بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

پایگاه جامع نقد و بررسی شرکتهای بازاریابی شبکه ای

بازاریابی شبکه ای

بسم الله الرحمن الرحیم
شرکتهای بازاریابی شبکه ای، دارای ابعاد مختلفی میباشند که باید با رویکردی سیستمی مورد بررسی قرار گیرند. از جمله این ابعاد میتوان به مواردی چون ابعاد فقهی، قانونی، روانشناختی، اجتماعی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی، اخلاقی، اعتقادی و... اشاره کرد.
بی شک، بررسی بازاریابی شبکه ای بدون لحاظ ابعاد مختلف آن، عقیم و ناکارآمد خواهد بود.
این پایگاه در صدد بررسی ابعاد این مسئله با رویکرد انتقادی میباشد.

لینک کانال تلگرام:
t.me/onnetworkers

onnetworkers@

۲۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نقد بازاریابی چند سطحی» ثبت شده است

* این مطلب توسط یکی از مخاطبین سایت ارسال شده و حاصل تجربه و تحلیل ایشان از بازاریابی شبکه ای میباشد.


به نام خدا

نکته ای که این روزها نت ورکرها شدیدا روی اون مانور دارن اینه که شرکت با شرکت فرق داره و در ابعاد کوچکتر تیم با تیم متفاوته. ممکنه شما دوست عزیز، مثل من به تیمی ورود پیدا کنین که از جانب پرزنتور با جملاتی شبیه این ها‌ فالو بشید:

- من از فلان خانواده هستم،

- نیاز مالی ندارم،

- دارای مدرک فلان و فلان هستم و ... اما نت ورک رو به عنوان بهترین شغل انتخاب کردم!

من نزدیک به یک سال عضو شرکت بادران بودم و در تیمی باصطلاح (سطح بالا) کار کردم و واقعا هم خیلی از بچه ها تحصیلات خوبی داشتن یا از فلان خانواده بودن اما اینو می خوام بگم ذات نت وُرک همون چیزی هست که دوستان قبل من گفتن؛ فاکتور کشی، تلقین، مثبت اندیشی کاذب(مخرب)، ایجاد هیجان مفرط و از همه بیشتر دروغ؛ حالا می خواد این تیم توسط یک کارشناس ارشد اداره بشه یا یک فردی با مدرک زیر دیپلم. تنها تفاوتی که وجود داره اینه که افراد سریعتر گول می خورن چون این فکر پیش میاد؛ وقتی این ها با این تحصیلات و امکانات دارن کار می کنن چرا من وارد نت ورک نشم! اما اصل داستان یکیست فقط خائنانه تر. در تیم های این چنینی افراد سریع جذب میشن اما بعد از چند ماه کار و یا بیشتر اون روی سکه رو می بینن و از  سیستم میان بیرون؛ منظورم از اون روی سکه این نیست که نمیشه از نت ورک پول درآورد بلکه ذات پلید این حرفه است که رخ نشون میده و همه نمی تونن باهاش ارتباط برقرار کنن یا به قولی پارادایم شیفت بزنن و در حالیکه چند تا فاکتور زدن ولو اینکه فقط یک میلیون باشه (اینها بقول لیدرها کارگران نت ورک هستن) از شبکه خارج میشن.

یکی از مهمترین مشکلاتی که من با بازاریابی شبکه ای داشتم و باعث شد کار رو با حدود 100 نفر مجموعه و فروش خوب رها کنم همین مسئلهِ ارتباط برقرار نکردن با دروغ گویی های بی حد و حساب بود که البته در غالب انرژی مثبت و متد کار عرضه می شد، ذات نت ورک با دروغ عجین شده چون در همون استارت کار برای ورودی گرفتن و تنظیم قرار پرزنت باید متوصل به هر شیوه ای شد تا طرف مقابل بویی از نت ورک نبره چون اگر غیر از این باشه 95 درصد قرار رو کنسل می کنن. بالاسری های من متن پرزنت رو اینقدر ساده و دوست داشتنی نوشته بودند که به جرات میگم کمتر کسی ورودی نمی شد و یا اگر قبول نمی کرد از پرزنت تیم ما بدش هم نمی یومد در صورتیکه اصلا چنین چیزی نیست. یا مثلا از اولین دروغ هایی که باید به خودت و بعد به دیگران منتقل کنی همین ارادت خاص به محصولات مزخرف شرکت هست و این رو توی جلسات آموزش میدادن که علاوه بر استفاده محصولات باید غیرت روی این ها داشته باشید و با شوق بفروشید. خیلی خنده داره نه!

  • محمد

مهران مدیری در برنامه دورهمی با موضوع طمع و وسوسه به نقد شرکتهای بازاریای شبکه ای پرداخته است.

در این برنامه مسائلی مانند زیرشاخه گیری، دروغ پردازی، لیدرپرستی، اغواگری، فالو و... که در شرکتهای بازاریابی شبکه ای رواج دارد، به زبان طنر مورد نقد قرار گرفته است.

این برنامه در تاریخ 24 دی 1394 از شبکه نسیم پخش شده است.

در این مطلب، فیلم این برنامه جهت نمایش و دانلود در اختیار شما قرار میگیرد.

 

 

 

 
مدت زمان: 32 دقیقه 7 ثانیه 
حجم فایل: 62 مگابایت
  • محمد

* دانشمندان زیادی در امریکا به مقابله با شرکتهای بازاریابی شبکه ای می پردازند. در ادامه یکی از این مقالات ارائه میگردد. (منبع)

The mathematics: why MLM pyramid schemes cannot work!

In the classic "pyramid" scheme, participants attempt to make money solely by recruiting new participants into the program. The hallmark of these schemes is the promise of sky-high returns in a short period of time for doing nothing other than handing over your money and getting others to do the same.

