون، اخلاق، مدل کسب و کار)

پیش نوشت دو: آنچه در اینجا می‌نویسم هم، هنوز ورود به اصل بحث نیست. بلکه صرفاً قسمت دوم مقدمه است. فقط چون سوء برداشت‌ها و فریب‌ها و اشتباهات‌ زیادی در این بازی هست، چاره‌ای ندارم که ابتدا در مورد معنای دقیق برخی مفاهیم، توضیح دهم.

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است.

نویستنده: محمدرضا شعبانعلی.


نوع مطلب: گفتگو با دوستان

برای: تعداد زیادی از دوستانم که تا به حال در این زمینه کامنت گذاشته‌اند یا ایمیل زده‌اند

پیش نوشت: برای من اینکه شبکه های هرمی کاری غیراخلاقی و غیراستراتژیک و نادرست و برپایه‌ی حرص و طمع انسان‌ها هستند، آن‌قدر واضح و بدیهی است که شاید در مورد اینکه نام خودم «محمدرضا» است، تردید کنم، اما در مورد آنچه گفتم تردید نخواهم کرد.

همچنین برایم واضح است که آنچه امروز به نام بازاریابی چند لایه‌ای یا بازاریابی شبکه‌ای می‌شنویم عموماً هیچ تفاوتی با شبکه های هرمی ندارد و فقط لباس تازه‌ای است که بر تن یک ایده‌ی کهنه پوشانده شده است.

این بازیهایِ معروفِ «ما فرق داریم» و «نه! نه! ما یک جور دیگر هستیم» و «حالا بیا یه بار به حرف‌های ما گوش بده» و «اصلاً فرق شبکه هرمی با بازاریابی شبکه‌ای این است که…» و «ما نتوورک هستیم و هرم نیستیم» و «سال دیگر که بنز سوار شدم می‌آیم و حال تو را می‌گیرم» و «فلانی الان یک خانه در زعفرانیه دارد و دو سال است کار می‌کند» را هم خوب می‌شناسم و بلدم. بنابراین با فضای این کارها بیگانه نیستم.

  • محمد

یکی از مشکلاتی که بازاریابی شبکه ای را تهدید میکند، اشباع است. اشباع در لغت به معنی «پُر شدن» و «سیر شدن» است و در اصطلاح بازاریابی شبکه ای معانی و انواع مختلفی دارد که متأسفانه در اغلب موارد برخی از آنها مورد توجه قرار نمیگیرد. در ادامه به تبیین انواع اشباع در بازاریابی شبکه ای پرداخته خواهد شد:

1. اشباع بازاریاب ها: شرکتهای بازاریابی شبکه ای برای رشد خود نیاز به جذب بازاریاب و ساختن یک شبکه انسانی به شکل هرم میباشند. ساختن چنین هرم انسانی نیاز به افراد زیادی دارد که به عنوان بازاریاب به عضویت شرکت درآیند. و افرادی که باید به عضویت در شرکت درآیند با ایجاد هر سطح، افزایش خواهد یافت. تصاعد افراد در بازاریابی شبکه ای، یک تصاعد ریاضی نیست؛ بلکه یک تصاعد هندسی است که با فرمول X^3 (ایکس به توان 3) افزایش می یابد. بنابراین با توجه به آن که تعداد افراد یک جامعه محدود است، تعداد افراد کافی برای عضویت در شرکت وجود نخواهد داشت. و این به معنای آن است که سطحی از افراد وجود خواهد داشت که قادر به مجموعه سازی نخواهند بود و کسی وجود نخواهد داشت که زیرمجموعه آنها شود. این معضل وقتی جدی تر و پیچیده تر میشود که بدانیم که داشتن درآمد بالا و وعده هایی که از طرف شرکت داده میشود، تنها منوط به داشتن مجموعه و فروش آنها میباشد و بدون آن مجموعه، فرد برای رسیدن به مثلا 10میلیون تومان درآمد ماهیانه، باید هر ماه حدود 60 میلیون تومان خرده فروشی داشته باشد و بدیهی است که این امر محال میباشد.

با یک مثال این نوع از اشباع را روشنتر خواهم کرد: فرض کنیم جامعه ما 100 میلیون نفر عضو داشته باشد و همه آنها اعم از پر و جوان، زن و مرد و حتی کودکان 6 ماهه نیز بتوانند عضو این شرکت شوند و این شرکت تنها شرکت بازاریابی شبکه ای باشد و هیچ رقیبی نیز نفداشته باشد. اگر هر بازاریاب نیاز به عضو کردن 3 نفر داشته باشد، سطح سوم این شرکت، به 27 نفر نیاز دارد. تعداد این افراد در سطح 17 به 129,140,163 (صد و بیست و نه میلیون و صد و چهل هزار و صد و شصت و سه نفر) نفر خواهد رسید. یعنی 29 میلیون و 140 هزار و 163 نفر بیشتر از تعداد افراد حاضر در جامعه!!

برخی در پاسخ به این سخن تدعا میکنند که از آنجا که سن قانونی برای عضویت در بازاریابی شبکه ای، 18 سال میباشد و هر سال تعدادی از افراد به سن 18سالگی میرسند، چنین اشباعی هرگز رخ نخواهد داد. این ادعا بسیار سخیف و کوته فکرانه است و گوینده احتمالاً توجه نکرده است که تصاعد هندسی تعداد بسیار زیادی را طلب میکند که عدد آنها بسیار بیشتر از تعدادی است که هر ساله به 18 سال میرسند. من پاسخ مفصل به این ادعا را قبلاً در این صفحه مطرح نموده ام و از تفصیل سخن در این مطلب خودداری میکنم. اما تذکر این نکته ضروری است که سایر ادعاها از قبیل مثال کارخانه یخچال سازی و... نیز با توجه به تصاعد هندسی داشتن بازاریابها در بازاریابی شبکه ای، پاسخ داده خواهد شد.

2. اشباع بازار خرید: این نوع از اشباع است که بیشتر در علم اقتصاد مورد توجه قرار میگیرد. زمانی که تعداد بازاریابها به اندازه قابل توجهی افزایش می یابد، تعداد خریداران بین آنها تقسیم میشود و به تبع هر بازاریاب سهم کمتری از خریداران را به خود اختصاص خواهد داد. مثلاً اگر یک محله دارای 2000 نفر از اهالی باشد و تمام افراد نیز ماهانه 10هزار تومان از بازاریابها خرید کنند(حالت ایدئال) و در این محله 10 بازاریاب وجود داشته باشد، هر بازاریاب بطور متوسط 200 مشتری خواهد داشت و 2میلیون تومان جنس خواهد فروخت. اما تنها چیزی حدود 17% از این پول به عنوان پورسانت به بازاریاب خواهد رسید؛ یعنی حدود 340هزار تومان. حال اگر تعداد بازاریابهای این محله به دو برابر افزایش یابد، درآمد هر بازاریاب به 170هزار تومان کاهش خواهد یافت. و اگر تنها 50 نفر در این محله 2000 نفری در شرکتهای بازاریابی شبکه ای عضو باشند، درآمد هر کدام در هر ماه تنها چیزی معادل 60هزار تومان خواهد بود.

وقتی این نکته را نیز اضافه کنیم که شرکتهای بازاریابی شبکه ای برای رساندن افراد به وعده هایی که میدهند، نیاز به جذب افراد بیشتر و بیشتری دارند، این نتیجه حاصل میشود که در صورتی که شرکتها بازاریابی شبکه ای دچار شکست یا خلف وعده نشوند، تقریباً کسی برای خرید محصول وجود نخواهد نخواهد داشت یا کمیاب خواهد بود.