The fraudsters behind a pyramid scheme may go to great lengths to make the program look like a legitimate version of a multi-level marketing program. But despite their claims to have legitimate products or services to sell, these fraudsters simply use money coming in from new recruits to pay off early stage investors. But eventually the pyramid will collapse. At some point the schemes get too big, the promoter cannot raise enough money from new investors to pay earlier investors, and many people lose their money. The chart below shows how pyramid schemes can become impossible to sustain:

  • محمد

شاید شنیده باشید که این روش یک روش نوین بازاریابی است اما این جمله اصلا صحت ندارد. اولین روش های بازاریابی شبکه ای در سال ۱۹۳۹ توسط Amway’s  امتحان شدند. گرچه بازاریاب های شبکه ای مدام از ناکارآمدی روش بازاریابی کلاسیک و سقوط قریب الوقوع آن حرف می زنند و ادعا می کنند روش بازاریابی شبکه ای به زودی به روش بازاریابی غالب جهان تبدیل خواهد شد اما زورق به گل نشسته بازاریابی شبکه ای در سالهای طولانی راهی به دریای آرامش نیافته است. با گذشت سالها هنوز بزرگترین شرکت های این عرصه از جمله شرکت کذایی Amway’s نتوانسته جایگاهی بزرگتر از صدمین خرده فروش جهان را به دست آورد.

ذات بازاریابی شبکه ای باعث می شود این ماشین زیر وزن خودش له شود. اما چگونه؟

  • محمد

* این مطلب از اینجا اخذ شده است. لطفا تا انتها مطالعه فرمایید.

یکی از مدلهای بازاریابی و تجارت که از سال ۱۳۹۰ وارد ایران نیز شد و حتی جنبه قانونی پیدا کرد، بازاریابی چند سطحی یا شبکه ای بود. مدل فروش بازاریابی شبکه ای که شباهت هایی به مدل های شرکت های هرمی داشت مورد بحث و مناقشات فراوانی بود و عده ای نیز با هدف کسب درآمد فراوان به این کسب و کار وارد شدند اما بازاریابی شبکه ای چیست؟ چگونه کسب درآمد می کند و مسائل قانونی و شرعی پیرامون آن به چه صورت است؟ برای یافتن پاسخ سوالات بالا در ادامه با ما همراه باشید.

  • محمد

* ارسال شده توسط احمدرضا


لغو جایگاه،اسفند.94
ضرر از جنبه اقتصادی:
به دلیلی روشن و منطقی ضرر زیادی بود که با 10 ماه فاکتور زدن میلیونی(بالا) و مجبور بودن به فروش کالا به قیمت بسیار کمتر از مبلغ خریداری شده،متحمل شدیم.چون عملا کسی با وجود برندهای معتبر سمت خرید گرانتر و اعتماد کردن به کالای شرکت ************** نمیرفت! (کاری به انداختن به دیگران و زبون بازی ندارم!) 
و این مشکل هم برای من و هم 97 زیرمجموعه من بود! به علاوه مشکلاتی دیگر که اخلاق و رفتار آدم رو تغییر میداد! ( پارادایم شیفت: تعریفش قشنگه ولی تو نت ورک ینی تبدیل شدن به یه آدم جدی و معتقد به دین بازاریابی شبکه ای! که بعدها باید بهترین دوستانی که نه گفتن به کار رو حاشیه زندگی بدونه! یعنی کافر دونستن بقیه!)
"" برداشتن سقف ذهنی"" چیزی که شاید قشنگ باشه،ولی من دیدم کسایی رو که سر این کلمه خیلی خیلی غیرمنطقی شدند که شاید در لیست هدف هاشون بخوان مثلا یک ساعت به 24 ساعت روز اضافه کنند یا جای یه سیاره رو عوض کنند :| !!!
"منطق دقیقا دشمن اصلی نت ورکه! احمقانه مثبت باش :)
باید غیرمنطقی باشی،درآمد تصاعدی منطقی نیست پس باید غیر منطقی باشی!"
( این جملات آشناست برای بعضی ها!!)
برای این کار واقعا باید منطق داشته باشیم یا نه؟!
جواب سادست! 
به خودت نگاه کن
اگه وجدان داری و باهاش در ارتباطی از منطق استفاده کن! 100% به جواب میرسی! ( من تمام دردم اینه که تموم این 10 ماه وجدانم عذاب میکشید و من فکر میکردم این فقط سختی کاره و تموم میشه!یه جور قانع کردن خود آدم یا همون فالو)
تصمیم گیری خیلی سادست!!!
یا بذارش کنار و بلند فریاد بزن نه!
یا تا تهش برو و ...
سه نقطه دست شماست!کاملش کنید! چون شما تصمیم میگیرید!
  • محمد

یکی از مشکلاتی که بازاریابی شبکه ای را تهدید میکند، اشباع است. اشباع در لغت به معنی «پُر شدن» و «سیر شدن» است و در اصطلاح بازاریابی شبکه ای معانی و انواع مختلفی دارد که متأسفانه در اغلب موارد برخی از آنها مورد توجه قرار نمیگیرد. در ادامه به تبیین انواع اشباع در بازاریابی شبکه ای پرداخته خواهد شد:

1. اشباع بازاریاب ها: شرکتهای بازاریابی شبکه ای برای رشد خود نیاز به جذب بازاریاب و ساختن یک شبکه انسانی به شکل هرم میباشند. ساختن چنین هرم انسانی نیاز به افراد زیادی دارد که به عنوان بازاریاب به عضویت شرکت درآیند. و افرادی که باید به عضویت در شرکت درآیند با ایجاد هر سطح، افزایش خواهد یافت. تصاعد افراد در بازاریابی شبکه ای، یک تصاعد ریاضی نیست؛ بلکه یک تصاعد هندسی است که با فرمول X^3 (ایکس به توان 3) افزایش می یابد. بنابراین با توجه به آن که تعداد افراد یک جامعه محدود است، تعداد افراد کافی برای عضویت در شرکت وجود نخواهد داشت. و این به معنای آن است که سطحی از افراد وجود خواهد داشت که قادر به مجموعه سازی نخواهند بود و کسی وجود نخواهد داشت که زیرمجموعه آنها شود. این معضل وقتی جدی تر و پیچیده تر میشود که بدانیم که داشتن درآمد بالا و وعده هایی که از طرف شرکت داده میشود، تنها منوط به داشتن مجموعه و فروش آنها میباشد و بدون آن مجموعه، فرد برای رسیدن به مثلا 10میلیون تومان درآمد ماهیانه، باید هر ماه حدود 60 میلیون تومان خرده فروشی داشته باشد و بدیهی است که این امر محال میباشد.