3. اشباع طعمه ها: این نوع از اشباع در واقع به آگاهی مردم از ماهیت این شرکتها باز می گردد. تعداد زیادی از افراد در هر سال وارد این شرکتها میشوند و ماهیت حقیقی آنها میشناسند و با نحوه کلاهبرداری آنها آشنا میشوند. این افراد که هم وقت و زحمات خود را از دست داده اند، هم فرصتهای خود را بخاطر این کار باخته اند، هم دچار اختلاف و تنش با خانواده و دوستان شده اند(به خاطر آموزشهای خاص این شرکتها) و هم دچار نوعی از بحرانهای احساسی شده اند، هرگز حاضر نخواهند بود که دوباره وارد چنین کاری شوند. این افراد خانواده و دوستان خود را نیز نسبت به ماهیت این شرکتها هشیار و آگاه خواهند کرد. بنابراین باز هم شرکتهای بازاریابی شبکه ای با مانعی بزرگ برای رشد و گسترش خود مواجه خواهند شد و نخواهند توانست به وعده هایی که در بدو ورود فرد به او میدهند، جامه عمل بپوشانند.

جهت آشنایی با سخنان افرادی که این شرکتها را تجربه نموده اند، اینجا را ملاحظه فرمائید.

جهت مشاهده مقاله مربط با اشباع، اینجا کلیک کنید.

  • محمد

یکی از اساسی ترین ترفندهای بازاریابی شبکه ای برای عضو گیری و حفظ مجموعه ها، بازی با احساسات جوانان است.

لیدرهای این شرکتها در واقع برای بازی با احساسات جوانان دوره دیده اند!

قدم اول استفاده از اعتمادی است که به کسی که شما را به ای کار دعوت مینماید دارید. معمولا کسی از شما دعوت به کار میکند که مورد اعتماد شماست و شما او را حقیقتا قبول دارید. اما از آن طرف، هر فرد موظف است از کسانی دعوت به کار نماید که بیشترین حرف شنوی را از وی دارند. در این شرکتها لیستهای مخصوصی تهیه شده است تا فرد بتواند از بین تمام کسانی که میشناسد، بهترین طعمه ها را جدا کرده و از آنها برای ورود به این بازی تلخ دعوت نماید. این اولین قدم پشت پرده این شرکتها برای کور کردن چشم انسان بر روی حقایق است. همین سیاست باعث میشود که شما در اثناء کار به شدت از طریق همین فرد و بالادستیها تحت فشار روانی قرار بگیرید و مجبور شوید که به اکراه بسیاری از خواسته های آنها را برآورده نمائید.

قدم دوم

  • محمد

* یکی از مخاطبان وبلاگ به نام علی، تجربه بازاریابی خود را به زبان عامیانه در اختیار ما قرار داده است:


سلام به دوستان.

 من حدود هشت ماه از وقت عزیزم رو تو یکی از این شرکتهای بی در و پیکر بودم و قسم میخورم که حداقل بیش از 80 درصد مطالب گفته شده در بالا درسته. اکثر افرادی که توی بازاریابی شبکه ای کار میکنند به دنبال درآمد سریع هستند؛ درآمدی که قراره از فروش محصولات گران و گاهاً بی کیفیت و با استفاده از دروغ و فریبکاری که اصطلاحاً به اون «اطلاعات محصولی» میگن به دوست و آشنا فروخته شه و از اعتماد آشنایان و دوستان سوء استفاده شه. در صورتی که این «اطلاعات محصولی» اکثراً دروغه و اگر هم راست باشه قیمت از کیفیت خیلی بالاتره. به همه شدیداً توصیه میکنم که فریب این شرکت های بازاریابی رو نخورید. اجازه بدین چند نمونه از فریبکاری ها رو بگم و تصمیم گیری نهایی با خودتون:

1. متاسفانه در جلسات ترینینگ یا آموزش به دلیل نداشتن سی دی ها و مطالب و آموزش های جدید از مطالب و سی دی هایی بسیار تکراری استفاده میشه و اگر کارآموز اعتراض کنه با گفتن مضخرفاتی همچون «فنجونت پر شده» یا اینکه «هر مطلبی با تکرار زیاد تو ضمیر نا خودآگاهت فرو میره» اونو  راضی میکنند. در صورتی که مسیر یادگیری باید همیشه با مطالب جدید همراه باشه.

2. این بالاسریا (لیدرها)تبدیل به بت شدن  که باید بی چون و چرا راه اونا رو چه درست و چه غلط باشه رفت.

3. حداقل نصف این شرکت ها قادر نیستند محصولو به موقع به دست خریدار برسونن که این خودش باعث از بین رفتن قدرت فروش و بی اعتمادی خریداران میشه.

4. بارها و بارها و بارها من دیدم که خیلی از مشاغل جامعه رو به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در نظر کار آموزان بدرد نخور جلوه میدن که میتونه یواش یواش باعث بی هویت و بی ارزش شدن مشاغل و حتی افراد دیگه شه و انگیزه و تمایل افراد رو برای مشاغل سالم از بین می برد که عواقب خطرناکی در پی داره.

5. دروغ های بزرگی مثل اصل تکثیر و همانند سازی. مثلاً میگن هر چی الان خرید کنین فردی رو که در آینده به عنوان زیر مجموعه در گروهت قرار میگیره همون مقدار خرید میکنه چون بازاریابی شبکه ای روح داره. یا اینکه هر فکر یا کاری حتی تو خلوت خودت هم انجام بدی زیر مجموعت هم انجام میده و به این وسیلست که متاسفانه مغز خیلی از افراد رو شستشو دادن. که حتی به معایب این در اصطلاح شغل هم  فکر نکنند.

6. لیدرها میگن برای فروش بعضی محصولات باید حس نیاز رو تو مشتری به وجو بیاوریم.(ترویج اسراف و تجمل گرایی)

7. ازبین بردن واقعیات و واقع بینی افراد و آمیختن مطالب درست و غلط با هم و گرفتن یک نتیجه غلط از دو مقدمه صحیح یا نیمه صحیح که در منطق بهش مغلطه و فریبکاری میگن. مثلاً با گفتن یه سخن از امامان یا بزرگان تاریخ و تعمیم ماهرانه و غلط  این سخن به اهداف خودشون ذهن افراد که اکثرا هم مثل من جوون هستند منحرف میکنند. کالای گران قیمت و سوء استفاه و چندین عیب دیگه  که وقت گفتنش نیست.  در کل انحرافات و ضعف هایی که دراین شرکت ها وجود داره زیاده که همشون در زیر یک ظاهر شیک و منصف پوشانده شده.

حیف از عمر و وقت گرانبها. حیف...

جوونا به خودتون بیاین و با عقل و حس واقعی خودتون تحقیق کامل انجام بدین و تصمیم بگیرین و عمرتونو تلف نکنین.

قضاوت وتحقیق با خودتون.

  • محمد

* این مطلب از پایگاه معایب و مشکلات بازاریابی شبکه ای اخذ شده است.

این مطلب رو واسه این نوشتم چون بعد از چندین سال طی یک ماه گذشته به چهار جلسه پرزنت بازاریابی شبکه ای با ظاهری قانونی دعوت شدم و بوی نامطبوع کلاهبرداری به مشامم خورد طی بررسی هایی که انجام دادم، دیدم که حدود 14 شرکت فعال با نامهای آویژه سگال، ابرتجارت کهکشان (لغو مجوز شده)، شبکه بادران گستر، کارآفرینان پیشرو باورس، تلاشکاران سرمایه وزین (تکسو)، بازاریابان ایرانیان زمین (Biz)، مروارید پنبه ریز، زندگی سبز دماوند (Green Life)، سیمرغ عصر تجارت، میراث نفیس دستها، پارس نیوشا نیک، شبکه تلاش آفرینان تجارت، جانسون تجارت، بازاریابی شبکه ای راه سوم پارسیان، نیک پوشان رادین هستند.