با یک مثال این نوع از اشباع را روشنتر خواهم کرد: فرض کنیم جامعه ما 100 میلیون نفر عضو داشته باشد و همه آنها اعم از پر و جوان، زن و مرد و حتی کودکان 6 ماهه نیز بتوانند عضو این شرکت شوند و این شرکت تنها شرکت بازاریابی شبکه ای باشد و هیچ رقیبی نیز نفداشته باشد. اگر هر بازاریاب نیاز به عضو کردن 3 نفر داشته باشد، سطح سوم این شرکت، به 27 نفر نیاز دارد. تعداد این افراد در سطح 17 به 129,140,163 (صد و بیست و نه میلیون و صد و چهل هزار و صد و شصت و سه نفر) نفر خواهد رسید. یعنی 29 میلیون و 140 هزار و 163 نفر بیشتر از تعداد افراد حاضر در جامعه!!

برخی در پاسخ به این سخن تدعا میکنند که از آنجا که سن قانونی برای عضویت در بازاریابی شبکه ای، 18 سال میباشد و هر سال تعدادی از افراد به سن 18سالگی میرسند، چنین اشباعی هرگز رخ نخواهد داد. این ادعا بسیار سخیف و کوته فکرانه است و گوینده احتمالاً توجه نکرده است که تصاعد هندسی تعداد بسیار زیادی را طلب میکند که عدد آنها بسیار بیشتر از تعدادی است که هر ساله به 18 سال میرسند. من پاسخ مفصل به این ادعا را قبلاً در این صفحه مطرح نموده ام و از تفصیل سخن در این مطلب خودداری میکنم. اما تذکر این نکته ضروری است که سایر ادعاها از قبیل مثال کارخانه یخچال سازی و... نیز با توجه به تصاعد هندسی داشتن بازاریابها در بازاریابی شبکه ای، پاسخ داده خواهد شد.

2. اشباع بازار خرید: این نوع از اشباع است که بیشتر در علم اقتصاد مورد توجه قرار میگیرد. زمانی که تعداد بازاریابها به اندازه قابل توجهی افزایش می یابد، تعداد خریداران بین آنها تقسیم میشود و به تبع هر بازاریاب سهم کمتری از خریداران را به خود اختصاص خواهد داد. مثلاً اگر یک محله دارای 2000 نفر از اهالی باشد و تمام افراد نیز ماهانه 10هزار تومان از بازاریابها خرید کنند(حالت ایدئال) و در این محله 10 بازاریاب وجود داشته باشد، هر بازاریاب بطور متوسط 200 مشتری خواهد داشت و 2میلیون تومان جنس خواهد فروخت. اما تنها چیزی حدود 17% از این پول به عنوان پورسانت به بازاریاب خواهد رسید؛ یعنی حدود 340هزار تومان. حال اگر تعداد بازاریابهای این محله به دو برابر افزایش یابد، درآمد هر بازاریاب به 170هزار تومان کاهش خواهد یافت. و اگر تنها 50 نفر در این محله 2000 نفری در شرکتهای بازاریابی شبکه ای عضو باشند، درآمد هر کدام در هر ماه تنها چیزی معادل 60هزار تومان خواهد بود.

وقتی این نکته را نیز اضافه کنیم که شرکتهای بازاریابی شبکه ای برای رساندن افراد به وعده هایی که میدهند، نیاز به جذب افراد بیشتر و بیشتری دارند، این نتیجه حاصل میشود که در صورتی که شرکتها بازاریابی شبکه ای دچار شکست یا خلف وعده نشوند، تقریباً کسی برای خرید محصول وجود نخواهد نخواهد داشت یا کمیاب خواهد بود.

3. اشباع طعمه ها: این نوع از اشباع در واقع به آگاهی مردم از ماهیت این شرکتها باز می گردد. تعداد زیادی از افراد در هر سال وارد این شرکتها میشوند و ماهیت حقیقی آنها میشناسند و با نحوه کلاهبرداری آنها آشنا میشوند. این افراد که هم وقت و زحمات خود را از دست داده اند، هم فرصتهای خود را بخاطر این کار باخته اند، هم دچار اختلاف و تنش با خانواده و دوستان شده اند(به خاطر آموزشهای خاص این شرکتها) و هم دچار نوعی از بحرانهای احساسی شده اند، هرگز حاضر نخواهند بود که دوباره وارد چنین کاری شوند. این افراد خانواده و دوستان خود را نیز نسبت به ماهیت این شرکتها هشیار و آگاه خواهند کرد. بنابراین باز هم شرکتهای بازاریابی شبکه ای با مانعی بزرگ برای رشد و گسترش خود مواجه خواهند شد و نخواهند توانست به وعده هایی که در بدو ورود فرد به او میدهند، جامه عمل بپوشانند.

جهت آشنایی با سخنان افرادی که این شرکتها را تجربه نموده اند، اینجا را ملاحظه فرمائید.

جهت مشاهده مقاله مربط با اشباع، اینجا کلیک کنید.

  • محمد

اگر تخلفی را در بازاریابی شبکه ای مشاهده نموده اید، میتوانید آن را از طریق سایت ایران هشدار جهت ارجاع به مراجع ذی صلاح، ثبت نمائید.

شرکتهای بازاریابی شبکه ای در صورت تخلف، ابتدا اخطار دریافت کرده و در مرحله بعد، تعلیق یا تعطیل میگردند.


جهت انتقال به صفحه ثبت گزارش تخلف، اینجا کلیک نمائید.

  • محمد

* این مطلب توسط یکی از مخاطبین وبلاگ به نام «amin» نگاتشه شده و با اندکی تصرف و تلخیص در اختیار شما قرار گرفته است.