 این شرکتها برخلاف اهداف مقدسی (که برای فریب اذهان عمومی ایجاد شده) که در سایتشون نوشته شده و بازاریابها شون به شدت روی این موارد تکیه می کنند:

مثل:

  • حذف واسطه ها
  • حمایت از تولید ملی
  • اشتغال زایی برای جوانان
  • . . .

که در ذیل به بررسی این اهداف می پردازیم.

  • محمد

* مهم؛ لطفاً تا آخر مطالعه فرمائید!

لیدرهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای همواره به دنبال توجیه مشکلات این شرکتها هستند. این توجیه گری انواع مختلفی دارد: گاهی ظاهر منطقی به خود میگیرد و گاهی یک سوال گمراه کننده است که فرد را نسبت به حقیقت به تردید می اندازد. یکی از شبهاتی که توسط افراد این شرکتها مطرح میشود این است که:

اگر درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای حرام است، پس مالیاتی که دولت میگیرد نیز حرام خواهد بود. و چون مالیاتی که دولت میگیرد بین همه مردم ایران پخش میشود، زندگی تمام مردم ایران به مال حرام آلوده خواهد بود!!


در این نوشتار به تحلیل این ادعا (در دو بخش) خواهم پرداخت:


تحلیل این ادعا:

درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای از یکی از این سه حالت خارج نیست: 1) حلال است 2) حرام است 3) بخشی حلال و بخشی حرام است.

در این گزاره ادعا شده است که اگر درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای حلال باشد، هیچ سوال و اشکالی وجود نخواهد داشت. و اگر درآمد بازاریابی شبکه ای حرام باشد، مالیاتی که گرفته میشود نیز حرام خواهد بود.

این افراد به احتمال سوم که «بخشی از درآمدها حلال باشد و بخشی حرام» هیچ اشاره ای نکرده اند. یعنی هیچ اشاره ای نکرده اند که اگر بخشی از درآمدهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای حرام باشد، مالیات آن حلال خواهد بود یا حرام؟! این خود سرنخی است که مغالطه آنان را برملا خواهد کرد.

اگر ما نیز بخواهیم مانند لیدرها فکر کنیم (یعنی معتقد شویم که درآمد حرام، مالیات را نیز حرام خواهد کرد)، باید گفت که اگر حتی تنها یک نفر هم در بازاریابی شبکه ای کلاهبردار باشد و مثلا با دروغ گفتن درآمدش حرام باشد، باز هم مالیاتی که دولت از او میگیرد، حرام خواهد بود و چون این مالیات بین همه مردم ایران تقسیم میشود، زندگی تمام ایرانیان به مال حرام آلوده خواهد شد!! ادعایی که آنقدر مضحک و مسخره است که تلاش کرده اند اصلا درباره آن هیچ صحبتی نشود!! برای همین است که احتمال سوم(یعنی: بخشی حرام و بخشی حلال) اصلا مطرح نشده است؛ چون دستشان را رو خواهد کرد.

اصلاً چرا این توهم کودکانه را در مورد سایر کسب و کارها بررسی نکنیم؟

ما میدانیم که تاجران و بازاریان بسیاری درآمد حرام دارند. کارمندان زیادی هستند که به دلیل کم کاری و تقلب، حداقل بخشی از درآمدشان حرام است. با توجه به ادعای لیدرها، باید مالیاتی که دولت از آنها میگیرد نیز حرام باشد و زندگی همه ایرانیان به مال حرام آلوده شده باشد!! اصلاً با این ادعا، حتی اگر یک نفر هم در ایران درآمد حرام داشته باشد و مالیات دهد، زندگی همه ایرانیان غرق در حرام خواهد شد!!

  • محمد