سلام 
صحبتم شاید خیلی طولانی باشه ولی مطمئنم به درد خیلی از دوستانی که تازه با کار آشنا شدن و دارن دربارش تحقیق میکنن میخوره... 
اواخر شهریور بود که دوستم تماس گرفت ( دوستی که دو سه سالی بود ازش خبری نبود و چندباریم که من قبلا بهش زنگ زده بودم ، جوابمو نمیداد...) و گفت کجایی چیکار میکنی منم گفتم بیکارم چطور ؟ گفت یه کاری برات سراغ دارم با درامد عالی خودمم تازه شروعش کردم پرسیدم ازش که کار چیه گفت نمیتونم توضیح بدم اگر میخوام درباره کار بدونم باید برام وقت بگیره و برم شرکت، گفتم من که بیکارم باشه وقت بگیر بریم خلاصه رفتم رسیدم به آدرسی که داده بود و دیدم اسم شرکت بازاریابان ....... گفتم من از بازاریابی خوشم نمیاد گفت این کار با بازاریابی فرق داره حالا بیا برات توضیح میدن خلاصه رفتیم نشستیم تا آقایان یکی یکی اومدن و توضیحاتشونو دادن. یکیشون که خیلی بچه های شرکت روش حساب میکردن ( بعدا فهمیدم) اومد برا فالو خیلی خوب حرف میزد خیلی اما خوب حرف زدن با حرف خوب زدن خیلی فرق داره... اگه ادم ساده و زود باوری باشی زود حرفاشو باور میکردی اما شکر خدا من اطلاعاتم خیلی خوب بود و درست و غلط حرفاشو خوب تشخیص میدادم 
برگشتم خونه دربارش با پدرم صحبت کردم و از قانونی بودن کار براش گفتم و گفتم که این شرکت با شرکت های هرمی فرق داره شکر خدا پدرم ادم منطقی هست و گفت که من چیز زیادی درباره این شرکت ها نمیدونم اما حس خوبی نسبت به این جور فعالیت ها ندارم گفتم حالا بیشتر تحقیق میکنم تا ببینم چی میشه
 اصلا دلم نبود همچین شرکتی کار کنم ، حس بدی نسبت به این کار داشتم...
  • محمد

* این مطلب توسط یکی از مخاطبان وبلاگ به نام مهدی ارسال شده است و با اندکی تصرف و تلخیص نقل میگردد.

سلام
من تجربه شخصیمو برای دوستان یادداشت میکنم که اونام مثل من فریب نخورند.
من به مدت سه ماه تو شرکت بیز(بازاریابان ایرانیان زمین) فعالیت کردم. با معرّفم تو فضای مجازی آشنا شدم. اولش که کار رو برام توضیح دادن دو دل بودم. اونا بهم چند تا سایت دادن برای تحقیق ولی چون تصمیم قطعی راجع به کارکردن باهاشون نگرفته بودم به اون سایتها مراجعه نکردم بعدشم با تماسای مکرر و سمجانه بالاسریم بدون هیچ گونه تحقیقی وارد این کار شدم و کلی از وقت و پول و اعتبارم بین دوستان رو برای این شرکت تلف کردم. هر سوالی هم که از شرکت راجع به ایراداتش می پرسیدم با بهانه های واهی توجیه می کردن و جوری حرف رو می پیچوندن که آدم از سوال پرسیدنش پشیمون بشه و احساس گناه و مقصر بودن بهش دست بده. خلاصه از همون اول یه ریز دروغ بود که تحویلم میدادن و با تکرار اینکه به آرزوهات فکر کن... اونا همشون دست یافتنین و... باعث شده بودن که از منطق دور بشم و دائم به دارایی هایی که از این شرکت می تونم بدست بیارم فکر کنم. کم کم دروغهاشون برام رو شد و باعث شد ذهنم یه کم آگاه بشه. از جمله دروغایی که بهم گفته بودن این بود که خرید اجباری نداریم!!! بعدشم بهم گفته بودن که اگه نتونستی جنسها رو بفروشی بیار پس بده پولتو بگیر!!(البته تا 7 روز بعد از خرید) یکی دیگه از دروغهاشون این بود که سفارشات 3 روزه میرسه دستت!! و بهم گفته بودن که بعد اتمام آموزشای 4 جلسه ایت دیگه لازم نیس دائم بیای شرکت. و بهم گفته بودن همه محصولات ایرانی و باکیفیت بالا و قیمت با بازار یکی یا حتی ارزون تر!!
ماه اول که به اجبار خرید زدم کالاها 3 هفته طول کشید تا بدستم رسید. بهم گفتن چون وسط ماه خرید زدی دیر بدستت رسیده. ماه بعد هم اصلا پولی برای خرید زدن نداشتم ولی تا آخر ماه انقد مغزم رو خوردن و مجبورم کردن که رفتم از یکی پول قرض کردم خرید زدم. در حالی که هنوز جنسهای قبلی رو هیچ کدومش رو نفروخته بودم. کلا برا شرکت و بالاسری اهمیت نداشت که تو کالایی رو که خریدی، فروختی یا نه، فقط می گفت باید خرید کنی همین!! بعدشم هر روز منو با بهونه های مختلف می کشوندن شرکت واقعا از کار و زندگی افتاده بودم حتی دیگه دانشگاهم نمیرفتم. سه تام زیر مجموعه داشتم که اونها هم بخاطر مزاحمتای وقت و بی وقت من و بالاسریم و اصرار بالاسریم بهشون که حتما باید اونام برن شرکت و خرید بزنن و زودتر زیرمجموعه بیارن عاصیشون کرد و اونام دیگه فعالیت نکردن. همه فامیل و دوستامو برای این کار بیهوده دعوت کردم و چون اونا رفتن تحقیق کردن و دیدن این کار از نظر شرعی مشکل داره و درست نیست، بجای اینکه بهم بگن، تمسخرم کردن و الان به چشم بدی بهم نگاه می کنن.
ماه سوم یکی از دوستام که دعوتش کردم و از قبل راجع به این کارها اطلاع داشت بهم گفت که در آمد این کار درست نیست. منم اول باور نمی کردم چون تو شرکت مجوز فعالیتش رو دیده بودم، بخاطر اینکه به دوستم اثبات کنم که در اشتباهه اومدم تحقیق کردم و دیدم من اشتباه می کردم نه اون. بعدشم راجع به فتوای علما با بی ادبی تمام، بالاسریم که ادعای مذهبی بودن داشت برگشت گفت علما نمی فهمن!! توانایی تجزیه تحلیل درست این شغل رو ندارن!! 

  • محمد

* این مطلب از پایگاه معایب و مشکلات بازاریابی شبکه ای اخذ شده است.

این مطلب رو واسه این نوشتم چون بعد از چندین سال طی یک ماه گذشته به چهار جلسه پرزنت بازاریابی شبکه ای با ظاهری قانونی دعوت شدم و بوی نامطبوع کلاهبرداری به مشامم خورد طی بررسی هایی که انجام دادم، دیدم که حدود 14 شرکت فعال با نامهای آویژه سگال، ابرتجارت کهکشان (لغو مجوز شده)، شبکه بادران گستر، کارآفرینان پیشرو باورس، تلاشکاران سرمایه وزین (تکسو)، بازاریابان ایرانیان زمین (Biz)، مروارید پنبه ریز، زندگی سبز دماوند (Green Life)، سیمرغ عصر تجارت، میراث نفیس دستها، پارس نیوشا نیک، شبکه تلاش آفرینان تجارت، جانسون تجارت، بازاریابی شبکه ای راه سوم پارسیان، نیک پوشان رادین هستند.

 این شرکتها برخلاف اهداف مقدسی (که برای فریب اذهان عمومی ایجاد شده) که در سایتشون نوشته شده و بازاریابها شون به شدت روی این موارد تکیه می کنند:

مثل:

  • حذف واسطه ها
  • حمایت از تولید ملی
  • اشتغال زایی برای جوانان
  • . . .

که در ذیل به بررسی این اهداف می پردازیم.

  • محمد

* مهم؛ لطفاً تا آخر مطالعه فرمائید!

لیدرهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای همواره به دنبال توجیه مشکلات این شرکتها هستند. این توجیه گری انواع مختلفی دارد: گاهی ظاهر منطقی به خود میگیرد و گاهی یک سوال گمراه کننده است که فرد را نسبت به حقیقت به تردید می اندازد. یکی از شبهاتی که توسط افراد این شرکتها مطرح میشود این است که:

اگر درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای حرام است، پس مالیاتی که دولت میگیرد نیز حرام خواهد بود. و چون مالیاتی که دولت میگیرد بین همه مردم ایران پخش میشود، زندگی تمام مردم ایران به مال حرام آلوده خواهد بود!!


در این نوشتار به تحلیل این ادعا (در دو بخش) خواهم پرداخت:


تحلیل این ادعا:

درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای از یکی از این سه حالت خارج نیست: 1) حلال است 2) حرام است 3) بخشی حلال و بخشی حرام است.

در این گزاره ادعا شده است که اگر درآمد شرکتهای بازاریابی شبکه ای حلال باشد، هیچ سوال و اشکالی وجود نخواهد داشت. و اگر درآمد بازاریابی شبکه ای حرام باشد، مالیاتی که گرفته میشود نیز حرام خواهد بود.

این افراد به احتمال سوم که «بخشی از درآمدها حلال باشد و بخشی حرام» هیچ اشاره ای نکرده اند. یعنی هیچ اشاره ای نکرده اند که اگر بخشی از درآمدهای شرکتهای بازاریابی شبکه ای حرام باشد، مالیات آن حلال خواهد بود یا حرام؟! این خود سرنخی است که مغالطه آنان را برملا خواهد کرد.

اگر ما نیز بخواهیم مانند لیدرها فکر کنیم (یعنی معتقد شویم که درآمد حرام، مالیات را نیز حرام خواهد کرد)، باید گفت که اگر حتی تنها یک نفر هم در بازاریابی شبکه ای کلاهبردار باشد و مثلا با دروغ گفتن درآمدش حرام باشد، باز هم مالیاتی که دولت از او میگیرد، حرام خواهد بود و چون این مالیات بین همه مردم ایران تقسیم میشود، زندگی تمام ایرانیان به مال حرام آلوده خواهد شد!! ادعایی که آنقدر مضحک و مسخره است که تلاش کرده اند اصلا درباره آن هیچ صحبتی نشود!! برای همین است که احتمال سوم(یعنی: بخشی حرام و بخشی حلال) اصلا مطرح نشده است؛ چون دستشان را رو خواهد کرد.

اصلاً چرا این توهم کودکانه را در مورد سایر کسب و کارها بررسی نکنیم؟

ما میدانیم که تاجران و بازاریان بسیاری درآمد حرام دارند. کارمندان زیادی هستند که به دلیل کم کاری و تقلب، حداقل بخشی از درآمدشان حرام است. با توجه به ادعای لیدرها، باید مالیاتی که دولت از آنها میگیرد نیز حرام باشد و زندگی همه ایرانیان به مال حرام آلوده شده باشد!! اصلاً با این ادعا، حتی اگر یک نفر هم در ایران درآمد حرام داشته باشد و مالیات دهد، زندگی همه ایرانیان غرق در حرام خواهد شد!!

  • محمد

جذب افراد در این شرکتها کاملا برنامه ریزی شده است. تمام سوالاتی که ممکن است به ذهن شما بیاید از قبل مورد بررسی قرار گرفته و جوابهای قانع کننده ای برای آنها در نظر گرفته شده است. آنان با فیلم بازی کردن شما را جذب میکنند!! تمام مراحل جذب شما از لحظه ای که با شما تماس گرفته میشود از قبل برنامه ریزی شده است و تمام افراد شرکت توجیه هستند که چگونه باید با شما برخورد کنند!! احترام کاذب، بازی با احساسات، رفتار به ظاهر منطقی از خود نشان دادن، فشار و اصرار و... همگی از قبل طراحی شده است. شما نیز پس از مدتی عضویت در این شرکتها تعلیم خواهید دید که چگونه همین نقشه را برای دیگران نیز پیاده کنید.

آنان از قبل میدانند که شما چه سوالاتی خواهید پرسید. برای همین از قبل توجیه یا تاویل عجیب و غریبی برای شما تدارک دیده اند!! حتی از قبل مقرر شده است که اگر شما برخورد منطقی داشتید چه بگویند و اگر برخورد غیر منطقی داشتید چگونه برخورد کنند!!


من برای آن که با بخشی از پشت پرده این شرکتها آشنا شوید، بخشی از جزوه آموزشی این شرکتها را در اخنیار مخاطبان وبلاگ قرار میدهم.

به امید آن که مخاطبین وبلاگ بتوانند با چشمی باز به این مسئله نگاه کنند و بازی نخورند.


دریافت
حجم: 300 کیلوبایت

فرمت فایل: PDF

  • محمد

طرح باینری جوان ترین طرح بازپرداخت است که در سال 1989 توسط چند شرکت بازاریابی شبکه ای وارد عرصه این صنعت شد، اما به دلیل برخی ویژگی های خاص آن، جو سوءظن آمیزی را در میان مسئولان دولتی ناظر به طرح های بازپرداخت در سرتا سر دنیا ایجاد کرد که همین موضوع منجر به عدم استفاده از طرح توسط بسیاری از شرکت ها شده است. جفری بابنر، وکیل حقوقی و نویسنده کتاب آنچه باید بدانید، در توضیح این طرح می گوید: طرح باینری از همان اوایل دهه 1990 شروع بدی داشته است و بعد از گیر و دارهای حقوقی مربوط به آن دیگر رواج چندانی نداشته است. در کشور ما نیز به دلیل استفاده شرکت هرمی کوئست از آن و ویژگی های خاص این طرح که مشوق عضو گیری است، محدودیت در استفاده از آن وجود دارد. در این مقاله در ابتدا به معرفی ویژگی های طرح می پردازیم و در انتها معایب این طرح را که منجر به عدم اقبال آن شده است ذکر می نمائیم:

  • محمد
شرکتهای بازاریابی شبکه ای دارای مولفه هایی هستند که با اقتصاد مقاومتی ناسازگار میباشد. این در حالی است که برخی از لیدرهای این شرکتها با اقدامی پیشگیرانه مدعی هستند که فعالیتهای بازاریابی شبکه ای، در راستای سیاستهای اقتصاد مقاومتی میباشد. در ادامه این ادعا مورد بررسی قرار خواهد گرفت:
بنا بر بیانات مقام معظم رهبری، اقتصاد مقاوتی دارای مولفه هایی است که با توجه به موضوع این مطلب میتوان به این موارد اشاره نمود:
1. تقویت فرهنگ کار و تولید
2. اصلاح الگوی مصرف و پرهیز از اصراف
3. حمایت از تولید ملی
4. رویکرد جهادی
اکنون به بررسی این موارد پرداخته خواهد شد تا مشخص شود ادعای افراد نام برده تا چه اندازه با واقعیت تناسب دارد:
  • محمد

توسط بهروز مهندس زاده / 23 اردیبهشت 91


از صدور مجوز فعالیت برای شرکتهای نتورک مارکتینگ یا بازاریابی شبکه ای، مدتی می گذرد اما آنچه درباره این شرکتها و کلاً صنعت بازاریابی شبکه ای همچنان بدون بررسی باقی مانده است، سبک کار کردن است که این شرکتهای دارای مجوز را به سمت شیوه ی شرکتهای هرمی سوق می دهد. اینکه نتورک طوری کار می شود که راه به سمت هرمی شدن سیستم کج شده و پتانسیل واقعی صنعت MLM بالفعل نمی گردد.

در تعریف بازاریابی شبکه (نتورک مارکتینگ) داریم: فروش کالا یا خدمات مصرفی از طریق شبکه مصرف کنندگان. خب چیزی که مشخص هست این است که فروش در نتورک مارکتینگ بر پایه ی تجربه شخصی استفاده از محصولات شرکت انجام می گیرد و تا اینجا نمی توان خرده ای بر کسی گرفت اما مسأله و در واقع مشکل اینجاست که در این شبکه مصرف کنندگان، فروشی صورت نمیگیرد و همه یا بهتر است بگویم اکثریت قریب به اتفاق افرادی که محصولی خریداری میکنند، در واقع به دنبال کسب درآمد و ورود به طرح پاداش شرکت است که خرید انجام داده اند. این روال به عنوان سیستم آموزشی توسعه می یابد و هر کس برای ورود به طرح درآمدزایی شرکت، مبادرت به خرید محصول یا بسته ای از محصولات می کند و چیزی به نام فروش واقعی کاملاً از میان برداشته می شود.

تمام شرکتهای بازاریابی شبکه ای دارای مجوز، هرمی می شوند!


ایرادی به خود این روش نمیتوان گرفت مگر در یک حالت: با این سبک کار کردن، وقتی به مرحله ای برسیم که دیگر افراد جدیدی تمایل به عضویت در شبکه نداشته باشند، عضوگیری ها متوقف شده و در نتیجه درآمد بلاک می شود. مگر در صورتی که محصول مصرفی واقعی از طرف شرکت ارائه شود که حداقل در زمان نوشتن این متن چنین نبود و نه کسی نیاز دارد هر ماه یک دستبند جدید بخرد و مصرف کند (چون این دستبندها حداقل ۵ سال عمر دارند) و نه کسی نیاز به خرید چندین کارتن دستمال کاغذی و … دارد و یا اینکه هیچکس هرماه یک گردنبند طلا جدید نمیخرد تا بتواند برای دریافت پورسانت واجد شرایط شود. پس میبینیم که با توقف عضوگیری، فروش هم قطع شده و این یعنی طرح یک طرح هرمی است!

  • محمد

توسط بهروز مهندس زاده | ۳۱ تیر ۱۳۹۱


بحث بازاریابی شبکه ای این روزها به واسطه اعطا مجوز از سوی وزارت بازرگانی، داغ تر از هر زمان دیگری در میان علاقه مندان پیگیری می شود. مجوزهایی که در ابعاد متفاوت آنها، بحث بسیار است.

در این پست یکی از مهم ترین ویژگی های شرکت های بازاریابی شبکه ای یعنی محصولات را مورد بررسی قرار خواهم داد. محصولات پایه ی یک بیزینس نتورک مارکتینگ سالم هستند و داشتن محصولات مصرفی واقعی از بایدهای یک شرکت سالم بازاریابی شبکه ای است.

 

محصول مصرفی؟

منظور از چنین محصولی، کالا یا خدماتی است که قابلیت استفاده و تمام شدن در یک دوره ی پرداخت شرکت را داشته باشد طوری که اگر عضوگیری شرکت بازاریابی شبکه ای متوقف شد، صرفاً با فروش همین محصولات، درآمد شرکت و اعضاء سابق ادامه داشته باشد. مثلاً وقتی یک پک مکمل غذایی میفروشید، در صورت مؤثر و مفید بودن، ماه بعد هم می توانید از همان پک به مصرف کننده قبلی بفروشید ولی اگر مثلاً یک گردنبند طلا بفروشید، دیگر نخواهید توانست در ماه بعدی هم به همان شخص آن را بفروشید چرا که گردنبند طلا چیزی نیست که تمام شود!

 

حتماً میگویید گردنبند طلا تمام نمی شود اما می توان آن را به شخص دیگری فروخت! به نکات زیر توجه داشته باشید:

  • محمد

درود بر شما به خاطر  مطالب مفیدتون.

من هم چند وقته درگیر این مساله هستم .وبر تمامی این کلیشه ها واقفم . موج عظیمی ز جوان های کم سن و سال دارن نیروی جوونی و وقت خودشون رو به خاطر مهره ی یک شرکت شدن از دست میدن . با این اوصاف دیگه جامعه شغل ها و تخصص ها و خدماتی مورد نیاز خودش رو از نیروی انسانی به دست نمیاره .من توی گروه نتورکی ها هستم توی تلگرام . میبینم که یه سریهاشون شبها ساعتها بیدار میمون برای کار یعنی میخوام بگماین قدر وقتشونو میگیره . اجناسشون هم که یا به قیمت مغازه اس یا بیشتر کیفیتم که در خوشبینانه ترین حالت اگه کمتر مباشه بیشتر نیست .با توجه به این که این شرکت ها رشد تصاعدی باید داشته باشند برای موفقیت اعضا و با توجه به اینکه نهایتا 400000 نفر از مردم یک جامعه حاضر به عضو شدن در یک شرکت بازار یابی میشوند(7000000 .ضرب در 5 درصد میشه 3500000 که اگه تقسیم بر 10 تا شرکت بازریابی بشه میشه 350000که ما میگیم 400000نفر چون همه جای شرکت حرفش اینه که از همه مردم ایران فقط 5 درصد برای پول دار شدن از همین راه تلاش میکنن 95 درصد این کارو نمیکنن ما هم با استنباط خود نتورکرا رفتیم جلو )(بادرنظر گرفتن افزایش جامعه جوان و مرگ و میر کهنسالان و اینکه عده ای غیر فعال میشوند یا بیرون میروند نهایتا بعد هر سال درصد کمی به این 400000 نفر اضافه میشوند)خواهیم دید که تحقق آرزوی داشتن 1000 نفر زیرمجموعه عملا برای افرادی که بعد از نفر هزارم وارد میشوند ممکن نیست ) . چون تا اونموقع خیلی ها راجع به این موضوع آگاهی بدست آوردن چون به خیلی ها گفته شده و قبول نکردن و اونا هم رفتن به بقیه گفتن پس با توجه به تصاعدی بودن اعضا و  محدود بودن جامعه عملا یه جایی دیگه نفرات 1000 نفری که بهشون وعده داده شده بودو ندارن . خب کار نمیکنن و میذارن میرن اون موقع بالادستی ها هم میبین که هرم ریزش داره اونا هم میرن همینطوری هی میره بالا بعدم اون آخر آخریا میرن از بالایی ها شکایت میکنن . یک ده تلاش یه شرک هرمی با اسم جدید بر باد میره الته میرن انرژی میگیرن برا یه مدل جدیدتر و ده های بعدی .این تازه جدای شرکتایی که بعدا میخواد بیادا .حواستون جمع باشه .آدم که نمیخواین تولید کننین اینقدر امیدوارین میخواین آدم بیارین بعدم خیلی باگ داره سیستمی که توش اون بالاییه باید 100 تومن حداقل خرید بزنه و پول کار بقیه رو بگیره .من توی همین گروه تلگرام دیدم آقاهه فقط 500000 تومن لاک خریده بود.قطعا یه سری ها هم هستن که خیلی بیشتر خرید میزنن .چون سایت اعضا رو تشنه کالا نگه میداره .یعنی مطابق با نیاز تولید نمیکنه که ماهی دو فعه کالاهای پر فروششو شارژ میکنه .این یعنی یه سریا حرص میزنن . زیاد میخرن حالا فرض کن تو وانفسای همین خرید حریصانه بزنه و شرکت منحل شه اون بمونه و مثلا2 ملیون تومن  لاک حالا باید هم برند توقیف شده رو بفروشه .هم باید به 400 نفر  ادم یه دونه لاک بده که تا بخواد پولش درآد قیامت شده

  • محمد

اینجا یکی دیگر از تجربیات و تحلیلهای کاربران را در قالب مطلبی مستقل نقل خواهم کرد:


سلام خدمت همه ی دوستان خوب.
من خودم توسط یکی از دوستام داشتم جذب میشدم به این صورت که یک روز بی خبر من منو برد خونه ی یکی از همین لیدرهاش و قبلش گفت میخوام برم سری به یکی از دوستام بزنم.خلاصه ما رفتیم توی خونه ی این آقا و شروع کرد برای ما از کتاب موج سوم آدلین تافلر و از قانون تصاعد واهرم صحبت کردن.منم با دقت به حرفاش گوش میکردم. تا این که تموم شد و رفتیم خونه.فردای اون روز دوباره رفتیم تو همون خونه شروع کردن از قوانین و خرده فروشی گفتن.شب همون روز رفتیم توی یه پارک که جمعیت زیادی از همین نتورکرا دور هم جمع شده بودن.دوستان شاید بگید که من از احترام و اینا خوشم نمیاد اما دوستانی که قبلا اینجا بودن میفهمن که توی جمعشون به طور زجرآوری قربون صدقه ی هم میرن و یه جور زبون بازی و چاپلوسی برای جذب و نگه داشتن افراد تو این سیستم بکار میبرن. یکی از همین دوستان اومد شروع کرد با من صحبت کردن و میگفت که اگه میخوای موفق باشی همه کارات باید با اجازه ی بالاسریت باشه یعنی اگه بالاسریت گفت امشب این کارو بکنی حتما باید بکنی.بله منم قبول دارم که باید از تجربه ی دیگران استفاده کرد و آزمون و خطا انجام نداد.اما طبعا روی فرد مدیریتی میشه که به تبعیت بی چون وچرا میکشه.دوستانی که مدیریت رسانه میدونن میفهمن چی میگم.همون شب گفتن اگه میخوای بقیه اموزشاتو ببینی باید سیصد هزار تومان خرید بزنی وقتی دلیلشو پرسیدم بهم گفتن چون قراره افرادی رو جذب کنی باید خودت خرید زده باشی تا اونا بهونه ای برای خرید نداشته باشن.همون شب که تقریبا تا نیمه های شب اونجا بودم اومدم خونه جوری ذهن منو پر کرده بودن که وقتی پدرم ازم خواست که دور اینکارو خط بکشم بدترین برخوردی که تاحالا باهاش داشتم رو کردم(خدا منو ببخشه).خلاصه همین جور دودل بودم که وقتی تو اینترنت سرچ میکردم به سایت شما رسیدم و دیدم مرجعم و رهبری اینجور فعالیتها رو غیرشرعی دونستن.بنابراین به بالاسریم جریانو گفتم اونم گفت که این نظرات قدیمی هستن و نظر جدیدشون فرق کرده. ثانیا میگفت که مراجع چیزی از اقتصاد نمیدونن.گفتم مگه میشه کسی که شصت سال مطالعه داشته روی ابعاد مختلف دینی که بالطبع اقتصادم جزئشونه.شاید باور نکنید جوری شده بودم که حاضر بودم بگردم دنبال مرجعی که حکم به حلال بودن داده بود و مرجعمو عوض کنم.
خلاصه به دوستم گفتم من دیگه نمیخوام تو این کار باشم.دوستان تورو یه خورده فکر کنید تو این کلاسا جوری به انسان آموزش میدن که از لیدرها و بالاسری هاشون بت میسازن.و بلا استثناء میگن که بالا سریمون بهترین الگومونه.دوست مسلمون من عزیزم مگر نداریم تو قرآن که رسول الله و حضرت ابراهیم صلوات الله علیهما اسوه ی حسنه هستن؟به خدا قسم اگه هرکدوم از این دوستان وقتی که برای جزوه هاشون میزارن برای قرآن و یا حتی درسشون میگذاشتن الان هرکدوم یا عالم دینی بودن یا نخبه ی بهترین دانشگاه های دنیا.یه لحظه فکر کنید جوری که توسط لیدرها مدیریت میشید و به تبعیت کشیده میشید همون جوری که به من گفتن مرجع تقلیدم چیزی از اقتصاد نمیدونه دو روز دیگه اگه بگن امام زمانی نیست همش ساخته ی ذهن علمای دینیه آیا اون موقع قدرت تصمیم گیری دارید؟ یا نه اگه بگن به فلان فرد رای بده که باب میل دشمنه آیا قدرت انتخاب دارید؟
قانون تصاعدی دوستان ازش صحبت میکنن اگه هرکسی پنج تا محور داشته باشه بزار ببینیم تو سطح دهم چه اتفاقی براش میفته
1-اولین نفر مساوی با پنج به توان صفر که میشه 1
2-پنج نفر بعدی برابر پنج به توان یک
3-بعدیها برابر پنج به توان دو برابر بیست وپنج نفر
4-نفرات بعدی برابر پنج به توان سه مساوی با 125 نفر
5-بعدیها پنج به توان چهار برابر 625 نفر
6-بعدیها پنج به توان پنج برابر 3125
7-بعدیها پنج به توان شیش برابر 15625 نفر
8-بعدیها پنج به توان هفت برابر 78125 نفر
9-بعدیها پنج به توان هشت برابر 390625 نفر
10-بعدیها پنج به توان نه برابر 1953125 نفر
11-و بالاخره در سطح دهم فرد اول برابرپنج به توان ده مساوی با 9765625 نفر
خوب علاوه بر تصاعد هندسی که که مثل عملکرد مولکولی هست تصاعد حسابی هم اینجا نقش داره که برابره با مجموع تمام جملات یعنی:
1+5+25+125+625+3125+15625+78125+390625+1953125+9765625
برابر با دوازده میلیون و دویست و هفت هزارو سی و یک نفر 
میتونید جمع و تفریق کنید
حالا اگه سطح دهم بخواد زیر مجموعه بیاره عددی بالغ بر شصت میلیون نفر میشه
یعنی اگه این افراد رو بخواهیم بیاریم باید شیرخواره هارو هم بیاریم اگه دوازده میلیون نفر مشغول بازاریابی باشن پس چه جوری دکتر پرورش بدیم چه جوری صنعت رو رشد بدیم چه جوری شهر تمیزی داشته باشیم؟ چه جوری کشاورزی کنیم؟
دوستان تو رو به خدا یه خورده روش فکر کنید هیچ سود و زیانی از پیوستن شما به این کار نصیب من نمیشه ولی خواهش میکنم گرفتار آرزوهای دور و دراز نشید.
.در پناه حق
  • محمد

* منبع: سایت پلیس فتا(ایران هشدار)

درمقاله قبلی دو دروغ مطرح شده توسط برخی شرکت های بازاریابی شبکه ای مطرح شد. در ادامه به بررسی مابقی آن خواهیم پرداخت.

دروغ سوم: درنهایت همه محصولات به‌وسیله بازاریابی چند سطحی که یک‌شکل جدید بازاریابی است، فروخته خواهد شد. مراکز خرید، کاتالوگ‌ها و اکثر مدل‌های تبلیغات به‌زودی توسط بازاریابی چند سطحی ارائه خواهد شد.
واقعیت: بازاریابی چند سطحی مدل جدید بازاریابی نیست. از اواخر 1960 فعالیتش را آغاز کرده است. بااین‌وجود، امروز کمتر از یک درصد خرده‌فروشی آمریکا را انجام می‌دهد.
در سال 2000، کل خرده‌فروشی آمریکا برحسب اعلام واحد بازرگانی 3232 تریلیون دلار بوده است که سهم بازاریابی چند سطحی از این مقدار 1000 میلیون دلار بوده است که این مقدار تنها 1/3 از یک درصد کل حجم خرده‌فروشی بوده و به ‌واسطه توزیع‌کنندگان تازه‌وارد انجام‌گرفته است. نه‌تنها سهم بازاریابی چند سطحی درفروش بازار، سطح قابل‌توجهی نیست بلکه به‌عنوان یک مدل فروش در مهم‌ترین عامل که نگهداری مشتری است شکست‌ خورده است. بیشتر مشتریان، خرید محصولات از شرکت‌های بازاریابی چند سطحی و فعالیت در آن را رها کرده و به دنبال فرصت‌های کاری دیگر خواهند رفت. این حقیقت اساسی نشان می‌دهد که بازاریابی چند سطحی به‌عنوان یک مدل بازاریابی نتوانسته جایگزین اشکال دیگر بازاریابی که وجود دارد شود و عملاً با آنان رقابت کند. به‌جای آن بازاریابی چند سطحی، طرح سرمایه‌گذاری جدید را ارائه می‌دهد که در آن از زبان بازاریابی فروش محصولات استفاده کرده است. محصولات آنان با ارائه اطلاعات نادرست فروخته می‌شود و جذب مشتریان احتمالی با بزرگ نمایی در درآمد صورت می‌گیرد. افراد محصولات را برای رسیدن به یک جایگاه امن در هرم سازمانی، می‌خرند. امکان ثروتمند شدن شما وجود دارد اما نه از طریق تلاشتان بلکه از طریق افراد ناشناسی که ممکن است در سطوح پایین شما مشارکت داشته باشند و ماهی‌های بزرگ نامیده می‌شوند.
دروغ چهارم:

  • محمد